ایران تسلیم نمیشود؛ چرا آمریکا نمیتواند صلح را دیکته کند؟
آمریکا نمیتواند ایران را به مسیر دلخواهش بکشاند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایران تسلیم نمیشود؛ چرا آمریکا نمیتواند صلح را دیکته کند؟» نوشته رانجان سولومون (Ranjan Solomon) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor)، به بررسی بنبست فزاینده میان تهران و واشنگتن، تضاد دیدگاه دو طرف درباره مفهوم صلح و محدودیتهای راهبرد فشار حداکثری آمریکا میپردازد. هر دو طرف، توافق را تنها در صورتی میپذیرند که بتوانند آن را نشانهای از قدرت و حفظ منافع راهبردی خود معرفی کنند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
رویارویی میان آمریکا و ایران وارد مرحلهای خطرناک شده است؛ مرحلهای که در آن هیچیک از دو طرف تمایلی به عقبنشینی ندارند، اما هر دو میدانند ادامه تنش هزینههای سنگینی خواهد داشت. آنچه ابتدا بهعنوان سیاست «فشار حداکثری» واشنگتن علیه تهران آغاز شد، اکنون به نبردی گسترده بر سر دوام، مشروعیت و نفوذ منطقهای تبدیل شده است. در پس تبادلهای نظامی، مذاکرات آتشبس و بیانیههای دیپلماتیک، اختلافی عمیقتر درباره شروط صلح نهفته است؛ آمریکا خواهان توافقی مبتنی بر مطالبات راهبردی خود است، در حالی که ایران هر توافق فاقد عدالت، تضمین و حاکمیت را نوعی تسلیم میداند.
تلاشهای دیپلماتیک برای حفظ آتشبسی شکننده متوقف شده و تنشها پیرامون تنگه هرمز افزایش یافته است. دو کشور یکدیگر را به نقض توافقها و اقدامات تحریکآمیز متهم میکنند. آمریکا از توقیف کشتیهای مرتبط با ایران خبر داده و تهران نیز مدعی آسیبزدن به ناوشکنهای آمریکایی شده است. همزمان، فضای مجازی به میدان جنگ روانی و تبلیغاتی تبدیل شده و انتشار تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی، خصومتها را تشدید کرده است.
مشکل اصلی، نپذیرفتن شروط طرف مقابل از سوی تهران و واشنگتن است. دونالد ترامپ از پیشرفت مذاکرات سخن میگوید، اما تهدیدهای مکرر او علیه ایران نشاندهنده ماهیت اجباری رویکرد آمریکاست. اهداف واشنگتن شامل پایان جنگ مطابق شرایط آمریکا، بازگشایی کامل تنگه هرمز، محدودسازی نفوذ منطقهای ایران و توقف برنامه هستهای تهران است؛ اهدافی که فضای اندکی برای مصالحه باقی میگذارد.
در مقابل، ایران معتقد است توافقهای گذشته به دلیل حفظ توان آمریکا و اسرائیل برای حملات احتمالی آینده شکست خوردهاند. تهران اکنون خواهان تضمینهایی فراتر از آتشبس موقت یا کاهش محدود تحریمهاست. مقامهای ایرانی بر حق غنیسازی هستهای، دریافت غرامت بابت حملات آمریکا و اسرائیل، تضمین بینالمللی علیه حملات آینده، حفظ نفوذ ایران بر تنگه هرمز، لغو تحریمهای اصلی و ثانویه و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه تأکید دارند. ایران همچنین محدودیت برنامه موشکی خود را رد میکند و آن را برای بازدارندگی و حاکمیت ضروری میداند.
همزمان، آمریکا تحت فشار داخلی برای پایان سریع درگیری قرار گرفته است. محدودیتهای قانونی، هزینههای اقتصادی، اختلال در بازار انرژی و خطر گرفتارشدن در جنگی طولانی، گزینههای ترامپ را محدود کردهاند. جنگ نهتنها پیروزی قاطعی برای واشنگتن نداشته، بلکه تجارت جهانی و ثبات منطقه را نیز تهدید کرده است.
با وجود این، آمریکا همچنان مخالف حفظ ظرفیت هستهای ایران است و به فشار اقتصادی و دریایی ادامه میدهد. در مقابل، تهران باور دارد که تداوم مقاومت، انسجام داخلی و نفوذ منطقهای آن را تقویت میکند و بقا در برابر فشار آمریکا، خود یک پیروزی راهبردی است. ایران همچنین از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار بر اقتصاد جهانی استفاده میکند.
مانع اصلی صلح، نگاه مبتنی بر سلطه در هر دو طرف است. آمریکا خواهان تبعیت ایران از مطالبات راهبردی خود است و تهران بر بهرسمیتشناختن حاکمیت و منزلت خود اصرار دارد. توافقهایی که بر پایه تحقیر شکل بگیرند، صلح پایدار ایجاد نمیکنند و بدون پذیرش محدودیتهای متقابل و کنارگذاشتن اهداف حداکثری، این رویارویی همچنان بیثبات و خطرناک باقی خواهد ماند. بحران همچنان ناپایدار و بینتیجه است./ منبع



