ترس اعراب حاشیه خلیج فارس از تبدیل اسرائیل به غول منطقهای
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «ترس اعراب حاشیه خلیج فارس از تبدیل اسرائیل به غول منطقهای» به قلم محمد بهارون (Mohammed Baharoon) و الکس واتانکا (Alex Vatanka) در مؤسسه خاورمیانه (Middle East Institute) منتشر شده است. این مقاله بررسی میکند که چگونه اقدامات نظامی و سیاسی اسرائیل، با حمایت آمریکا، به درک آن بهعنوان هژمون منطقهای منجر شده و چالشهایی برای گسترش پیمان ابراهیم ایجاد کرده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
دولت ترامپ در تلاش برای گسترش پیمان ابراهیم در غرب آسیا، قفقاز و آسیای مرکزی است، اما این تلاشها با تغییر نگرش در جهان عرب و مسلمان مواجه شده است. زمانی اسرائیل بهعنوان داوود در برابر جالوت جهان عرب دیده میشد، اما اکنون با قدرت نظامی بیحد و حمایت بیقید آمریکا، بهعنوان هژمون منطقهای تلقی میشود. این تحول برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه عربستان، پرسشی اساسی ایجاد کرده است: آیا میتوان با یک غول منطقهای شریک صلح شد؟ عملیات نظامی اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در غزه، لبنان، سوریه، یمن و حمله مستقیم به ایران در ژوئن ۲۰۲۵، این باور را تقویت کرده که اسرائیل نهتنها بهدنبال بازدارندگی، بلکه در پی تسلط بر منطقه است. این اقدامات، همراه با قطعنامه کنست در جولای ۲۰۲۴ علیه تشکیل دولت فلسطینی و رد پیشنهاد عربستانی-فرانسوی برای راهحل دو کشوری در جولای ۲۰۲۵، دیدگاه حداکثری اسرائیل را تثبیت کرده است. با کشتهشدن بیش از ۶۰ هزار فلسطینی در غزه و اثرات جنگ دوازدهروزه اسرائیل و ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس نگران استفاده اسرائیل از زور برای تغییر نظم منطقهای هستند.
اسرائیل با نادیدهگرفتن فشارهای بینالمللی از سوی آمریکا و سازمان ملل، بدون عواقب جدی، قدرت سیاسی خود را نشان داده است. در ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل بهرغم مخالفت آمریکا، به خاک ایران حمله کرد و آمریکا برای جلوگیری از تشدید تنش، خود به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد. این رویدادها فرضیههای قدیمی درباره بازدارندگی آمریکا و خویشتنداری اسرائیل را درهم شکست. کشورهای حاشیه خلیج فارس، پیمان ابراهیم را که قرار بود صلح و ثبات را ترویج کند، اکنون بهعنوان ابزاری برای مشروعیتبخشی به برتری اسرائیل میبینند. عربستان که پیشتر با گشودن حریم هوایی خود، از این پیمان حمایت کرده بود، اکنون عادیسازی روابط را مشروط به راهحل دوکشوری میداند که اسرائیل آن را رد میکند.
تلاش برای پیوستن کشورهایی مانند آذربایجان و قزاقستان به توافقنامهها، بیشتر با هدف نمایش رهبری آمریکا و تقویت همسویی علیه ایران و روسیه است تا صلح واقعی. این کشورها از دههها پیش با اسرائیل روابط دیپلماتیک داشتهاند، اما اعتراضات مردمی در آذربایجان نشاندهنده محدودیتهای عادیسازی بدون عدالت برای فلسطینیان است. نگرانی اصلی کشورهای حاشیه خلیج فارس از دکترین «دست بلند» اسرائیل است که حملات پیشدستانه در چندین جبهه را شامل میشود و بهنظر آنها بهجای دفاع، به تکهتکهکردن منطقه میانجامد. این دکترین در ایران شامل حملات به زندانها و پایگاههای شبهنظامی و تحریک ناآرامی در مناطق اقلیتی مانند خوزستان و بلوچستان بوده و در سوریه نیز با توجیه حفاظت از اقلیتها دنبال شده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس نگرانند که این رویکرد به عراق یا حتی عربستان تسری یابد.
برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند قطر و عمان، نقش میانجی بین ایران و غرب را پذیرفتهاند؛ درحالیکه عربستان مسیر میانهای را دنبال میکند: حفظ ارتباط با اسرائیل، احیای روابط با ایران و تمرکز بر ثبات داخلی منطقه. جنگ دوازدهروزه، بهویژه حملات ایران به پایگاه العدید در قطر، اعتماد خلیج فارس به حفاظت ازسوی آمریکا را متزلزل کرد. ایران نیز پس از جنگ، با تشکیل شورای دفاع جدید به ریاست مسعود پزشکیان و پیامهای دیپلماتیک به پاکستان و کشورهای عضو بریکس، رویکردی متعادلتر نشان داده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس معتقدند صلح پایدار نیازمند تغییر رفتار اسرائیل و همکاری منطقهای است که شامل ایران و اسرائیل و بر عدم تجاوز متکی باشد. در جهانی چندقطبی، منطقهای بدون هژمونها یک ضرورت راهبردی است و نظم منطقهای باید بر خویشتنداری، متقابلبودن و حاکمیت استوار باشد./ منبع



