فلسطین بدون فلسطینیها غیرممکن است
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «فلسطین بدون فلسطینیها غیرممکن است» به قلم فئودور لوکیانوف (Fyodor Lukyanov) در راشا تودی (Russia Today) منتشر شده است. این مقاله موفقیت موقت دونالد ترامپ در آتشبس غزه را بررسی میکند و استدلال میکند که رویکرد معاملهمحور او، بدون توجه به مسئله فلسطینیها، نمیتواند صلح پایدار در غرب آسیا ایجاد کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که تجسم فرهنگ سیاسی بیپرده، خودباور و نمایشی این کشور است، در اجلاس صلح شرمالشیخ وعده «صلح ابدی» در غرب آسیا و حل نهایی درگیری سههزارساله منطقه را داد. اما پشت این هیاهو، چه رخ داده است؟ توافق جدید غزه، که پس از بیش از یک سال مذاکره بهعنوان پیشرفتی بزرگ معرفی شد، چیز تازهای نیست. تبادل زندانی میان اسرائیل و دشمنانش دهههاست که تکرار میشود -مراسمی جنجالی اما آشنا که تنشها را موقتاً کاهش میدهد، بدون تغییر ریشههای درگیری.
تفاوت این بار، بلندپروازی طرح است. واشنگتن امیدوار است این تبادل را به گامی برای بازآرایی قدرت منطقهای تبدیل کند؛ با تکیه بر تجربه پیمان ابراهیم که تلاش داشت دشمنیهای مذهبی و تاریخی را با شبکهای از روابط تجاری سودمحور میان اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس جایگزین کند. ایده این است که منافع تجاری مشترک میتواند درگیریهای ایدئولوژیک را مهار کند. برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، که نخبگانشان بیشتر با ثروت تعریف میشوند تا ایدئولوژی، این منطق جذاب است: تجارت، سرمایهگذاری و فناوری ثبات میآورد؛ اما همبستگی با فلسطینیها نه. این همان فرمول دیپلماسی سنتی آمریکا در منطقه است: پول و تضمینهای امنیتی صلح میخرد.
حمله اسرائیل به دوحه در میانه مذاکرات برای حذف رهبران حماس، این منطق را بهخطر انداخت. واشنگتن خشمگین شد، زیرا این اقدام باور به جایگزینی اهرم مالی با آشتی سیاسی را بهچالش کشید. آمریکا سپس اسرائیل را تحت فشار گذاشت تا پیامدها را محدود کند و به شرکای عرب اطمینان دهد که رهبری آمریکا همچنان معتبر است. اما هدف واقعی، سبک کردن بار راهبردی غرب آسیا برای آمریکا پس از نیمقرن است، تا تمرکز به آسیا معطوف شود. مدل این است که اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس سیستمی خودپایدار بر پایه سود اقتصادی بسازند و دیگران سازگار شوند.
ترکیه، متحد ناتو، قابل مدیریت است. ایران، تضعیفشده از حملات اسرائیل و خستگی داخلی، تمایلی به تشدید تنش ندارد. اما مسئله فلسطین همچنان مانع است. طرح بیستمادهای ترامپ -با خواست خلع سلاح حماس و اداره بینالمللی غزه- محدود به غزه است و درباره راهحل سیاسی گستردهتر ساکت است. ایده دو دولت یهودی و عربی، که زمانی سازمان ملل متصور بود، به گفتار رسمی بازگشته، اما کاملاً نظری است و اراده سیاسی برای اجرا ندارد. حقیقت گریزناپذیر است: فلسطین بدون فلسطینیها-که برخی سیاستمداران اسرائیلی علناً مطرح کردند- غیرممکن است. نادیده گرفتن مردمی که سرنوشتشان درگیری را تعریف میکند، صلح را دستنیافتنی نگه میدارد. اسرائیل ادعا میکند حماس را نابود کرده، اما شکار رهبرانش با اولین فرصت از سر گرفته میشود.
اعتماد نیز مسئله است. شرکای آمریکا، با وجود اطمینانبخشیهای واشنگتن، به تداوم سیاستهایش باور ندارند. آمریکا در دوره بازاندیشی داخلی و خارجی است و تعهداتش تضمینشده نیست. به همین دلیل، عربستان و پاکستان همکاری امنیتی را عمیقتر کرده و ایده «سپر هستهای» مشترک مطرح شده است -بهعنوان نشانه بیاعتمادی به نقش دائمی آمریکا.
دولت ترامپ با ابزارهای موجود، آرامش موقت، مذاکرات احیاشده و حس تحرک در برابر بنبست ایجاد کرده است -موفقیتی قابل توجه در دورهای با دیپلماسی کمثمر. اما این طرح ریشههای درگیری را تغییر نمیدهد و چارچوبی پایدار برای همزیستی فراهم نمیکند؛ فقط فوران بعدی را بهتعویق میاندازد. غرب آسیا آینه تغییر قدرت جهانی است. ابتکار ترامپ نه پایان درگیری، بلکه بازتاب تغییر اولویتهای آمریکا را نشان میدهد: ابرقدرتی که با معاملات، کاهش نفوذ خود را مدیریت میکند. متحدین سازگار میشوند، دشمنان منتظرند. «صلح ابدی» شرمالشیخ بهزودی محدودیتهایش را نشان خواهد داد. بدون جایگاهی برای فلسطینیها، صلح همچنان سرابی در بیابان خواهد ماند./ منبع



