توافق دفاعی تاریخی عربستان و پاکستان؛ بازترسیم امنیت غربآسیا
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توافق دفاعی تاریخی عربستان و پاکستان؛ بازترسیم امنیت غربآسیا» نوشته آمینا جبار (Amina Jabbar) در ساوت ایشیا ژورنال (South Asia Journal) منتشر شده است. این یادداشت امضای توافق دفاعی مشترک عربستان و پاکستان را نقطه عطفی در معادلات امنیتی غرب آسیا و جنوب آسیا میداند که نشانگر گذار از وابستگی به آمریکا و حرکت بهسوی معماری امنیتی چندقطبی منطقهای است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
عربستان و پاکستان با امضای «توافق دفاع متقابل راهبردی» در کاخ الیمامه ریاض، گامی تاریخی در بازتعریف ساختار امنیتی غربآسیا و جنوب آسیا برداشتند. این توافق که با حضور محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان و فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان امضا شد، نشانگر شکلگیری محوری جدید میان دو کشور است. اهمیت این توافق در زمانی دوچندان میشود که حمله اسرائیل به قطر و واکنش محدود واشنگتن، اعتماد کشورهای خلیج فارس به تضمینهای امنیتی آمریکا را تضعیف کرده است. عربستان که سالها بر چتر حمایتی آمریکا تکیه داشت، اکنون بهدنبال تنوعبخشی به ائتلافهای خود و ایفای نقشی مستقلتر در تأمین امنیت ملی خویش است. مفاد توافق جدید، مشابه ماده ۵ پیمان ناتو است و مقرر میدارد که حمله به یکی از دو کشور بهمنزله حمله به هر دو تلقی میشود.
روابط دفاعی ریاض و اسلامآباد سابقهای بیش از ۶ دهه دارد؛ از سال ۱۹۶۷ تاکنون، بیش از ۸۲۰۰ نیروی سعودی تحت آموزش فرماندهان پاکستانی قرار گرفتهاند و همکاریهای اطلاعاتی، رزمایشهای مشترک و انتصاب مشاوران ارشد از محورهای این مناسبات بوده است. توافق تازه، این همکاری دیرینه را از سطح تعاملات عملیاتی به یک پیمان حقوقی دفاع جمعی ارتقا داده و نشاندهنده اهمیتی است که دو کشور برای امنیت مشترک قائلاند. نشانههای نمادین این همگرایی، از استقبال ویژه از نخستوزیر پاکستان با اسکورت جنگندههای اف-۱۵ سعودی و شلیک ۲۱ گلوله توپ گرفته تا همراهی سیاسی در نشست اخیر اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی در قطر، حاکی از شدت و سرعت این همپیمانی است. در آن نشست، رهبران عرب حملات هوایی اسرائیل به قطر را محکوم کردند و بر ضرورت شکلگیری سازوکار دفاعی منطقهای برای مقابله با تجاوز خارجی تأکید داشتند؛ توافق ریاض و اسلامآباد تحقق عملی همین رویکرد تلقی میشود.
بر اساس این پیمان، نظام الزامآوری برای هماهنگی دفاعی و اقدام جمعی در صورت حمله خارجی ایجاد شده است. همچنین، همکاری در زمینه تبادل اطلاعات، خرید تسلیحات پیشرفته و برگزاری رزمایشهای مشترک تقویت میشود. این همکاری نهتنها ظرفیت دفاعی دو کشور را افزایش میدهد بلکه آنان را در محور شکلگیری نظم امنیتی جدید منطقه، خارج از چارچوب برتری آمریکا، قرار میدهد. پیوستن عربستان به قدرت هستهای پاکستان در این چارچوب توجه فراوانی برانگیخته است؛ بااینحال مقامات دو کشور تأکید کردهاند که این توافق پاسخی به تهدید خاصی نیست و ماهیتی صرفاً راهبردی دارد. پاکستان نیز اعلام کرده که سیاست هستهای آن صرفاً برای بازدارندگی در برابر هند تعریف شده و این پیمان شامل هیچ تعهدی برای «چتر هستهای» عربستان نیست. با وجود این، موقعیت هستهای پاکستان بهصورت ضمنی نوعی بازدارندگی روانی برای دو طرف فراهم میکند.
از نظر ژئوپلیتیکی، عربستان که سالها مشتری سنتی حمایت نظامی آمریکا بود، اکنون با فاصله گرفتن از واشنگتن در پی ایجاد ائتلافهای منطقهای متنوعتری است. این روند بخشی از الگوی گستردهتری در خلیج فارس است که در آن کشورها اعتماد خود به تضمینهای امنیتی غرب را از دست میدهند. حمله اسرائیل به قطر و واکنش نیمبند آمریکا رهبران منطقه را به بازنگری در سیاستهای امنیتی واداشته است. در این چارچوب، عربستان با نهادینه کردن همکاری دفاعی با پاکستان، پیام میدهد که مایل است امنیت خود را با تکیه بر ظرفیتهای درونمنطقهای و نه صرفاً حمایت قدرتهای فرامنطقهای تأمین کند. این توافق همچنین با برنامههای اقتصادی بزرگ مانند چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان و نسخه دوم طرح «کمربند و جاده» چین همسوست و انتظار میرود سرمایهگذاری سعودی در انرژی و زیرساختهای پاکستان افزایش یابد. بدینترتیب، محور نظامیـاقتصادی ریاض و اسلامآباد در حال تبدیل شدن به یکی از پایههای نظم امنیتی و اقتصادی نوین منطقه است. این توافق نه صرفاً یک اتحاد نظامی، بلکه نشانه گذار غربآسیا به دورهای چندقطبیتر است که در آن کشورهایی چون عربستان و پاکستان بازیگران مستقلتری خواهند بود و پیامدهای آن بهزودی در سراسر منطقه آشکار خواهد شد./ منبع



