کشورهای بیطرف در خط آتش: قطر، ترکیه و خطرات میانجیگری
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «کشورهای بیطرف در خط آتش: قطر، ترکیه و خطرات میانجیگری» به قلم زارا فاروق (Zara Farooq) در مرکز پژوهشهای راهبردی و معاصر (Centre for Strategic and Contemporary Research) منتشر شده است. یادداشت حاضر به بررسی نقش کشورهای بیطرف، بهویژه قطر و ترکیه، در میانجیگری منازعات جهانی و چالشهای آنها در مواجهه با فشارهای داخلی و بینالمللی میپردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
ترکیه و قطر در دهههای اخیر به بازیگران مهمی در برخی از طولانیترین منازعات جهان بدل شدهاند. در جهانی چندپاره و دوقطبی، نقش کشورهایی که میکوشند بیطرف بمانند بیش از پیش حیاتی است. از میانجیگری میان آمریکا و طالبان در دوحه تا توافق غلات میان اوکراین و روسیه، این دو کشور در مرکز دیپلماسی جهانی جای گرفتهاند. بااینحال، میانجیگری هرچند نفوذ بینالمللی را افزایش میدهد، تهدیدهایی چون آسیب به اعتبار، فشار سیاسی و خطرات امنیتی نیز در پی دارد. سیاست خارجی قطر و ترکیه نشان میدهد که بیطرفی نهفقط موضعی اخلاقی، بلکه ابزاری راهبردی برای بقا در محیطی پرتنش است. موقعیت ژئوپلیتیکی هر دو کشور ــ قطر در خلیج فارس میان عربستان و ایران و ترکیه در گذرگاه اروپا و آسیا ــ آنان را در معرض کشیدهشدن به درگیریهای منطقهای قرار میدهد. از اینرو، میانجیگری برای آنان هم سپر محافظ و هم ابزار سیاست خارجی است.
قطر با جمعیت کم و آسیبپذیری جغرافیایی، دیپلماسی و قدرت نرم را در مرکز سیاست خارجی خود قرار داده است. این کشور با راهاندازی شبکه الجزیره و نهادهایی چون بنیاد قطر، تصویر بینالمللی خود را تقویت کرد. نقش دوحه در توافق آمریکا و طالبان در سال ۲۰۲۱ جایگاهش را بهعنوان بازیگری میانجی تثبیت کرد و در سال ۲۰۲۵ نیز با میانجیگری در امور بشردوستانه میان روسیه و اوکراین و بازگرداندن دهها کودک به خانوادههایشان، توان خود را در حل مسائل حساس نشان داد. ترکیه نیز تحت رهبری رجب طیب اردوغان رویکردی فعالتر در سیاست جهانی در پیش گرفته است. آنکارا با میانجیگری در «توافق غلات دریای سیاه» و سپس میزبانی مذاکرات روسیه و اوکراین در استانبول در ماههای می و ژوئن ۲۰۲۵، توانست میان دو سوی متخاصم ارتباط برقرار کند. ترکیه میکوشد خود را بهعنوان قدرتی مستقل و رهبر در جهان اسلام معرفی کند، نهصرفاً متحدی تابع غرب.
با این حال، هر دو کشور در معرض سوءبرداشت و تردید نسبت به بیطرفی خود هستند. قطر از سوی همسایگان و برخی کشورهای غربی به حمایت از حماس متهم است؛ کمکهای انسانی این کشور به غزه در جنگ سال ۲۰۲۳ از نگاه منتقدان حمایت از این گروه تلقی شد. ترکیه نیز بهدلیل مداخله در سوریه، لیبی و مدیترانه شرقی و حمایت از جریانهای اسلامگرا با بیاعتمادی روبهروست. عضویت آن در ناتو و همزمان نزدیکی به روسیه نیز موجب تردید در وفاداریاش شده است. میانجیگری پرریسک است و میتواند به انزوای دیپلماتیک یا فشار اقتصادی بینجامد. بحران خلیج فارس در سال ۲۰۱۷ نمونهای از این فشارها بود که در آن عربستان، امارات، مصر و بحرین قطر را تحریم کردند. با وجود این، قطر مقاومت کرد و از نظر دیپلماتیک نیرومندتر شد. در مقابل، ترکیه بر اثر درگیریهای نظامی در سوریه با حملات تلافیجویانه و ناآرامی داخلی مواجه شد که شکاف سیاسی و اقتصادی را تشدید کرد.
در نظم جهانی کنونی، بیطرفی با تردید نگریسته میشود؛ قدرتهای بزرگ خواهان همسوییاند و طرفهای درگیر بهسرعت میانجیِ مشکوک را طرد میکنند. با وجود این، نقش کشورهایی چون قطر و ترکیه در ایجاد ارتباط میان دشمنان همچنان حیاتی است. حمله هوایی اسرائیل به دوحه در ماه سپتامبر ۲۰۲۵، بهبهانه حضور حماس، نقض حاکمیت قطر و تضعیف جایگاه آن بهعنوان میانجی بیطرف بود. این رویداد پیام روشنی داشت: در جهان امروز، بیطرفی سپری در برابر خطر نیست. در نهایت، تجربه قطر و ترکیه نشان میدهد که میانجیگری در جهانی دوقطبی، هرچند منبع نفوذ دیپلماتیک است، اما بهای سنگینی دارد. این کشورها در پی حفظ تعادل میان قدرتها هستند، در حالی که بیطرفی برایشان نه سپری امن، بلکه کنشی ظریف و پرمخاطره در سیاست جهانی است./ منبع



