فرسایش وجدان عمومی در اسرائیل؛ نتانیاهو چگونه اخلاق را قربانی کرد؟
دههها حاکمیت نظامیگری و قومگرایی تحت رهبری نتانیاهو، مفاهیم اخلاقی جهانشمول را در جامعه اسرائیل تهی از معنا کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پرسشی که اسرائیلیها از آن میگریزند؛ نتانیاهو با وجدان ما چه کرده است؟» به قلم ایتان بولوکان (Eitan Bolokan) در هاآرتص (Haaretz) منتشر شده است. این یادداشت با تحلیل زوال نهادی و اخلاقی جامعه اسرائیل در دهههای اخیر، استدلال میکند که شیفتگی به نظامیگری و توجیه مجازات جمعی، توانایی تشخیص مفاهیم بنیادین عدالت و انسانیت را از افکار عمومی سلب کرده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
نزدیک به سه سال پس از رخدادهای هفتم اکتبر ۲۰۲۳، جامعه اسرائیل تنها گوشههایی از ابعاد شکست راهبردی، نظامی و اطلاعاتی خود را درک کرده است؛ شکستی که فرجام روندی طولانی از فروپاشی نهادی تحت رهبری بنیامین نتانیاهو به شمار میرود. این زوال ساختاری که با دههها حاکمیت نظامیگری، قومگرایی افراطی و فساد حاکمیتی عمیقتر شده، ادراک اخلاقی جامعه اسرائیل نسبت به خویشتن را نیز به شکلی بنیادین دگرگون ساخته است.
سالها زندگی زیر سایه رهبری سیاستمداری متهم به فساد که کارنامه عمومی او تجسم یک خلأ اخلاقی کامل است، موجب شده تا مفاهیم جهانشمولی همچون حق و باطل، حقیقت و فریب، و عدل و ستم، معنای مستقل خود را از دست بدهند و صرفاً در چارچوب توجیه برتریطلبی قومی بازتعریف شوند. در نتیجه، این جامعه از تعهدات عملی استانداردهای اخلاقی که در جوامع مدرن هنجاری الزامآور تلقی میشوند، دست شسته است. در شرایطی که خشونت سیستماتیک شهرکنشینان موجب آوارگی روستاییان فلسطینی در کرانه باختری میشود و افکار عمومی با این ادعا که «بیگناهی در غزه وجود ندارد» مجازات دستهجمعی غیرنظامیان را توجیه میکند، سخنگفتن از وجود وجدان بیدار در جامعه با تناقضی آشکار روبهروست.
فساد سیاسی و اجتماعی ساختار قدرت، زبان و ادبیات عبری روزمره را نیز به اصطلاحاتی نظامیزده و شبهمذهبی آلوده کرده است؛ زبانی که در آن ظرافتهای عقلانی و اخلاقی تحقیر شده و در مقابل، خشم، خشونت و ابتذال کلامی پاداش داده میشود. جامعه کنونی اسرائیل بهجای پذیرش آسیبهای اخلاقی عمیقی که ریشه در اشغالگری کرانه باختری و قدس شرقی از سال ۱۹۶۷ دارد، تمام معضلات اساسی خود را تنها در سطح فقدان «بازدارندگی نظامی» صورتبندی میکند و رنجهای تحمیلشده بر دیگران را با بیتفاوتی نظارهگر است.
پرسش بنیادین فراروی آینده نه میزان دستیابی به ابزارهای جدید نظامی، بلکه امکان بازیافت موازین اخلاقی حاکم بر رفتار سیاسی و انسانی است. خروج از ورطه کنونی تنها زمانی ممکن خواهد بود که جامعه توان بازخوانی رفتار خود بر پایه قواعد حقوق بینالملل، کرامت انسانی و صیانت از غیرنظامیان را بازیابد. بااینحال، فقدان این مسئله محوری در شعارهای احزاب فعال در کارزار انتخابات پیشرو نشان میدهد که جامعه اسرائیل همچنان از بازشناسی هویت اخلاقی ازدسترفته خویش و مواجهه با این بحران وجدانی طفره میرود./ منبع



