توافق مکه چگونه میتواند به سود روسیه تمام شود
همگرایی امنیتی پاکستان، عربستان و ترکیه اگرچه بعید است به یک ناتوی جدید تبدیل شود، اما میتواند نفوذ آمریکا در خاورمیانه را محدود و فشار بر جبهه جنوبی روسیه را کاهش دهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توافق مکه چگونه میتواند به سود روسیه تمام شود» به قلم تیموفی بوردچف (Timofey Bordachev) در راشاتودی (RussiaToday) منتشر شده است. این یادداشت توافق دفاعی سهجانبه پاکستان، عربستان و ترکیه را از منظر منافع راهبردی روسیه بررسی میکند و نشان میدهد که افزایش استقلال امنیتی قدرتهای منطقهای، حتی بدون تبدیلشدن به یک اتحاد نظامی منسجم، میتواند توان آمریکا برای مدیریت نظم خاورمیانه را کاهش دهد و بخشی از فشارهای ژئوپلیتیکی بر مسکو را منحرف کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
روسیه در طول تاریخ برای کاهش فشار همزمان از چند جبهه، از وجود قدرتها و دولتهای حائلی بهره برده که الزاماً متحد مسکو نبودهاند، اما برای رقبای آن دردسر بیشتری ایجاد میکردند. این منطق همچنان در سیاست خارجی روسیه کاربرد دارد؛ بهویژه زمانی که مسکو منابع کافی برای مداخله مستقیم در یک منطقه را ندارد. در شرایطی که بخش بزرگی از توان روسیه درگیر جنگ اوکراین است و تنش میان ایران از یک سو و آمریکا و متحدانش از سوی دیگر به یک رویارویی طولانی تبدیل شده، شکلگیری ترتیبات امنیتی مستقل در خاورمیانه میتواند بخشی از فشار بر جبهه جنوبی روسیه را کاهش دهد.
توافق دفاعی سهجانبه پاکستان، عربستان و ترکیه در مکه از همین منظر اهمیت پیدا میکند. این توافق شامل تعهداتی برای حمایت متقابل در صورت حمله نظامی به یکی از طرفهاست و به همین دلیل برخی آن را «ناتوی سنی» یا «ناتوی اسلامی» نامیدهاند. با این حال، این سه کشور نه استقلال نظامی و سیاسی خود را کنار گذاشتهاند و نه ساختاری یکپارچه شبیه ناتو ایجاد کردهاند. اهمیت اصلی این ابتکار در آن است که قدرتهای مهم منطقهای برای تأمین امنیت خود مستقیماً با یکدیگر گفتوگو میکنند و دیگر برای هر تصمیم امنیتی منتظر چارچوبی نیستند که واشنگتن طراحی کند. چنین روندی بخشی از نظم سیاسی ایجادشده تحت رهبری آمریکا در خاورمیانه را تضعیف میکند.
آمریکا همچنان خواهان حفظ نفوذ مسلط خود در منطقه است، اما ترجیح میدهد این برتری را با هزینه مالی و سیاسی کمتری حفظ کند. به همین دلیل، ایجاد سازوکارهای امنیتی مستقل میان ریاض، آنکارا و اسلامآباد برای واشنگتن مطلوب نیست. هیچیک از این کشورها بهتنهایی یا در قالب این ائتلاف توان پایاندادن به هژمونی آمریکا را ندارند، اما نفس تلاش آنها برای تنظیم مناسبات امنیتی بدون مدیریت مستقیم واشنگتن نشانه افزایش استقلال منطقهای است. این وضعیت برای کشورهایی که خواهان نظم بینالمللی چندقطبیتر هستند فرصت ایجاد میکند و همزمان محاسبات آمریکا را پیچیدهتر میسازد.
با وجود عنوانهایی مانند «ناتوی اسلامی»، احتمال تبدیل این مجموعه به یک اتحاد نظامی منسجم پایین است. اتحاد پایدار نیازمند دشمن مشترک، هماهنگی عملیاتی و معمولاً یک قدرت مسلط است که برنامهریزی دفاعی مشترک را هدایت کند. ناتو در شرایط ویژه پس از جنگ جهانی دوم و با محوریت آمریکا شکل گرفت، اما تلاشهای واشنگتن برای ساخت نمونههای مشابه در جنوبشرق آسیا و خاورمیانه از طریق پیمانهایی مانند سیتو و سنتو دوام نیاورد. پاکستان، عربستان و ترکیه نیز اولویتهای متفاوت، روابط متفاوت با آمریکا و دیدگاههای یکسانی درباره ایران ندارند. حتی روابط دفاعی دیرینه عربستان و پاکستان نیز الزاماً به واکنش نظامی مشترک در هنگام بحران منجر نشده و ترکیه نیز با وجود حمایت سیاسی از فلسطین، از اقداماتی که مستقیماً منافع اسرائیل را بهشدت آسیب بزند پرهیز کرده است.
برای روسیه، همین اختلافها جنبه اطمینانبخش ماجراست. هر یک از اعضای این مجموعه میتواند بهطور مستقل در قفقاز جنوبی، آسیای مرکزی یا جهان اسلام برای مسکو چالش ایجاد کند، اما احتمال هماهنگی آنها برای واردکردن فشار مستمر بر منافع روسیه محدود است. همچنین بعید است این سه کشور جبههای کاملاً متحد علیه ایران تشکیل دهند، زیرا رقابتها، جاهطلبیها و شراکتهای متفاوت آنها مانع چنین همگرایی عمیقی میشود. در نتیجه، توافق مکه بیش از آنکه تهدیدی مستقیم برای روسیه باشد، میتواند به اهداف مسکو کمک کند؛ زیرا راهبرد آمریکا را پیچیدهتر میکند، استقلال بازیگران منطقهای را افزایش میدهد و توان واشنگتن برای تحمیل یک نظم سیاسی واحد بر خاورمیانه را محدود میسازد. روسیه برای بهرهبرداری از این وضعیت نیازی ندارد این کشورها متحدش شوند؛ کافی است بخشی از توجه و منابع رقبای مسکو را به خود مشغول کنند تا روسیه بتواند تمرکز اصلی خود را بر جبهه اوکراین حفظ کند./منبع



