خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

اسرائیل در مسیر انزوای راهبردی

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اسرائیل در مسیر انزوای راهبردی» نوشته‌ مارک چمپیون (Marc Champion) و منتشرشده در بلومبرگ (Bloomberg)، به بررسی روندهای سیاسی و نظامی اخیر اسرائیل پس از جنگ غزه پرداخته و به‌ویژه به بن‌بست راهبردی دولت نتانیاهو در مواجهه با فشارهای بین‌المللی، افکار عمومی داخلی و ائتلاف‌های منطقه‌ای می‌پردازد. این یادداشت با تمرکز بر بحران مشروعیت و انزوای فزاینده اسرائیل، خطرات ادامه‌ اشغال غزه و گزینه‌های پیش‌روی دولت را بررسی می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


کمتر از دو سال پیش، اسرائیل پس از اقدام نظامی حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، از حمایت بی‌سابقه‌ جهانی برخوردار شد. بر اثر آن اقدام نظامی، حدود ۱۲۰۰ نفر کشته و ۲۵۰ نفر گروگان گرفته شدند. با گذشت زمان و تداوم عملیات نظامی اسرائیل در غزه، حمایت بین‌المللی به‌شکل چشم‌گیری کاهش‌یافته و اسرائیل وارد مرحله‌ای از انزوا شده که همراه با اتهامات حقوق‌بشری و بررسی پرونده‌های نسل‌کشی در مراجع بین‌المللی است.

با نابودی گسترده زیرساخت‌ها در غزه، تلفات غیرنظامی سنگین، سوءاستفاده از کمک‌های بشردوستانه به‌عنوان اهرم فشار و نبود برنامه‌ای برای آینده‌ این منطقه، انتقادات گسترده‌ای نسبت به سیاست‌های اسرائیل شکل‌ گرفته است. برخی از متحدان سنتی اسرائیل، مانند آلمان، ارسال تسلیحات قابل‌استفاده در غزه را تعلیق کرده‌اند و برخی دیگر، از جمله کشورهای اروپایی، به شناسایی رسمی کشور فلسطین روی آورده‌اند.

در این میان، نخست‌وزیر اسرائیل تصمیم گرفته عملیات نظامی در غزه را گسترش دهد. این تصمیم برخلاف نظر فرماندهان ارشد ارتش و بدون حمایت داخلی و بین‌المللی اتخاذ شده است. هدف اعلام‌شده، تصرف کامل شهر غزه و نابودی باقی‌مانده‌ نیروهای حماس است. در عین حال، مشخص نیست چه نهادی پس از این عملیات قرار است جایگزین حاکمیت غزه شود. کشورهای عربی خواستار شرایط مشخصی برای ورود به این روند شده‌اند که در برنامه‌ دولت اسرائیل نادیده گرفته شده است.

نبود راهبرد خروج، مخالفت خانواده‌ گروگان‌ها، انتقاد متحدان و حتی نارضایتی اعضای راست‌گرای کابینه، همگی گویای عدم اجماع بر سر این مسیر هستند. برخی نگران‌اند که ادامه‌ این جنگ، جان گروگان‌ها را به‌خطر انداخته و زمینه‌ پاکسازی قومی و اسکان یهودیان در غزه را فراهم کند. در داخل اسرائیل، گروهی شامل بیش از ۵۵۰ ژنرال و مقام امنیتی سابق، با ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور آمریکا، خواستار پایان جنگ شده‌اند و تاکید کرده‌اند که عملیات نظامی دیگر کارکرد نظامی ندارد.

سیاستی که صرفا بر زور متکی است، روابط اسرائیل با همسایگان، اروپا و حتی آمریکا را تضعیف کرده و آینده‌ای را ترسیم می‌کند که در آن ۱۰ میلیون اسرائیلی، از جمله بیش از دو میلیون عرب‌تبار، در برابر جمعیتی بزرگ‌تر از همسایگان متخاصم قرار گیرند. اسرائیل در سال گذشته در مقابله با نیروهای متحد ایران مانند حزب‌الله و حتی در مواجهه مستقیم با تهران، موفقیت‌های نظامی مهمی کسب کرده است و در حال حاضر قدرتمندترین ارتش منطقه را در اختیار دارد، اما این توازن قوا ممکن است پایدار نباشد.

تحولات گذشته در مناطقی مانند قره‌باغ نشان داده‌اند که برتری نظامی همیشگی نیست. در سال ۲۰۲۳، پس از شکست نظامی ارمنستان، منطقه‌ قره‌باغ عملا از جمعیت ارمنی خالی شد. تجربه‌های مشابهی در گرجستان، اوکراین و سایر مناطق نشان می‌دهد که اخراج اقلیت‌های قومی، با وجود محکومیت‌های بین‌المللی، در برخی موارد موفقیت‌آمیز بوده است.

در اسرائیل، ریشه‌ نگاه کنونی دولت را می‌توان در دیدگاه‌های بنیامین نتانیاهو جست‌وجو کرد. او در دوران سیاسی خود با ایجاد دولت فلسطینی مخالفت کرده و در گذشته نیز خروج از غزه را اشتباه می‌دانست. این موضع ناشی از رویکرد ایدئولوژیکی است که در آن، تقسیم سرزمین مقدس غیرقابل‌قبول تلقی می‌شود. مخالفت با نقش‌آفرینی تشکیلات خودگردان فلسطینی در آینده‌ غزه، بخشی از همین سیاست است.

ساختار سیاسی اسرائیل نیز به‌سمت گرایش‌های افراطی متمایل شده است. ائتلاف حاکم متشکل از گروه‌های مذهبی، شهرک‌نشینان و جریان‌هایی است که به‌طور بنیادین با موجودیت فلسطینی‌ها مخالف‌اند. حریدی‌ها، که از خدمت نظامی معاف‌اند و از آموزش مذهبی برخوردارند، با نرخ رشد جمعیتی بالا، به نیرویی تاثیرگذار تبدیل شده‌اند که چشم‌انداز اسرائیل را از «ملت استارت‌آپ» به‌سوی دولتی دینی تغییر می‌دهند.

در افکار عمومی، تغییراتی بنیادین رخ داده است. بیشتر اسرائیلی‌ها خواهان آتش‌بس به‌منظور آزادسازی گروگان‌ها هستند، اما پس از آن با ازسرگیری جنگ مشکلی ندارند. اغلب یهودیان اسرائیلی معتقدند که ارتش همه‌ تلاش خود را برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان انجام داده و هم‌زمان، بیشتر فلسطینی‌ها نیز مسئولیت حماس را در حملات سال گذشته رد می‌کنند. حمایت از راه‌حل دو‌دولتی در هر دو جامعه کاهش‌یافته و تمایل به خروج فلسطینی‌ها از غزه، که زمانی دیدگاهی حاشیه‌ای بود، اکنون به نظر بسیاری از شهروندان اسرائیلی منطقی می‌رسد.

این نگرش، با گذشته‌ تاریخی، مذهبی و فرهنگی گره خورده است. غزه در حافظه‌ تاریخی یهودیان، محل ستیز با فلسطینیان و دشمنان تاریخی تلقی می‌شود. چنین نگاهی باعث می‌شود که تنفر سیاسی به‌صورت عمیق‌تری در بستر اجتماعی بازتولید شود.

در سطح بین‌المللی، اجرای برنامه‌ اخراج یا «خروج داوطلبانه» فلسطینی‌ها، با مفهوم پاکسازی قومی هم‌خوانی دارد؛ مفهومی که گرچه لزوما به‌تنهایی جرم بین‌المللی محسوب نمی‌شود، اما در بسیاری از موارد با اقدامات جنایت‌آمیز مانند نسل‌کشی همراه بوده است. در بسیاری از موارد تاریخی، این راهبرد برای کشور مهاجم موفق بوده است، اما در سرزمین‌هایی مانند فلسطین، که محل نزاع سه دین بزرگ جهان است، تحقق آن بعید به نظر می‌رسد.

برای تغییر مسیر کنونی، نقش ایالات متحده حیاتی تلقی می‌شود. کشورهای عربی مانند عربستان، امارات و مصر، خواستار تعهد اسرائیل به راه‌حل دو‌دولتی و واگذاری اداره‌ غزه به تشکیلات خودگردان فلسطینی هستند. در مقابل، این کشورها حاضرند با اسرائیل عادی‌سازی کنند و بار بازسازی غزه را موقتا برعهده گیرند. این طرح با همه‌ نواقصش، مبنای مناسبی برای شروع مجدد گفت‌وگوهاست.

اپوزیسیون اسرائیل می‌تواند با تضمین حفظ دولت در صورت پایان جنگ، به نتانیاهو انگیزه دهد تا مسیر سیاسی را بپذیرد، حتی اگر ائتلاف راست‌گرای او فروبپاشد. تعیین زمان انتخابات نیز می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای جلب حمایت عمومی عمل کند. با توجه به هشدار نهادهای امنیتی و نظامی، تداوم این جنگ، نه‌تنها به فرسایش منابع انسانی و اخلاقی منجر می‌شود، بلکه اسرائیل را به‌سوی انزوایی خطرناک در نظام بین‌الملل سوق می‌دهد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا