خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

محاصره اسرائیل با «طناب دار» سنی؛ راهبرد جدید اردوغان در غرب آسیا

اردوغان با آشتی با رقبای پیشین در حال ساخت یک دیوار دیپلماتیک و راهبردی سنی به دور اسرائیل است تا جایگزین هلال شیعی ایران شود.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «محاصره اسرائیل با «طناب دار» سنی؛ راهبرد جدید اردوغان در غرب آسیا» به قلم پیر رهوف (Pierre Rehov) در موسسه گیت‌استون (Gatestone Institute) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تهاجم دیپلماتیک جدید ترکیه برای متحدکردن جهان تسنن، آشتی راهبردی با عربستان و مصر و تلاش برای جایگزینی «هلال شیعی» ایران با یک بلوک قدرت سنی جهت انزوای اسرائیل می‌پردازد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

در حالی که توجه جهان همچنان بر ایران و محور شیعی متمرکز است، یک تغییر ژئوپلیتیک دیگر با سکوت اما با پیامدهای سنگین در حال شکل‌گیری است. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، تهاجم دیپلماتیک جاه‌طلبانه‌ای را برای متحد کردن جهان تسنن آغاز کرده است. هدف او صرفاً آشتی با رقبای قدیمی نیست، بلکه ساخت یک «دیوار» یا «طناب دار» دیپلماتیک و راهبردی به دور اسرائیل است تا جایگزین هلال شیعی ایران شود. در اوایل فوریه ۲۰۲۶، اردوغان با سفر به عربستان و مصر، نقطه عطفی را در روند عادی‌سازی روابط رقم زد؛ روندی که پس از سال‌ها تنش ناشی از حمایت آنکارا از اخوان‌المسلمین، اکنون به همکاری راهبردی تبدیل شده است.

آشتی ترکیه و عربستان ابعاد ملموسی یافته است. پس از ماجرای خاشقچی، اکنون ریاض و آنکارا قراردادهای کلانی امضا کرده‌اند، از جمله سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری سعودی‌ها در انرژی خورشیدی ترکیه و انتقال فناوری پهپادهای ترک. اما تغییر در روابط با مصر دراماتیک‌تر است. پس از یک دهه خصومت، قاهره و آنکارا یک توافق‌نامه نظامی ۳۵۰ میلیون دلاری امضا کرده‌اند که شامل تولید مشترک تسلیحات و تبادل اطلاعاتی است. مصر به‌عنوان نگهبان کانال سوئز، اهرم فشار لجستیکی قدرتمندی در اختیار دارد که می‌تواند شریان‌های حیاتی اقتصاد اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهد. وزرای خارجه کشورهای کلیدی سنی در فوریه ۲۰۲۶ در بیانیه‌ای مشترک، سیاست‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل را محکوم کردند که نشان‌دهنده همگرایی فزاینده این «محور سنی» است.

تحلیل‌گران اسرائیلی این تحولات را جایگزینی محور شیعی ایران با یک بلوک سنی متأثر از ایدئولوژی اخوان‌المسلمین می‌دانند. اگرچه امارات همچنان مسیری تکنوکراتیک و ضد اسلام سیاسی را دنبال می‌کند، اما عربستان و قطر همسو با ترکیه، رویکردی تندتر نسبت به تل‌آویو اتخاذ کرده‌اند. این محاصره تنها به مرزهای خاکی محدود نیست؛ همکاری اطلاعاتی ترکیه و مصر در لیبی، سودان و سومالی با هدف محدود کردن نفوذ راهبردی اسرائیل در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب، زنگ خطری جدی برای تل‌آویو است.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با درک این تهدید، موضعی سخت اتخاذ کرده است. او در ژانویه ۲۰۲۶ در کنست به صراحت اعلام کرد که «هیچ سرباز ترک یا قطری در نوار غزه نخواهد بود». این وتوی قاطع پس از آن صورت گرفت که کاخ سفید از ایجاد «هیئت صلح» برای بازسازی غزه با حضور احتمالی نمایندگان ترکیه خبر داد. نتانیاهو در پیام‌هایی به دونالد ترامپ، مخالفت خود را با حضور بازیگران خارجی متخاصم در غزه ابلاغ کرد. او اصرار دارد که گسترش‌طلبی ترکیه تهدیدی بلندمدت است و اسرائیل باید کنترل کامل ترتیبات پس از جنگ را در دست داشته باشد.

اردوغان اگرچه از رویارویی مستقیم نظامی پرهیز می‌کند، اما راهبرد او واضح است: ایجاد یک همگرایی نظامی و اقتصادی سنی برای تنگ‌تر کردن فضای تنفسی اسرائیل. این ائتلاف خود را مروج صلح منطقه‌ای معرفی می‌کند، اما این «صلح» در صورت انعطاف‌پذیری دولت‌های آینده اسرائیل، می‌تواند به معنای محو تدریجی این رژیم باشد. در حالی که هلال شیعی زیر فشار تحریم‌هاست، دیواری سنی در حال بالا رفتن است. این ساختار جدید شاید آشکارا شبه‌نظامی نباشد، اما از طریق پیمان‌های انرژی و هماهنگی‌های اطلاعاتی، توازن قوا را تغییر می‌دهد. برای تل‌آویو، این محاصره دیپلماتیک سنی که به آرامی شکل می‌گیرد، چالشی است که اثر تجمعی آن می‌تواند خطرناک‌تر از تهدیدهای نظامی مستقیم باشد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا