آیا اسرائیل در پاسخ بهرسمیتشناختن دولت فلسطین، روند الحاق کرانه باختری را تسریع خواهد کرد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «آیا اسرائیل در پاسخ بهرسمیتشناختن دولت فلسطین، روند الحاق کرانه باختری را تسریع خواهد کرد؟» از سوی مرکز سیاست امارات (Emirates Policy Center) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی اقدامات اسرائیل برای پیشبرد الحاق کرانه باختری از طریق قوانین داخلی و توسعههای میدانی، واکنشها به موج شناسایی بینالمللی دولت فلسطین و پیامدهای احتمالی این روند بر فلسطینیها، جامعه اسرائیل، توافقنامههای ابراهیم و کشورهای منطقه میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
اسرائیل از زمان رویکارآمدن دولت فعلی در پایان سال ۲۰۲۲، پیگیری الحاق دائمی کرانه باختری را بهعنوان هدف اصلی در دستورکار قرار داده است. این روند از دو مسیر پیش میرود: اقدامات قانونی از طریق تصویب قوانین در کنست و اقدامات عملی در میادین بهویژه با تقویت «دپارتمان استقرار» وزارت دفاع تحت هدایت بتسالل اسموتریچ. بر اساس گزارش جنبش «صلح اکنون» در سال ۲۰۲۴، مساحت اراضی فلسطینی در مناطق ب و ج کاهش یافته و حضور اسرائیلیها در آن افزایش یافته است. تصویب قوانین متعدد در کنست، از جمله مخالفت رسمی با تشکیل دولت فلسطینی، لغو قانون خروج از غزه و کرانه باختری شمالی در سال ۲۰۰۵ و تصویب قوانین حمایتی از الحاق، با اقدامات میدانی چون گسترش شهرکها، احداث جادهها، اعلام اراضی بهعنوان «زمین دولتی» و تخریب گسترده خانههای فلسطینی همراه شده است. در سال ۲۰۲۴، ۵۹ پایگاه شهرکنشینی جدید ایجاد شد و ۱۰ هزار واحد مسکونی دیگر به تصویب رسید. همزمان تخریب ۸۴۰ ساختمان فلسطینی و افزایش خشونت شهرکنشینان ثبت شد. ارتش و نهادهای امنیتی در برابر این اقدامات عموماً منفعل بودهاند و حتی در مواردی مانع بازگشت فلسطینیهای اخراجشده شدهاند.
موضع آمریکا در قبال الحاق نقش تعیینکننده دارد. تاکنون واشنگتن رسماً حمایتی اعلام نکرده است. دونالد ترامپ وعده بررسی مجدد این موضوع را داده اما هنوز تصمیمی رسمی اعلام نکرده است. در حالی که برخی جمهوریخواهان از الحاق حمایت میکنند، ملاحظاتی چون پیامدهای جنگ غزه، فشارهای بینالمللی بر اسرائیل، اهمیت توافقنامههای ابراهیم و بازگشت پررنگ راهحل دوکشوری در محافل جهانی موجب تردید واشنگتن در حمایت رسمی شده است.
پیامدهای الحاق بسیار گسترده ارزیابی میشود. از یک سو، این روند به معنای پایان راهحل دوکشوری و تثبیت نظامی شبیه آپارتاید در کرانه باختری خواهد بود که فلسطینیها را به محدودههای کوچک و محصور محدود میکند. این وضعیت احتمال فروپاشی تشکیلات خودگردان را افزایش میدهد و بار مسئولیت جمعیتی و خدماتی را بر عهده اسرائیل میگذارد. در سطح داخلی اسرائیل نیز شکافها عمیقتر شده است؛ بخشی از جامعه با الحاق کامل مخالف است و آن را تهدیدی برای ماهیت یهودی و دموکراتیک کشور میداند. از سوی دیگر، الحاق میتواند توافقنامههای ابراهیم را تضعیف کرده و مانعی در مسیر عادیسازی روابط با عربستان و دیگر کشورها باشد. همچنین اردن با چالشهای جدی مواجه میشود؛ از نگرانی درباره انتقال احتمالی فلسطینیها به مرزهایش تا افزایش فشارهای داخلی برای قطع روابط با اسرائیل.
در مورد سناریوهای آینده، سه مسیر محتمل مطرح میشود: الحاق کامل کرانه باختری، الحاق بخشهایی همچون دره اردن و منطقه ج که ۶۰ درصد مساحت کرانه باختری را شامل میشود و یا ادامه کنترل عملی بدون اعلام رسمی الحاق. سناریوی نخست با حمایت برخی جناحهای راستگرایان مطرح است، اما نبود تأیید رسمی آمریکا و خطر انزوای بینالمللی مانع اصلی آن است. سناریوی دوم با هدف الحاق زمینهای وسیع اما جمعیت اندک فلسطینی دنبال میشود تا خطر تغییر بافت جمعیتی کاهش یابد. سناریوی سوم بر تحکیم تدریجی واقعیتهای میدانی بدون اعلام رسمی تمرکز دارد و اسرائیل با گسترش شهرکها و اعطای حقوق مشابه به ساکنان آنها میکوشد شکل حقوقی جدیدی ایجاد کند.
جناح راستگرایان اسرائیل فشار بر نتانیاهو برای اعلام رسمی الحاق را افزایش داده است، اما او همچنان با احتیاط حرکت میکند تا میان منافع داخلی و فشارهای بینالمللی توازن برقرار کند./ منبع



