امنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

جهان عرب در آیینه نشست دوحه

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «جهان عرب در آیینه نشست دوحه» به قلم علی‌اکبر رضایی در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. نویسنده با بررسی نشست اضطراری کشورهای عربی و اسلامی در قطر، نشان می‌دهد که به‌رغم شدیدالحن‌بودن بیانیه پایانی، وابستگی به قدرت‌های خارجی، ناتوانی در بهره‌گیری از اهرم‌های فشار، تشتت در مواضع و فاصله میان دولت‌ها و ملت‌ها همچنان مانع اقدام عملی می‌شود. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


نشست اضطراری کشورهای عربی و اسلامی در دوحه در شرایطی برگزار شد که حملات اخیر اسرائیل به مناطق مسکونی و مراکز دیپلماتیک، فضای منطقه را ملتهب کرده بود و بسیاری این نشست را نقطه عطفی در دیپلماسی منطقه‌ای ارزیابی کردند. متن بیانیه پایانی نشان‌داد که جهان عرب، با وجود لحن شدید علیه تجاوزات، همچنان با ضعف‌های دیرینه و ساختاری مواجه است که مانع اقدامات عملی می‌شود و عملاً به اسرائیل و حامیان آن برتری می‌بخشد. نخستین جلوه این ضعف، تکرار چرخه بیانیه‌های فاقد ضمانت اجرایی است. بیانیه دوحه، همانند بیانیه‌های قاهره در سال ۲۰۰۰ و ریاض در سال ۲۰۱۷، بر لزوم احترام به قوانین بین‌المللی، توقف تجاوزات و نقش شورای امنیت تأکید داشت؛ رویکردی که با وجود پیشینه بی‌اثربودن توصیه‌ها، همچنان ادامه یافت.

وابستگی به آمریکا به‌عنوان میانجی صلح از دیگر نشانه‌های ضعف ساختاری بود. این در حالی بود که آمریکا تأمین‌کننده اصلی تسلیحات و حمایت‌های سیاسی اسرائیل محسوب می‌شود و تجربه توافق‌های کمپ‌دیوید و اسلو نشان‌داده که میانجی‌گری این کشور بیشتر در راستای تأمین منافع اسرائیل بوده است. با وجود این، بیانیه دوحه قدردانی از نقش آمریکا را تکرار کرد که بیانگر عمق وابستگی سیاسی جهان عرب است.

در کنار این موضوع، بیانیه پایانی هیچ اشاره‌ای به استفاده از ابزارهای فشار اقتصادی و انرژی که کشورهای عربی به آن دسترسی دارند، نکرد. تجربه تحریم نفتی دهه ۱۹۷۰ نمونه‌ای مهم از توانایی اعمال فشار است، اما در نشست دوحه نشانه‌ای از تمایل یا توان به‌کارگیری این ابزارها دیده نشد.

مسئله عادی‌سازی روابط با اسرائیل نیز با ابهام مواجه بود. برخی دولت‌های عربی از طریق توافق ابراهیم روابط خود را عادی کرده‌اند، اما ملت‌ها و گروه‌های مقاومت به‌شدت مخالف این روند هستند. بیانیه دوحه تنها به هشدار کلی درباره پیامدهای ادامه عادی‌سازی بسنده کرد و اقدام الزام‌آوری برای توقف یا تعلیق آن در نظر نگرفت، موضوعی که وضعیت قابل مدیریت برای اسرائیل را حفظ می‌کند.

شکاف میان دولت‌ها و ملت‌ها نیز به‌عنوان یک چالش پایدار در جهان عرب برجسته بود. از دوران نخستین اجلاس‌های اتحادیه عرب، ملت‌ها خواستار حمایت عملی از فلسطین و مقابله با اسرائیل بوده‌اند، اما دولت‌ها به‌دلیل ملاحظات امنیتی و اقتصادی به‌مواضع محتاطانه بسنده کرده‌اند. بیانیه دوحه نیز با ادبیات پرطمطراق، بیشتر مصرف رسانه‌ای داشت تا پاسخ عملی به خواسته مردم.

در مجموع، نشست دوحه نشان‌داد که مشکلات بنیادین جهان عرب همچنان حل‌نشده باقی مانده است. وابستگی به قدرت‌های خارجی، ناتوانی در بهره‌گیری از ظرفیت‌های واقعی، تشتت در مسئله عادی‌سازی و فاصله میان دولت‌ها و ملت‌ها همچنان برقرار است. این عوامل، فرصت تداوم تجاوزگری را برای اسرائیل فراهم می‌کند و اعتبار سیاسی جهان عرب را در سطح بین‌المللی کاهش می‌دهد. تا زمانی که گذار از بیانیه‌های دیپلماتیک به‌سمت اقدامات عملی و هماهنگ انجام نشود، آینده فلسطین و امنیت منطقه در کنترل بازیگران خارجی باقی خواهد ماند که نتیجه آن به ‌زیان جهان عرب تمام می‌شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا