امنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

هم‌افزایی خطرناک بحران‌های داخلی و تهدیدات خارجی

هم‌افزایی بحران‌های داخلی، تهدیدات خارجی را تشدید می‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هم‌افزایی خطرناک بحران‌های داخلی و تهدیدات خارجی» به قلم مسعد سلیتی در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است که به بررسی پیوند متقابل بحران‌های ساختاری داخلی ایران با افزایش فشارها و تهدیدات خارجی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه ضعف‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخلی می‌توانند زمینه تشدید تهدیدات امنیتی از سوی بازیگران خارجی را فراهم کنند و کشور را در معرض مخاطراتی چندلایه قرار دهند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

جمهوری اسلامی ایران در مقطعی حساس قرار گرفته که در آن مجموعه‌ای از بحران‌های داخلی و خارجی نه به‌صورت جداگانه، بلکه به‌گونه‌ای هم‌زمان و به‌هم‌پیوسته عمل می‌کنند و یکدیگر را تشدید می‌سازند. این وضعیت به‌عنوان تهدیدی جدی برای ثبات کشور مطرح است و نادیده‌گرفتن آن می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری به‌همراه داشته باشد. در شرایطی که نظم ژئوپلیتیکی جهانی در حال تغییر سریع است، مدیریت بحران‌ها به‌صورت بخشی و منفک کارآمد نیست و نیازمند نگاه سیستمی و جامع به تعامل میان عوامل داخلی و خارجی است.

در داخل کشور، مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری فشار مستمری بر جامعه وارد کرده است. تورم مزمن، کاهش شدید قدرت خرید، فرسایش و فروپاشی طبقه متوسط، بیکاری گسترده، بحران‌های زیست‌محیطی، فرسودگی زیرساخت‌ها و افت محسوس اعتماد عمومی، شرایط معیشتی و روانی جامعه را تضعیف کرده‌اند. این مسائل صرفاً اقتصادی نیستند، بلکه سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و تاب‌آوری کلان کشور را نیز کاهش داده و فاصله میان دولت و جامعه را افزایش داده‌اند. کاهش اعتماد به نهادهای حکمرانی، یکی از پیامدهای مستقیم این وضعیت به‌شمار می‌رود.

اعتراضات داخلی، فارغ از دامنه و شکل آن‌ها، بازتاب انباشت نارضایتی‌های حل‌نشده‌ای هستند که ریشه در ناکارآمدی‌های ساختاری، انسداد مسیرهای اصلاح و احساس نشنیده‌شدن مطالبات عمومی دارند. این اعتراضات غالباً از مطالبات اقتصادی آغاز شده‌اند، اما به‌سرعت به خواسته‌های سیاسی و اجتماعی گسترش یافته‌اند. این روند نشان‌دهنده عمق شکاف میان جامعه و حاکمیت و نارضایتی گسترده از وضعیت موجود است.

هم‌زمان با این تحولات داخلی، تهدیدات خارجی به‌ویژه از سوی آمریکا و اسرائیل افزایش یافته است. این تهدیدات به‌عنوان عاملی مستقل از شرایط داخلی تلقی نمی‌شوند، بلکه معمولاً در زمانی اوج می‌گیرند که کشور هدف با ضعف داخلی، شکاف اجتماعی و بی‌ثباتی مواجه باشد. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد فشارهای نظامی و امنیتی خارجی اغلب در پی تشدید بحران‌های اقتصادی، افزایش اعتراضات داخلی و کاهش مشروعیت و کارآمدی حکمرانی مطرح می‌شوند. در این چارچوب، تهدید خارجی بیشتر به‌عنوان برآیند مجموعه‌ای از بحران‌های داخلی قابل درک است.

گسترش اعتراضات در بیش از ۲۱ استان، که با تورم افسارگسیخته و سقوط شدید ارزش پول ملی همراه بوده، نشانه نارضایتی عمیق و مطالبه تغییرات اساسی است. این رویدادها با تلفات و بازداشت‌های گسترده همراه شده و مطالباتی چون اصلاحات ساختاری، آزادی‌های مدنی، عدالت اجتماعی و مقابله با فساد را برجسته کرده‌اند. در همین بستر، اظهارات دونالد ترامپ درباره امکان مداخله آمریکا و آمادگی اسرائیل برای حملات احتمالی به اهداف هسته‌ای و نظامی ایران، بر ضریب مخاطره افزوده است.

تلاقی این بحران‌های داخلی و تهدیدات خارجی، کشور را به نقطه‌ای بحرانی و بالقوه انفجاری رسانده است. تداوم این روند می‌تواند به فلج‌شدن اقتصاد، افزایش مهاجرت نخبگان و انزوای عمیق‌تر بین‌المللی منجر شود. انکار یا کم‌اهمیت‌دانستن مشکلات داخلی، فرصت اصلاح را از میان برده و جسارت بازیگران خارجی را افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی، تنها راه مهار این چرخه، حرکت به‌سمت عقلانیت، اصلاحات ساختاری و بازسازی اعتماد عمومی عنوان می‌شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا