امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

بازآرایی قدرت بدون عبور از ساختار رسمی

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «بازآرایی قدرت بدون عبور از ساختار رسمی» نوشته‌ مارک چمپیون (Marc Champion) و منتشرشده در بلومبرگ (Bloomberg)، به تحلیل چشم‌انداز سیاسی ایران در شرایط پس از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل می‌پردازد. این مقاله با بررسی فقدان شخصیتی مانند قاسم سلیمانی، امکان اصلاحات درون‌ساختاری به‌جای تغییر کامل نظام را ارزیابی می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب را می‌خوانید.


قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران که در سال ۲۰۲۰ توسط آمریکا ترور شد نزد بسیاری از مردم ایران، حتی منتقدان نظام، چهره‌ای محبوب محسوب می‌شد. او به‌عنوان نماد دفاع از کشور در برابر تهدیدهای خارجی و حفظ امنیت داخلی شناخته می‌شد. حضور فعال او در میدان‌های جنگ منطقه‌ای و تصویری که از خود در رسانه‌ها ساخت، سبب شد حتی مخالفان نظام نیز در آرامش حاصل از عملکرد او شریک باشند.

پس از حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، این پرسش مطرح‌شده که جمهوری اسلامی چه واکنشی نشان خواهد داد. اگرچه تغییر در ساختار حاکمیتی ایران محتمل است، اما این تغییر احتمالاً در قالبی محدود و درون‌ساختاری رخ خواهد داد، نه به شکل تغییر کامل نظام. آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر ۸۶ ساله نظام، کشوری جوان را اداره می‌کند که بیش‌تر جمعیت آن بعد از انقلاب متولد شده‌اند.

با این وجود، وقوع یک انقلاب مردمی بعید است. نظام ابزارهای مؤثری دارد و خاطره کشورهایی که پس از انقلاب به آشوب و تجزیه کشیده شدند (مانند لیبی و عراق)، مردم را از ریسک‌های چنین تحولی نگران می‌کند؛ بنابراین، سناریوی محتمل، نوعی بازتنظیم درونی است که در آن جمهوری اسلامی با تغییراتی جزئی، مانند کاهش سخت‌گیری در موضوعاتی همچون حجاب، تلاش می‌کند فشارها را کاهش داده و موقعیت خود را حفظ کند.

نمونه‌ای از این رویکرد را می‌توان در واکنش حساب‌شده ایران به بمباران سایت فردو توسط آمریکا مشاهده کرد. چنین رفتاری نشان می‌دهد که نظام ممکن است در پی یافتن راهی برای ازسرگیری مذاکرات و کاهش تحریم‌ها باشد، بدون آنکه به‌طور رسمی از اهداف اصلی خود عقب‌نشینی کند. در این مسیر، احتمال بازگشت به نوعی سیاست شبیه به دوران قاسم سلیمانی وجود دارد؛ یعنی تمرکز بر دفاع، نه تهاجم و کاهش تنش با غرب به‌منظور کاهش فشار داخلی.

با این حال، امکان دارد مسیر دیگری نیز طی شود؛ رهبر ایران ممکن است تصمیم بگیرد بر مقابله با غرب بیفزاید، با این تصور که دیپلماسی بی‌فایده است و آمریکا در پی نابودی نظام است. در این صورت، رویکرد نظام به سمت تسریع در دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای و انسجام داخلی بیش‌تر خواهد رفت. شواهدی مانند سطح نفوذ اطلاعاتی اسرائیل که منجر به ترور ده‌ها مقام نظامی و هسته‌ای شده، حاکی از افزایش نگرانی‌های امنیتی در درون ساختار حاکمیتی است.

در چنین شرایطی، ایالات متحده و کشورهای غربی باید با احتیاط عمل کنند. مهم‌ترین هدف آن‌ها در حال حاضر، جلوگیری از خروج ایران از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و ممانعت از اخراج بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است. دنبال‌کردن یک راهبرد مبتنی بر «اطمینان کامل» می‌تواند شرایط را وخیم‌تر کند و به تغییرات غیرقابل کنترل منجر شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا