انرژی و اقلیمخارجیخاورمیانه

فاکتور فاجعه در هدف‌گیری برنامه هسته‌ای ایران

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «فاکتور فاجعه در هدف‌گیری برنامه هسته‌ای ایران» نوشته دورین هورشِگ (Doreen Horschig)  و بِیلی شیف (Bailey Schiff)، در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) منتشر شده است. در این مقاله بررسی شده است که چگونه نگرانی از پیامدهای رادیواکتیو حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران، در حال تبدیل‌شدن به عاملی تعیین‌کننده در انتخاب اهداف نظامی اسرائیل و آمریکا است. در کنار ملاحظات راهبردی، خطرات زیست ‌محیطی به‌ویژه در مرحله کنونی عملیات می‌تواند محدودیت‌های تازه‌ای بر اقدامات نظامی علیه ایران تحمیل کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


در روز ۱۹ ژوئن، سخنگوی ارتش اسرائیل به اشتباه اعلام کرد که نیروهای این کشور نیروگاه هسته‌ای بوشهر را هدف قرار داده‌اند؛ هرچند این سخنان بلافاصله اصلاح شد، اما واکنش منطقه‌ای به آن قابل توجه بود. عمان اطلاعیه‌هایی درباره اقدامات لازم در صورت بروز حادثه هسته‌ای منتشر کرد، بحرین ۳۳ پناهگاه اضطراری آماده ساخت و شورای همکاری خلیج فارس مرکز مدیریت بحران کویت را فعال کرد. این واکنش‌ها بیانگر نگرانی‌هایی عمیق‌تر، از جمله تأثیرات آلودگی رادیواکتیو در راهبردهای نظامی اسرائیل و آمریکا علیه برنامه هسته‌ای ایران است.

روسیه و چین با بهره‌برداری از این سردرگمی، مدعی شدند که هدف قراردادن هر سایت هسته‌ای می‌تواند فاجعه زیست‌محیطی به ‌بار آورد؛ هرچند این ادعاها اغراق‌آمیز است، اما نگرانی‌هایی واقعی نیز وجود دارد. برخی سایت‌ها به‌دلیل ماهیت و وضعیت عملیاتی‌شان، در صورت حمله می‌توانند موجب آلودگی قابل توجه شوند. این موضوع می‌تواند دلیل پرهیز اسرائیل از برخی اهداف و دشواری نابودی کامل زیرساخت‌های هسته‌ای ایران از طریق حملات نظامی را توضیح دهد.

در گذشته، اسرائیل با بهره‌گیری از ملاحظات زیست‌محیطی، حملات پیشگیرانه‌ای مانند عملیات اپرا در سال ۱۹۸۱ علیه راکتور اوسیراک عراق و عملیات اورکارد در سال ۲۰۰۷ علیه راکتور دیرالزور سوریه را توجیه کرد. در هر دو مورد، ادعا شد که حمله پیش از فعال‌شدن راکتورها، از آلودگی جلوگیری کرده است. اما در شرایط کنونی، بسیاری از تأسیسات حساس ایران نه‌تنها عملیاتی هستند، بلکه بسیار مستحکم و حفاظت‌شده‌اند و هدف‌گیری آن‌ها با خطر واقعی آلودگی همراه است.

در عملیات «چکش نیمه‌شب» در روز ۲۱ ژوئن، حملاتی علیه فردو، نطنز و اصفهان انجام شد که به ‌نظر می‌رسد حداکثر توان نظامی متعارف برای ضربه‌زدن به تأسیسات هسته‌ای ایران بدون بروز آلودگی گسترده را نشان می‌دهد. در نتیجه، اهداف باقی‌مانده یا به‌شدت مستحکم‌اند، یا با خطر بالای زیست‌محیطی همراه‌اند.

ریسک آلودگی در تأسیسات مختلف متفاوت است. حمله به نیروگاه‌هایی مانند بوشهر، به ‌دلیل وجود مقادیر زیاد سوخت مصرف‌ شده، می‌تواند آلودگی وسیعی ایجاد کند. در صورت بروز حادثه، مواد رادیواکتیو مانند ید-۱۳۱ و سزیم-۱۳۷ ممکن است در سراسر ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس منتشر شوند. در مقابل، راکتورهایی مانند تهران یا اراک ریسک محلی یا پایین‌تری دارند. در مورد نطنز و اصفهان، نگرانی بیش‌تر مربوط به ترکیبات شیمیایی مانند اورانیوم غنی‌شده و ترکیبات فلوراید است که قابل کنترل‌تر هستند.

فردو، که در عمق ۹۰ متری زمین قرار دارد، مستحکم‌ترین تأسیسات ایران محسوب می‌شود. در این مکان، بمب‌افکن‌های بی-۲ آمریکا دوازده بمب سنگرشکن GBU-57 را پرتاب کردند. با وجود ادعای ترامپ درباره نابودی کامل آن، تصاویر ماهواره‌ای اولیه تنها آسیب جزئی را نشان می‌دهند. نبود دسترسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارزیابی دقیق را دشوار کرده است.

نگرانی دیگر، پراکندگی ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد ایران است که مکان آن‌ها برای آمریکا ناشناخته و تحت کنترل ایران باقی مانده است. هدف قراردادن این ذخایر، حتی به‌طور غیرعمدی، می‌تواند موجب آلودگی موضعی شود.

در آینده، اسرائیل با گزینه‌هایی محدود و پرهزینه مواجه است. حمله مجدد به فردو یا بوشهر می‌تواند منجر به آلودگی یا درگیری میدانی شود. گزینه حمله زمینی به فردو، گرچه کم ‌خطرتر برای محیط زیست است، اما برای نیروهای اسرائیلی بسیار خطرناک خواهد بود. استفاده از سلاح هسته‌ای تاکتیکی به‌ عنوان تنها راه اطمینان از نابودی کامل فردو مطرح شده، اما این گزینه ریسک بالایی دارد و غیرمحتمل است. عملیات خرابکارانه یا استفاده از یگان‌های ویژه با کم‌ترین خطر زیست ‌محیطی، در حال حاضر مؤثرترین و قابل‌پذیرش‌ترین گزینه تلقی می‌شود.

در مجموع، ملاحظات زیست‌محیطی به‌عنوان یک صافی راهبردی در انتخاب اهداف اسرائیل عمل می‌کند. تأسیسات با ریسک بالای آلودگی و ارزش راهبردی پایین احتمالاً نادیده گرفته می‌شوند، اما اهدافی چون فردو با ریسک متوسط و ارزش بالا، همچنان در دستور کار باقی می‌مانند. با محدودشدن گزینه‌ها و افزایش خطرات، ممکن است ملاحظات زیست‌محیطی، نه فشارهای بین‌المللی، مرزهای جدیدی برای راهبردهای ساسیت ضد اشاعه اسرائیل ترسیم کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا