چهار سناریو برای فعالشدن مکانیسم ماشه
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چهار سناریو برای فعالشدن مکانیسم ماشه» به قلم علیاکبر رضایی در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. این یادداشت با رویکردی تحلیلی، به بررسی انگیزهها و پیامدهای احتمالی اقدام سه کشور اروپایی برای فعالسازی مکانیسم ماشه علیه ایران پرداخته و چهار سناریو از فشارهای صرفاً حقوقی–اقتصادی تا درگیری چندجانبه منطقهای را ترسیم میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
مکانیسم ماشه که به گفته محمدجواد ظریف توسط یک حقوقدان ایتالیایی به نام فرانچسکو در متن برجام و در مواد ۳۶ و ۳۷ گنجانده شده، بدون اطلاع تیم مذاکرهکننده ایرانی پذیرفته شد. این سازوکار به سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان امکان میدهد در چارچوب یک جنگ ترکیبی شامل ابعاد حقوقی، اقتصادی و نظامی علیه ایران اقدام کنند. هدف آنها، وادارکردن ایران به پذیرش خواستههای فراتر از چارچوب هستهای یا استفاده از فعالسازی آن بهعنوان مجوزی برای اقدام نظامی است. انتشار بیانیه زودهنگام گروه۷ در حمایت از این اقدام و بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل، نشانهای از اجماع غربی و هماهنگی چندلایه برای اعمال فشار بر ایران است. این فشارها در سه سطح حقوقی-دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی طراحی شده و تهدیدات بالقوهای از سوی ناتو، آمریکا و اسرائیل را نیز شامل میشود.
در این چارچوب، چهار سناریو برای فعالسازی مکانیسم ماشه قابل پیشبینی است. نخست، سناریوی فشار صرفاً حقوقی-اقتصادی که شامل فعالسازی رسمی سازوکار، بازگشت تحریمهای سازمان ملل و هماهنگسازی تحریمهای ثانویه است. هدف این مرحله ایجاد مشروعیت بینالمللی برای فشار، فرسایش اقتصادی و کشاندن ایران به مذاکرات با امتیازات بیشتر برای طرف مقابل است. شاخصهای اولیه این سناریو شامل تصویب سریع بستههای تحریمی اروپا، همسویی بیانیههای گروه۷ و افزایش فشار بر بیمه و کشتیرانی خواهد بود. ریسک برخورد نظامی در این حالت پایین ارزیابی میشود و راهکارهای ایران شامل مدیریت پیامدهای اقتصادی، استفاده از دیپلماسی فعال با کشورهای غیرغربی و حفظ کانالهای محدود تنشزدایی است.
دوم، سناریوی ترکیب فشار حقوقی با عملیات پنهان و خرابکاری نقطهای که همزمان با تحریمها، حملات سایبری به زیرساختهای انرژی یا حمل و نقل، خرابکاری صنعتی و عملیات اطلاعاتی برای شکلدهی روایت عمومی انجام میشود. این اقدامات با هدف افزایش هزینه داخلی بدون عبور از آستانه جنگ طراحی شدهاند. شاخصها شامل افزایش حملات سایبری، گزارش حوادث صنعتی زنجیرهای و موج رسانهای هماهنگشده است. ریسک برخورد نظامی در این سناریو متوسط و غیرمستقیم است و اقدامات ایران باید شامل ارتقای تابآوری سایبری و صنعتی، افشای گزینشی منبع حملات برای بازدارندگی و تداوم کانالهای بحران باشد.
سومین سناریو، ترکیب فشار حقوقی با حملات محدود و دقیق است که اغلب با نسبتدادن مبهم عملیاتی میشوند؛ هدف، ضربه به داراییهای خاص ایران در خارج یا پیرامون مرزها است که ممکن است با حملات پهپادی یا موشکی انجام شود. اسرائیل با هماهنگی ضمنی آمریکا میتواند مجری اصلی باشد و اروپا نقش حقوقی و رسانهای ایفا کند. شاخصها عبارتاند از جابهجایی نیروها و هواگردها در پایگاههای منطقهای، هشدارهای سفر سفارتخانهها، افزایش پروازهای شناسایی و نشستهای اضطراری امنیتی. ریسک تماس نظامی در این سناریو متوسط رو به بالا اما قابل کنترل است و راهکار ایران شامل بازدارندگی محدود، انتخاب پاسخهای غیرمستقیم یا نامتقارن و استفاده از میانجیگری منطقهای خواهد بود.
چهارمین و پرریسکترین سناریو، وقوع یک درگیری منطقهای چندجبههای است که بهشکل چرخه اقدام و تلافیجویی میان ایران و بازیگران منطقهای یا فرامنطقهای شکل میگیرد و میتواند به درگیری نیابتی گسترده بینجامد. شاخصهای این سناریو شامل تخلیه اتباع خارجی، بستهشدن مسیرهای هوایی و دریایی، استقرار سامانههای پدافندی اضافی و موضعگیری آشکار فرماندهی مرکزی آمریکا است. راهکارهای ایران باید شامل مدیریت پلکانی تنش، تعیین خطوط قرمز شفاف، بهرهگیری از کانالهای آتشبس و دیپلماسی اضطراری با قدرتهای بزرگ باشد./ منبع



