دموکراتها برای انتخابات میاندورهای چه چشماندازی دارند؟
دموکراتها میان گرایشهای پیشرو و ضرورت پیروزی در انتخابات میاندورهای در حال موازنه هستند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دموکراتها برای انتخابات میاندورهای چه چشماندازی دارند؟» به قلم رابرت سیگل (Robert Siegel)، ای.جی. دیون جونیور (E.J. Dionne Jr.) و کریستن سولتیس اندرسون (Kristen Soltis Anderson) در نیویورک تایمز (New York Times) منتشر شده است. این مطلب با بررسی نتایج انتخابات مقدماتی، اختلافات درونحزبی و خطاهای نظرسنجی، وضعیت دموکراتها را میان گرایش به نامزدهای پیشرو و ضرورت انتخاب گزینههای انتخابپذیرتر در انتخابات میاندورهای ارزیابی میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
کمتر از سه ماه مانده به انتخابات میاندورهای آمریکا، نتایج غیرمنتظره انتخابات مقدماتی و ناکامی برخی نظرسنجیها، پرسشهایی درباره مسیر آینده حزب دموکرات و توانایی آن برای بازپسگیری موقعیت سیاسی مطرح کرده است. مهمترین مسئله درون حزب، نه لزوماً حرکت به سمت چپ افراطی، بلکه چگونگی ایجاد تعادل میان خواستههای طیف پیشرو و ضرورت معرفی نامزدهایی است که در انتخابات نهایی شانس بیشتری برای پیروزی داشته باشند.
نتایج اخیر در چند ایالت نشان میدهد دموکراتها گرایشهای متنوعی دارند. در مینهسوتا، پگی فلاناگان، نامزد پیشرو، توانست بر آنجی کریگ، نماینده میانهرو، غلبه کند. در میشیگان نیز عبدالسید با اختلافی اندک هیلی استیونز، نماینده میانهرو، را شکست داد. این نتایج میتواند نشانه افزایش تمایل بخشی از رأیدهندگان دموکرات به نامزدهایی باشد که مواضع سختگیرانهتری نسبت به وضعیت موجود، گذشته سیاسی و دونالد ترامپ دارند.
با این حال، چنین نتایجی به معنای آن نیست که کل حزب در حال حرکت به سوی چپ است. دموکراتها همچنان حزبی با گرایشهای گسترده و متنوعاند و بخش قابلتوجهی از آنها همزمان با ارزشهای پیشرو، بر ضرورت پیروزی در انتخابات عمومی تأکید دارند. از این منظر، انتخابات مقدماتی به محلی برای سنجش میزان پذیرش نامزدهای ایدئولوژیکتر و در عین حال توانایی آنها برای جذب رأیدهندگان مستقل و میانه تبدیل شده است.
انتخابات مقدماتی فرمانداری ویسکانسین نمونه مهمی از این معادله بود. فرانچسکا هونگ، نامزد پیشرو و عضو سوسیالیستهای دموکرات آمریکا، در بخش عمده رقابت مقدماتی در نظرسنجیها پیشتاز بود. با این حال، این برتری تا حد زیادی ناشی از پراکندگی سایر نامزدهای دموکرات بود. پراکندگی آرا نشان داد که پیشتازی اولیه یک نامزد لزوماً به معنای برخورداری از حمایت اکثریت یا تضمین پیروزی در انتخابات عمومی نیست.
این وضعیت بیانگر چالش راهبردی دموکراتها در آستانه انتخابات میاندورهای است. حزب از یک سو با فشار فعالان و رأیدهندگان برای اتخاذ مواضع صریحتر و مقابله جدیتر با ترامپ روبهروست و از سوی دیگر باید نامزدهایی را انتخاب کند که بتوانند در حوزههای انتخابیه رقابتی، ائتلاف گستردهتری از رأیدهندگان را گرد هم آورند.
در نتیجه، مناقشه اصلی درون حزب را نمیتوان صرفاً به دوگانه «چپ و میانهرو» تقلیل داد. مسئله مهمتر، نسبت میان ایدئولوژی و انتخابپذیری است. برخی نتایج مقدماتی نشان میدهد رأیدهندگان دموکرات خواهان تغییر و مقابله سختتر با وضع موجود هستند، اما همزمان ضرورت پیروزی در انتخابات نهایی همچنان محدودیت مهمی برای انتخاب نامزدها محسوب میشود.
خطاهای نظرسنجی نیز بر پیچیدگی وضعیت افزودهاند. فاصله میان پیشبینیها و نتایج واقعی میتواند ارزیابی دقیق از قدرت جریانهای مختلف درون حزب را دشوار کند. بنابراین، عملکرد دموکراتها در انتخابات پیشرو بیش از آنکه صرفاً به میزان پیشرو یا میانهرو بودن نامزدها وابسته باشد، به توانایی حزب برای ترکیب انرژی سیاسی، انسجام درونحزبی و قابلیت پیروزی در انتخابات عمومی بستگی خواهد داشت./منبع



