اروپا چگونه برای تنبیه سانچز، به مادرید خیانت کرد؟

بحران مهاجرت در سبته، نه تنها ورشکستگی سیاستهای مرزی اتحادیه اروپا، بلکه خیانت شرکای اروپایی و آمریکایی به اسپانیا را نیز آشکار ساخت که از این بحران برای تنبیه دولت سانچز به دلیل مواضع مستقلش در قبال فلسطین و ایران استفاده کردند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اروپا چگونه برای تنبیه سانچز، به مادرید خیانت کرد؟» به قلم مصطفی فیتوری (Mustafa Fetouri) در راشاتودی (RussiaToday) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که بحران مهاجرت در سبته، نه یک رویداد خودجوش، بلکه یک مانور ژئوپلیتیکی مهندسیشده برای تنبیه دولت پدرو سانچز بود. این اقدام با همسویی منافع مراکش، آمریکا و اسرائیل و با خیانت متحدان اروپایی اسپانیا صورت گرفت تا دولت مستقل سانچز را به دلیل مواضعش در قبال فلسطین و ایران، تحت فشار قرار دهد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
مقامات اروپایی زمانی که از مهاجرت صحبت میکنند، از کلماتی چون «ارزشهای بشردوستانه» و «حقوق بشر» استفاده میکنند، اما در واقعیت، تنها سیاست فراگیر اتحادیه اروپا در این زمینه، دور نگه داشتن مردم به هر قیمتی است. بروکسل دهههاست که از پرداختن به ریشههای اصلی آوارگی جهانی خودداری میکند، زیرا این امر مستلزم رویارویی با یک ذهنیت استعماری مداوم است؛ ذهنیتی که جنوب جهانی و بهویژه آفریقا را به عنوان انباری از منابع خام میبیند که باید استخراج شوند و جمعیت آن به حال خود رها شوند. رویکرد اروپا برونسپاری اجرای سیاستهای مرزی به کشورهای حائل شمال آفریقا و تبدیل حکومتهای همسایه به زندانبانان «قلعه اروپا» بوده است. شوک مرزی ۳۰ و ۳۱ جولای در سبته، ورشکستگی کامل این سیستم را آشکار کرد. هجوم دهها هزار جوان مراکشی به این منطقه، نه تنها نشاندهنده استیصال انسانی، بلکه نتیجه منطقی وابستگی امنیتی خود اروپاست. رباط به خوبی میداند که اروپا چقدر آسیبپذیر است و هر زمان که اصطکاکهای دیپلماتیک به وجود میآید، کنترلهای مرزی ناگهان نرم میشوند.
با این حال، این شوک مرزی زمانی که در کنار سیگنالهای دیپلماتیک واشنگتن قرار میگیرد، ظاهر «خودجوش» خود را از دست میدهد. هفتهها قبل از این هجوم، واشنگتن با وجود لفاظیهای ضد مهاجرتی دولت ترامپ، به طور چراغ خاموش، گشایش بیسابقهای را در قبال جاهطلبیهای ارضی رباط نشان داد. کمیته اعتبارات مجلس نمایندگان آمریکا در گزارشی، حاکمیت اسپانیا بر سبته و ملیله را به «کنترل اداری» تقلیل داد و مذاکرات دیپلماتیک در مورد آینده این شهرها را تشویق کرد. این سیگنال با ناامیدی فزاینده واشنگتن از پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، به دلیل امتناع او از استفاده از پایگاههای نظامی آمریکا برای عملیات علیه ایران، مخالفت صریح او با سیاست اسرائیل در غزه و هزینههای دفاعی پایین مادرید، ترکیب شد. این بحران، ریاکاری تشکیلات سیاست خارجی اتحادیه اروپا را آشکار و شکافهای ایدئولوژیک در سراسر اروپا را عریان کرد. زمانی که بحرانهای مهاجرتی مشابه در مرزهای شرقی اروپا رخ میدهد، مقامات بروکسل فوراً آن را «جنگ ترکیبی» مینامند، اما زمانی که یک شریک کلیدی غربی در شمال آفریقا از همان مکانیسم فشار مرزی علیه یک کشور عضو مخالف مانند اسپانیا استفاده میکند، واکنش اتحادیه اروپا یک استاندارد دوگانه است.
انزوای مادرید نه تنها از سوی واشنگتن و رباط، بلکه از داخل خود اروپا و توسط دولتهای محافظهکاری که با موضع سرسختانه طرفدار فلسطین سانچز مخالف بودند، مهندسی شد. دولت ایتالیا به سرعت توافق شنگن را با اسپانیا به حالت تعلیق درآورد تا مادرید را به صورت سیاسی تنبیه کند. اروپا به جای همبستگی با یک کشور عضو، این شوک را به یک سلاح تبدیل کرد. پس از جنگ اکتبر ۲۰۲۳، اسپانیا به تهاجمیترین منتقد اقدامات نظامی اسرائیل در اروپا تبدیل شد. سانچز کشور فلسطین را به رسمیت شناخت، بارها اسرائیل را به ارتکاب نسلکشی متهم کرد و به پرونده آفریقای جنوبی در دیوان بینالمللی دادگستری پیوست. این اقدامات، مادرید را در برابر یک انتقامجویی ژئوپلیتیکی سهجانبه آسیبپذیر کرد: تلآویو پشتیبانی اطلاعاتی را فراهم کرد، واشنگتن پوشش دیپلماتیک را ارائه داد و رباط فشار مهاجرت نامتقارن را بر سبته اعمال کرد تا یک رژیم سرکش اروپایی را به زانو درآورد. چه از طریق تبانی صریح و چه همسویی استراتژیک، همگرایی جاهطلبیهای ارضی مراکش، فشار آمریکا و خشم اسرائیل، یک حرکت گازانبری نامتقارن ایجاد کرد که در آن، مراکش به عنوان چکش عملیاتی عمل کرد و واشنگتن و تلآویو پوشش دیپلماتیک را فراهم آوردند./منبع



