ترامپ در برابر ایران فقط گزینههای بد دارد
بنبست تنگه هرمز، آمریکا را میان پذیرش وضع موجود یا تشدید تنش قرار داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ در برابر ایران فقط گزینههای بد دارد» نوشته برین تنهیل (Brynn Tannehill) در آتلانتیک (Atlantic)، به بررسی بنبست راهبردی آمریکا در مواجهه با تنشهای فزاینده در تنگه هرمز میپردازد. محدود شدن گزینههای واشنگتن، تصمیمگیری میان پذیرش موازنه جدید یا افزایش تقابل نظامی را به چالشی پیچیده تبدیل کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
با ازسرگیری درگیریها در تنگه هرمز، بار دیگر یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان به کانون تنش میان ایران و آمریکا تبدیل شده است. حملات ایران به شناورهای عبوری و پاسخهای نظامی آمریکا، آتشبس پیشین را عملاً بیاثر کرده و دو طرف را وارد مرحله تازهای از رویارویی کرده است. در چنین فضایی، واشنگتن تلاش کرده با بازگرداندن محاصره دریایی و طرحهایی برای اعمال هزینه بر عبور کشتیها، فشار بیشتری بر تهران وارد کند، اما این اقدامات نیز با ابهام و عقبنشینیهای سیاسی همراه بوده است.
ریشه اصلی بحران به اختلاف بر سر کنترل تنگه هرمز بازمیگردد. تفاهم حاصلشده برای توقف درگیریها بهگونهای تنظیم شده بود که هر دو طرف بتوانند برداشت متفاوتی از مفاد آن ارائه دهند. ایران این توافق را در راستای تثبیت نقش خود در مدیریت امنیت تنگه تلقی کرده، در حالی که آمریکا هرگونه کنترل بلندمدت ایران بر این گذرگاه را مغایر منافع راهبردی خود و متحدانش میداند. همین اختلاف تفسیری، زمینه بازگشت سریع تنشها را فراهم کرده است.
برای ایران، تنگه هرمز صرفاً یک مسیر دریایی نیست، بلکه بخشی از راهبرد بازدارندگی و اهرم فشار منطقهای محسوب میشود. حفظ نفوذ بر این گذرگاه، امکان اثرگذاری بر بازار جهانی انرژی و افزایش قدرت چانهزنی در برابر رقبای منطقهای و فرامنطقهای را فراهم میکند. در مقابل، آمریکا کنترل آزادانه این مسیر را یکی از ارکان ثبات تجارت جهانی و امنیت شرکای خود در خلیج فارس میداند و از این رو حاضر به پذیرش تغییر موازنه به سود ایران نیست.
با وجود این، گزینههای عملی آمریکا محدود شده است. پذیرش نقش پررنگتر ایران در تنگه هرمز، به معنای عقبنشینی از مواضع سنتی واشنگتن و تضعیف اعتبار امنیتی آن در منطقه خواهد بود. در مقابل، تشدید عملیات نظامی نیز خطر گسترش جنگ، افزایش هزینههای اقتصادی، اختلال در صادرات انرژی و درگیر شدن بازیگران منطقهای را به همراه دارد. بنابراین، هیچیک از مسیرهای موجود تضمینی برای پایان بحران یا دستیابی به یک راهحل پایدار ارائه نمیکند.
در مجموع، بنبست کنونی نشاندهنده تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس و افزایش هزینههای راهبردی مدیریت بحران برای آمریکا است. هرچه این وضعیت طولانیتر شود، احتمال تشدید ناامنی دریایی، بیثباتی بازار انرژی و افزایش خطر درگیری مستقیم میان دو طرف بیشتر خواهد شد. از این رو، آینده تنگه هرمز نهتنها بر روابط ایران و آمریکا، بلکه بر امنیت انرژی و ثبات ژئوپلیتیکی منطقه نیز تأثیر تعیینکنندهای خواهد داشت./منبع



