امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

چگونگی ارزیابی خسارات حملات به ایران

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چگونگی ارزیابی خسارات حملات به ایران» نوشته‌ الیوت کوهن (Eliot A. Cohen)، و منتشرشده در نشریه آتلانتیک (Atlantic)، با نگاهی تحلیلی به مفهوم «ارزیابی خسارات جنگی» می‌کوشد واقع‌بینانه به تأثیر حملات اخیر آمریکا بر برنامه هسته‌ای ایران بپردازد. مقاله با تکیه بر داده‌های تاریخی، فنی و تجربی، کارآمدی ادعاهای واشنگتن و منتقدان آن را در مورد موفقیت عملیات هوایی بررسی می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب را می‌خوانید.


مفهوم «ارزیابی خسارت نبرد» که سابقه‌ای طولانی در تاریخ نظامی دارد، امروز بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است؛ این‌بار در پی حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در ۲۲ ژوئن. برخی مقامات از نابودی کامل این زیرساخت‌ها سخن گفتند، در حالی که ارزیابی اولیه آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا آسیب‌ وارده را «حداقلی» توصیف کرد؛ اما تجربه، تاریخ و منطق فنی ایجاب می‌کند که نسبت به چنین قضاوت‌هایی در دو روز اول تردید داشت.

ارزیابی خسارت بر سه عامل کلیدی استوار است: نوع مهمات، هواپیمای حامل و نوع آسیب ایجادشده. در سال‌های اخیر، دقت تسلیحات هدایت‌شونده به شکل چشمگیری افزایش یافته است؛ از بمب‌های هدایت لیزری در ویتنام گرفته تا بمب‌های سنگرشکن مدرن با سرجنگی سخت‌شده. هواپیماهای پیشرفته مانند بی-۲، با حداقل تهدیدات دفاع هوایی و شرایط عملیاتی ایده‌آل، دقت عملکردی بسیار بالایی دارند. در حمله اخیر، بمب‌های GBU-57 با وزن پانزده تن و قدرت نفوذ بالا از چنین پلتفرم‌هایی شلیک شدند؛ بمب‌هایی که اندازه‌ای دو برابر بزرگ‌تر از مدل معروف «تال‌بوی» در جنگ جهانی دوم دارند.

علاوه بر توان سخت‌افزاری، شناخت عمیق و طولانی‌مدت از اهداف هسته‌ای ایران، حاصل دهه‌ها عملیات اطلاعاتی مشترک اسرائیل و آمریکا نیز در افزایش دقت حملات مؤثر بوده است. در نتیجه، فرضیه‌ اثربخشی بالای حمله بر پایه داده‌ها و توان عملیاتی، موجه به‌نظر می‌رسد.

اما صرف تخریب فیزیکی شاخص مناسبی برای سنجش موفقیت نیست. در جنگ‌های گذشته مانند ویتنام و جنگ خلیج فارس، خسارت عملکردی (functional effects) بسیار مهم‌تر از نابودی عینی تجهیزات بوده است. مثلاً در کویت، بسیاری از تانک‌های عراقی ظاهراً سالم بودند اما نیروهای آن‌ها از ترس حملات هوایی از آن‌ها فاصله گرفته بودند و در عمل ناکارآمد شده بودند. به‌علاوه، تخریب زیرساخت‌های پشتیبانی، طراحی و تولید، گاه آسیب‌زاتر از تخریب مستقیم کلاهک یا رآکتور است.

در حمله اخیر، علاوه بر بمباران فیزیکی، حداقل چهارده دانشمند هسته‌ای ایران نیز ترور شده‌اند و آسیب به «زیست‌بوم هسته‌ای» ایران (از طراحی تا تست و مونتاژ) بسیار فراتر از یک حمله موضعی است. گزارش‌های منابع مستقل مانند دیوید آلبرایت، تحلیل‌گر شناخته‌شده حوزه عدم اشاعه، این ارزیابی را تأیید می‌کنند.

در این میان، برخی از منتقدان دولت آمریکا با نادیده گرفتن فرآیند پیچیده ارزیابی، به داوری‌های عجولانه روی آوردند. به گفته برخی افراد، برای ارزیابی دقیق باید اطلاعات ماهواره‌ای، داده‌های سیگنالی، شنود، شواهد فیزیکی مانند نشست زمین و حتی داده‌های انسانی تلفیق شوند. دو روز زمان، قطعاً برای چنین تحلیلی کافی نیست و گزارش آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا نیز از نظر عملیاتی ارزش اندکی دارد.

با همه این تفاسیر، اجماع متخصصان و واکنش‌های ایران، از جمله اذعان وزیر خارجه این کشور به وارد شدن خسارات جدی، نشان می‌دهد که ارزیابی خوش‌بینانه مقامات آمریکایی چندان دور از واقعیت نبوده است. البته باید بین روایت‌های تبلیغاتی و تحلیل دقیق فاصله گذاشت؛ اما نشانه‌ها حاکی از آن است که ضربه وارده به برنامه هسته‌ای ایران، جدی، هدفمند و احتمالاً پایدار بوده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا