آتشبس ایران: تنفس در میانه توفان
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آتشبس ایران: تنفس در میانه توفان» نوشته امیر طاهری در اندیشکده گیتاستون (Gatestone Institute) با نگاهی به بستر تاریخی و سیاسی رویارویی ایران با آمریکا و اسرائیل، آتشبس اخیر را نقطه پایانی بر تنشها نمیداند بلکه وقفهای مصلحتی در نبردی نیمقرنی میداند. با مرور خواستههای چهارگانه تهران از غرب، میتوان فضای شکننده کنونی را نتیجه ملاحظات داخلی، معادلات انتخاباتی آمریکا و تزلزل سیاسی اسرائیل دانست. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تنشهای اخیر میان ایران و غرب، بهویژه آمریکا و اسرائیل، فراتر از نگرانی صرف درباره توانایی هستهای تهران است؛ چراکه تمامی مدیران آژانس بینالمللی انرژی اتمی از هانس بلیکس تا محمد البرادعی و رافائل گروسی همواره تصریح کردهاند که قادر به تأیید ساخت سلاح هستهای توسط ایران نیستند. ریشههای بحران کنونی به سالها پیش بازمیگردد و آخرین رویاروییها تنها فصل جدیدی از جنگی است که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ آغاز شده است.
آغاز این نبرد را حمله به سفارت اسرائیل در تهران و تحویل آن به یاسر عرفات میدانند، اقدامی که چند ماه بعد با حمله به سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلماتها ادامه یافت. این حملات که بر اساس حقوق بینالملل معادل اعلان جنگ هستند، نقطه آغاز جنگی پنهان بودند که با پاسخ ناکام نظامی آمریکا در دوران جیمی کارتر و سپس همکاری مقطعی با ایران در جریان جنگ ایران و عراق شکل تازهای گرفت. در این دوران، آمریکا و اسرائیل اطلاعات و تسلیحاتی را به تهران علیه صدام ارسال کردند.
اما این آتشبس کوتاه با پایان جنگ ایران و عراق به پایان رسید و تهران در دهه ۱۹۸۰ با همکاری دولت اسد لبنان را به میدان جنگی علیه آمریکا و اسرائیل بدل کرد. سپس، با تجهیز گروههای متحد در فلسطین و لبنان و ایجاد جنگهای فرسایشی در عراق و دیگر نقاط، نبرد با دشمنان ادامه یافت. در دهههای بعد، تهران با جنگهای کمدامنه علیه نیروهای آمریکایی در عراق و حمایت از شبهنظامیان در منطقه، رویارویی خود با غرب را حفظ کرده است.
آتشبس اخیر، موسوم به «جنگ دوازدهروزه» که واکنشی از سوی آمریکا و اسرائیل به برنامه هستهای ایران بود، صرفاً یک فصل کوتاه دیگر از این درگیری است. انتخاب این مدت زمان از سوی تهران بهگونهای طراحی شده بود که مدعی شود بیش از دو برابر جنگ ۶ روزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ دوام آورده است.
با انکار وجود بُعد نظامی در برنامه هستهای، تهران بهتازگی آمادگی ضمنی خود برای تعلیق موقت این بُعد را در ازای چهار مطالبه اصلی اعلام کرده است. نخست، امکان اعلام پیروزی عظیم در برابر آمریکا و اسرائیل در عرصه تبلیغاتی. دوم، لغو کامل، و نه تعلیق، تمامی تحریمها. سوم، تضمین قطعی از سوی آمریکا مبنی بر عدم تلاش برای تغییر حکومت و قطع رابطه با تمامی گروههای اپوزیسیون. چهارم، سختترین خواسته برای هر دولت آمریکایی: پذیرش رسمی حق جمهوری اسلامی برای صدور ارزشها و الگوی حکومتیاش، همانگونه که آمریکا نیز ارزشهای خود را صادر میکند. در واقع، پیام تهران این است: بگذارید ما کار خود را بکنیم و ما نیز قول میدهیم بمب نسازیم، چیزی که اساساً ادعا کردهایم هیچگاه قصد ساخت آن را نداشتهایم.
این پیام به شکلی ضمنی از طریق گفتوگوی انحصاری تاکر کارلسن با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، منتقل شده است: اجازه دهید ما پیروزی نظامی را جشن بگیریم، و شما نیز موفقیت دیپلماتیک را از آن خود بدانید.
در این میان، سه «زمان» در حال تیکتیک هستند: نخست، زمان باقیمانده از عمر سیاسی و جسمی [آیتالله]علی خامنهای، که اگرچه تضعیف شده اما همچنان پابرجاست. دوم، انتخابات میاندورهای در آمریکا که ممکن است با ورود نیروی سیاسی جدیدی به رهبری ایلان ماسک و ازدسترفتن چند کرسی جمهوریخواهان، دونالد ترامپ را به رئیسجمهوری بیاثر بدل کند. همزمان، بنیامین نتانیاهو در اسرائیل با فشارهای سیاسی روبهروست و امکان سقوط او وجود دارد. سوم، رشد خشم عمومی در داخل ایران از آنچه بسیاری بهعنوان شکست تاریخی، تحقیر بیسابقه و سختی روزافزون توصیف میکنند.
از نگاه حلقههای درونی نظام، تداوم آتشبس حتی از مسیر مذاکره، تا زمان عبور از تهدیدهای ترامپ و نتانیاهو ضروری است. با این حال، این آتشبس صرفاً وقفهای نامطمئن در نمایشی خونبار است که نزدیک به نیمقرن ادامه یافته و هنوز پایانی برای آن متصور نیست.
در نهایت، با نقل مطلبی از خبرگزاری تسنیم متعلق به سپاه پاسداران، تأکید میشود که نظام ایران وضعیت سیاسی کنونی را دارای سه راه میداند: مقاومت، تسلیم و تغییر. گزینه سوم، یعنی تغییر، به معنای آن است که دشمن پیروزیای بهدست آورده که نه در میدان جنگ بلکه در میز مذاکره حاصل شده است./ منبع



