امنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

واقعیت و فرا واقعیت حمله به فردو

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «واقعیت و فراواقعیت حمله به فردو» به قلم مهدی طالبی، نوشته شده در روزنامه فرهیختگان، به بررسی ابعاد و سناریوهای مختلف پیرامون حمله اخیر به تأسیسات هسته‌ای فردو پرداخته و با تمرکز بر ابهامات مربوط به عامل، ابزار و هدف عملیاتی، چگونگی نقش‌آفرینی آمریکا و اسرائیل را در شکل‌دهی چشم‌انداز امنیتی جدید در منطقه تحلیل می‌کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید. 


آغاز حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران در فردو، نطنز و اصفهان با دستور رئیس‌جمهور آمریکا و اعلام رسمی این حملات، فضای جدیدی را در منطقه رقم زد. این حملات در حالی صورت گرفت که دونالد ترامپ تحقق صلح مشروط بر عدم واکنش ایران را مطرح کرد، اما تهدید به اقدامات شدیدتر را نیز در صورت پاسخ تهران به میان گذاشت. ابهامات زیادی درباره نحوه حمله، ابزارهای استفاده‌شده و میزان تخریب وجود دارد و جزئیات دقیقی از ابعاد فنی عملیات ارائه نشده است.

در خصوص عامل حمله، دو سناریو مطرح است؛ نخست ادعای واشنگتن مبنی بر انجام مستقیم عملیات با استفاده از چندین بمب‌افکن بی-۲ و پرتاب بمب‌های سنگرشکن بر فردو و نطنز، همراه با حملات موشکی به برخی سایت‌ها. بر اساس اعلام منابع آمریکایی، تعداد زیادی هواگرد و انواع مهمات در این عملیات دخیل بوده‌اند. سناریوی دوم، احتمال مشارکت اسرائیل با استفاده از جنگنده‌های اف-۳۵ و بمب‌های سبک‌تر است، اما این احتمال وجود دارد که آمریکا برای کنترل پیامدها، مسئولیت عملیات را به عهده گرفته باشد. هرچند شواهد قابل توجهی برای نقش مستقیم آمریکا وجود دارد، اما احتمالات دیگر همچنان مطرح است.

دامنه و شدت حملات فراتر از تأسیسات هسته‌ای گسترده نشد و واشنگتن صرفاً هدف قرار دادن این مراکز راهبردی را اعلام کرد. انتظار می‌رفت ابعاد عملیات فراتر باشد و مواضع نظامی و زیرساختی نیز هدف قرار بگیرد، اما تنها تأسیسات هسته‌ای هدف بمب‌های سنگرشکن قرار گرفتند و این محدودیت ممکن است به دلایل میدانی و ارزیابی هزینه-فایده صورت گرفته باشد. همچنین تعدادی از موشک‌های کروز از زیردریایی‌ها شلیک شد و تمرکز حملات بر فردو و نطنز قرار گرفت.

در زمینۀ راهبرد عملیاتی، نشانه‌هایی از ابتکار عمل محدود و مدیریت‌شده دیده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که آمریکا با پرهیز از ورود به جنگی فراگیر، تلاش کرد ضمن نمایش قدرت، میزان تنش را کنترل و پاسخ احتمالی ایران را مدیریت کند. این راهبرد می‌تواند برای کاهش انگیزه انتقام‌گیری و به تأخیر انداختن پاسخ اساسی ایران در نظر گرفته شده باشد؛ به‌خصوص که حضور نیروهای آمریکایی در منطقه با هدف موازنه‌سازی و مهار محور مقاومت پابرجاست.

در سناریوی دوم، برخی معتقدند آمریکا مسئولیت عملیات اسرائیل را به قصد تعدیل پیامدهای منطقه‌ای و پرهیز از خارج شدن بحران از کنترل بر عهده گرفته است. هدف این سبک رفتار، جلوگیری از ورود گسترده محور مقاومت به منازعه و افزایش قدرت مانور دیپلماتیک واشنگتن در برابر ایران عنوان می‌شود. در این چارچوب، حملات موردی و محدود به تأسیسات حساس، بخشی از راهبرد آمریکا برای فرسودگی تدریجی قدرت هسته‌ای ایران تلقی می‌شود.

برخی ناظران عملیات را با هدف تحریک ایران و کشاندن تهران به درگیری وسیع‌تر ارزیابی می‌کنند تا امکان تشدید برخوردها و تغییر فضای سیاسی داخلی آمریکا فراهم شود. به همین دلیل، آمریکا در چارچوب اقدام تحریک‌آمیز با طراحی پیامدهای چندلایه، سعی در مدیریت بحران و تکرار اقدامات مشابه در بازه‌های زمانی متفاوت دارد. این راهبرد می‌تواند به عادی‌سازی حملات پراکنده و انتقال تقابل از سطح فرسایشی به تقابل موقت و کوتاه‌مدت منجر شود.

در همین حال، احتمال خویشتن‌داری تاکتیکی آمریکا برای حفظ بخشی از ظرفیت نظامی خود در برابر پاسخ احتمالی ایران مطرح است و این احتمال وجود دارد که واشنگتن با سنجش پیامدها، به صورت مقطعی از بخشی از توان نظامی خود استفاده نکرده و حملات صرفاً به تأسیسات هسته‌ای محدود مانده است. چنین تصمیمی می‌تواند به‌منظور افزایش بازدارندگی کوتاه‌مدت و تعدیل واکنش تهران در نظر گرفته شده باشد.

در سطح دیگر، تحلیلگران ورود آمریکا به درگیری‌ها را تلاشی برای نجات اسرائیل از فشارهای ناشی از توسعه میدان نبرد ارزیابی می‌کنند و تأکید می‌ورزند که تمرکز ایران همچنان باید متوجه اسرائیل به‌عنوان بازیگر اصلی منطقه باشد. به اعتقاد گروهی، ادامه ضربات به این رژیم می‌تواند وزن معادلات را تغییر دهد.

در واکنش، مقامات عالی تهران تأکید کردند نباید اجازه داد اسرائیل به سلامت از این بحران خارج شود و برخلاف برخی تحلیل‌ها، پایگاه‌های این رژیم اهمیت راهبردی بیشتری نسبت به پایگاه‌ها و ناوهای آمریکایی در منطقه دارد. بنابراین، تحولات آتی با محوریت پاسخ ایران، سطح بازدارندگی محور مقاومت و رویکردهای جدید طرف‌های آمریکایی-اسرائیلی، مبنای روندهای آتی ژئوپلیتیک منطقه را رقم خواهد زد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا