حمله اسرائیل به قطر، فاجعهای برای نفوذ آمریکا در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس است
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «حمله اسرائیل به قطر، فاجعهای برای نفوذ آمریکا در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس است» به قلم سارا حارموش (Sara Harmouch) و عبدالله حایک (Abdullah Hayek) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله استدلال میکند که حمله اسرائیل به رهبران حماس در دوحه، اعتبار نظام امنیتی تحت رهبری آمریکا در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس را بهشدت خدشهدار کرده است. این عملیات، که نقض بیسابقه حاکمیت قطر بهعنوان متحد اصلی آمریکا بود، شک و تردیدهای عربی نسبت به اراده یا توانایی واشنگتن برای محافظت از متحدانش را به اوج رسانده و راه را برای نفوذ رقبایی چون روسیه و چین و همچنین تلاش برای استقلال دفاعی منطقهای را هموار میکند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
حمله اسرائیل به رهبران حماس در دوحه، یک شوک راهبردی برای حماس، ایالات متحده و جهان عرب بود. برای قطر، متحد اصلی غیر ناتو و میزبان پایگاه هوایی العدید (بزرگترین تأسیسات نیروی هوایی آمریکا و مقر فرماندهی مرکزی آمریکا)، این حمله نقض بیسابقه حاکمیت تلقی شد. جایگاه برجسته آمریکا در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس مبتنی بر یک معامله ساده است: شرکای عرب در ازای بازدارندگی و حفاظت از حاکمیت، نیروهای آمریکایی را میزبانی میکنند. این معامله اکنون شکننده بهنظر میرسد؛ اگر دولتهای عربی به این نتیجه برسند که واشنگتن قادر به محافظت از آنها در برابر نقض حاکمیت نیست، ضمانتهای امنیتی آمریکا ارزش خود را از دست میدهد. این امر موجب تقویت جایگاه روسیه و چین میشود که ضمن ارائه سلاح و حمایت دیپلماتیک، جایگاه محترم خود را به حاکمیتهای عربی مینمایانند.
گرچه پایگاه العدید از سال ۲۰۰۳ بهعنوان قطب اصلی فرماندهی مرکزی آمریکا برای جنگهای منطقه عمل کرده و در بحران دیپلماتیک خلیج فارس (۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱) بهعنوان سپری برای قطر عمل کرد، اما اعتماد به آمریکا سست شده است. حمله اسرائیل تردیدهای خصوصی را به یک بحران منطقهای عمومی تبدیل کرد و نشان داد که قطر حتی با حضور گسترده آمریکا نیز از حمله مصون نیست. این عملیات از نظر دوحه و همسایگانش یک خیانت راهبردی تلقی شد. اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی جلسه اضطراری برگزار و محکومیتی نادر و یکپارچه صادر کردند. حتی امارات، شریک عادیسازی اسرائیل، با مصر، اردن و ترکیه همصدا شد، که نشان داد این حمله به یک نارضایتی جمعی عربی تبدیل شده است. سکوت واشنگتن پس از حمله، این تصور را تقویت کرد که آمریکا مایل یا قادر به تضمین امنیت عربی نیست.
تضعیف اعتماد به چتر امنیتی واشنگتن، فرصتی را برای روسیه و چین فراهم کرده است. روسیه بلافاصله حمله اسرائیل را «نقض فاحش قوانین بینالملل» محکوم کرد و این همبستگی بر اساس سالها تعامل در حوزه دفاعی و انرژی شکل گرفت. همکاری انرژی مسکو با قطر در قالب مجمع کشورهای صادرکننده گاز و همچنین با عربستان از طریق اوپک پلاس، روسیه را به یک بازیگر محوری در بازارهای جهانی تبدیل کرده است. چین نیز نفوذ خود را از طریق فناوری (شبکه 5G هواوی در قطر و سامانه موشکی اسوای-۴۰۰)، تجارت (بزرگترین شریک تجاری منطقه) و دیپلماسی (میانجیگری عادیسازی روابط ایران و عربستان در ۲۰۲۳) گسترش داده است.
کشورهای حاشیه خلیج فارس بهسمت استقلال بیشتر در تولید دفاعی حرکت میکنند؛ عربستان قصد دارد نیمی از هزینههای دفاعی خود را تا سال ۲۰۳۰ داخلیسازی کند و امارات نیز صنعت تسلیحاتی خود را تحت گروه EDGE متمرکز کرده است. قطر نیز هولدینگ «بارزان» را برای تحقیق و تولید مشترک تأسیس کرده است. در این میان، ترکیه موقعیت منحصر بهفردی برای تسریع این استقلال دارد. اردوغان صنعت دفاعی خود را، از جمله پهپادهای بیرقدار تیبی-۲، بهعنوان ابزار سیاست خارجی به اعراب ارائه کرده است. اگر خشم ناشی از این حمله به اقدام تبدیل شود، ترکیه میتواند به پل میان خستگی اعراب و استقلال دفاعی تبدیل شود. در مجموع، این حمله بیش از تأثیر بر حماس، بهدلیل ایجاد سؤالاتی در مورد اعتبار آمریکا در منطقه، مهم خواهد بود و از دست دادن انحصار واشنگتن بهعنوان ضامن امنیت، اکنون به یک سناریوی محتمل تبدیل شده است./ منبع



