خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

عدم تمایل رهبران فلسطینی و کشورهای حاشیه خلیج فارس به برقراری صلح با اسرائیل

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «عدم تمایل رهبران فلسطینی و کشورهای حاشیه خلیج فارس به برقراری صلح با اسرائیل» نوشته کان کاخلین (Con Coughlin) در موسسه گیت‌استون (Gatestone Institute)  منتشر شده است. تلاش‌های مکرر دونالد ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ غزه با مانع اصلی یعنی بی‌میلی رهبران فلسطینی و قطر به هرگونه توافق صلح پایدار با اسرائیل روبه‌رو است. این مقاله استدلال می‌کند که سابقه تاریخی رد طرح‌های صلح از سوی رهبران فلسطینی، همراه با نقش منفی قطر و برخی دولت‌های عربی در آینده غزه، مانع شکل‌گیری هرگونه مصالحه واقعی خواهد بود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


مانع اصلی تلاش‌های مکرر ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ غزه، عدم تمایل رهبران فلسطینی و قطر به مذاکره بر سر یک توافق صلح پایدار با اسرائیل است. قطر و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس که قرار است در بازسازی غزه مشارکت مالی داشته باشند، خواهان نقشی در اداره آینده این منطقه خواهند بود، که چنین امری حتی با حضور امنیتی اسرائیل، زمینه‌ساز بحرانی جدی خواهد بود. قطر سابقه طولانی در تأمین مالی گروه‌های تروریستی اسلامی از داعش تا القاعده، حماس و طالبان دارد و همچنان به سیاست‌های اخوان‌المسلمین پایبند است. حتی در صورت حذف حماس از ساختار آینده غزه، احتمال ظهور گروهی مشابه با نامی دیگر وجود دارد و با ادامه قاچاق سلاح از سوی مصر و گروه‌های اسلام‌گرا، اصطکاک دائمی با اسرائیل و مشکلات برای فلسطینیان باقی خواهد ماند.

ترامپ پیش‌تر طرحی برای تبدیل غزه به نوعی «حمایت‌شده آمریکایی-اسرائیلی» با حضور یک پایگاه نظامی آمریکا ارائه داده بود که راهکاری کم‌هزینه‌تر و بازدارنده‌تر است و نیازی به توافق‌نامه‌های جدید ابراهیم نخواهد داشت. حضور نظامی آمریکا می‌تواند مانند تجربه قطر مانع تجاوز و ضامن صلح شود، هرچند بسیاری از دولت‌های عربی از این رویکرد ناخشنود خواهند بود، زیرا فرصت تلاش مجدد برای نابودی اسرائیل از آنان سلب می‌شود.

ردگرایی رهبران فلسطینی سابقه‌ای طولانی دارد؛ از زمانی که حاج امین الحسینی، مفتی اعظم اورشلیم در سال ۱۹۴۷ طرح تقسیم سازمان ملل را رد کرد تا زمانی که یاسر عرفات در نشست ۲۰۰۰ کمپ‌ دیوید امتیازات گسترده ایهود باراک را بدون ارائه پیشنهاد متقابل رد کرد. محمود عباس نیز همین مسیر را ادامه داد و پیشنهادهای گسترده ایهود اولمرت را نپذیرفت.

با وجودی که عباس خود را آماده همکاری با طرح صلح ترامپ معرفی کرده است، سوابق پیشین نشان می‌دهد احتمال موفقیت این مذاکرات بسیار اندک است. امتناع عباس از همکاری با ترامپ در دور نخست ریاست‌جمهوری‌اش موجب شد فلسطینیان در روند مذاکراتی که به توافق‌نامه‌های ابراهیم سال ۲۰۲۰ و عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل انجامید، نادیده گرفته شوند.

در مجمع عمومی سازمان ملل، ترامپ بار دیگر خواستار توقف فوری جنگ در غزه شد و از تلاش‌های شدید دولتش برای برقراری آتش‌بس سخن گفت. سند ۲۱ بندی منتشرشده نشان می‌دهد که هدف اصلی، باقی ماندن فلسطینیان در غزه و ایجاد مسیری به سوی تشکیل دولت فلسطینی آینده است، همراه با شروطی چون آزادی گروگان‌های اسرائیلی و حذف حماس از قدرت. این تغییر سیاست در تضاد با مواضع پیشین ترامپ مبنی بر انتقال کامل جمعیت غزه است و همچنین با هدف بنیامین نتانیاهو که نابودی کامل حماس را شرط امنیت اسرائیل می‌داند، اختلاف دارد. نتانیاهو در سخنرانی خود در سازمان ملل بر ضرورت «پایان کار» در غزه تأکید کرد و تلاش کشورهای اروپایی برای شناسایی دولت فلسطینی را «اشتباه فاجعه‌بار» خواند.

در حالی که ترامپ بر شدت و ثمربخش بودن مذاکرات تأکید دارد و آن را در شبکه اجتماعی خود بازتاب می‌دهد، به دلیل مواضع رهبران فلسطینی و نقش منفی قطر، هیچ چشم‌اندازی برای پایان خصومت‌های چند دهه‌ای و رسیدن به صلح واقعی وجود ندارد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا