انرژی و اقلیمخاورمیانه

زمان دیگر به سود ایران در نبرد محاصره‌ها نیست

محاصره‌های متقابل در تنگه هرمز، فشار اقتصادی بیشتری بر ایران وارد کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «زمان دیگر به سود ایران در نبرد محاصره‌ها نیست» نوشته یاروسلاو تروفیموف (Yaroslav Trofimov) و منتشرشده در وال‌استریت ژورنال (Wall Street Journal)، وضعیت بن‌بست دریایی میان ایران و آمریکا در تنگه هرمز را از منظر فشار اقتصادی، جریان انرژی و محاسبات راهبردی دو طرف بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که محاصره متقابل، برخلاف محاسبات اولیه، هنوز به پیروزی سیاسی هیچ‌یک منجر نشده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

مناقشه بر سر تنگه هرمز وارد مرحله‌ای فرسایشی شده است که در آن ایران و آمریکا هر دو تلاش می‌کنند با اعمال فشار بر جریان انرژی و تجارت دریایی، طرف مقابل را به تغییر محاسبات وادار کنند. بر اساس گزارش، محاصره دریایی آمریکا از ماه جولای مانع صادرات نفت ایران از خلیج فارس شده، در حالی که آمریکا توانسته است با کمک به کشورهای عرب خلیج فارس، بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت آن‌ها را از مسیر تنگه عبور دهد. در نتیجه، اختلال در بازار جهانی نفت بسیار محدودتر از آن چیزی بوده که تهران در ابتدای بحران انتظار داشت.

ایران پیش‌تر با محدودکردن عبور و مرور در تنگه هرمز تلاش کرده بود حدود یک‌پنجم عرضه نفت خام جهان را تحت فشار قرار دهد و از این اهرم برای افزایش هزینه‌های جنگ و واداشتن واشنگتن به تغییر موضع استفاده کند. بااین‌حال، این اقدام نه بحران اقتصادی جهانی مورد انتظار را ایجاد کرد و نه آمریکا را به پایان جنگ بر اساس شروط تهران واداشت. در مقابل، محاصره آمریکا نیز نتوانسته رفتار سیاسی ایران را به‌طور بنیادین تغییر دهد یا موجب بازگشایی کامل تنگه شود. به همین دلیل، وضعیت کنونی بیشتر به یک بن‌بست راهبردی شباهت دارد تا پیروزی روشن یکی از طرفین.

یکی از تغییرات مهم، کاهش تدریجی اهرم ایران بر جریان انرژی است. قیمت نفت در بازارهای جهانی، با وجود افزایش نسبت به شرایط عادی، همچنان زیر سطح ۱۰۰ دلار در هر بشکه قرار دارد. استفاده چین از ذخایر داخلی و کاهش واردات این کشور، در کنار مسیرهای جایگزین انتقال انرژی، به محدودشدن اثرات جهانی اختلال در هرمز کمک کرده است. بااین‌حال، بحران تنها به نفت محدود نیست، محموله‌های گاز طبیعی مایع، کود و دیگر کالاها نیز در خلیج فارس گرفتار شده‌اند و فشار اقتصادی قابل‌توجهی بر کشورهایی مانند قطر، کویت، عراق و بحرین وارد می‌کنند که گزینه‌های محدودی برای دسترسی دریایی جایگزین دارند.

در داخل ایران نیز فشار اقتصادی تشدید شده است، تورم، کاهش تجارت و کمبود سوخت از پیامدهای ادامه محاصره عنوان شده‌اند. بااین‌حال، این فشار تاکنون به اعتراض گسترده یا تغییر رفتار سیاسی حکومت منجر نشده است. ساختارهای امنیتی و ظرفیت سرکوب همچنان امکان کنترل نارضایتی را فراهم کرده‌اند. از سوی دیگر، ادامه فشار اقتصادی می‌تواند ظرفیت جامعه برای بسیج عمومی را کاهش دهد و لزوماً به تحول سیاسی منجر نشود.

در نهایت، فرسایشی‌شدن بحران می‌تواند خطر تشدید درگیری را افزایش دهد. ایران همچنان ابزارهایی برای بالا بردن هزینه‌های آمریکا و متحدانش در اختیار دارد و توانایی واشنگتن برای حفظ محاصره دریایی در بلندمدت نیز قطعی نیست. بنابراین، کاهش اهرم ایران به معنای پایان بن‌بست نیست، بلکه ممکن است تهران را به اقدام نظامی بیشتر برای بهبود موقعیت مذاکره ترغیب کند. هم‌زمان، پیش‌بینی فروپاشی یا بقای قطعی ساختار سیاسی ایران نیز با عدم‌قطعیت جدی روبه‌رو است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا