ترامپ در دولت دوم، تهاجمیتر از قبل است
تشدید رویکرد یکجانبه آمریکا معادلات امنیتی ایران و منطقه را تغییر میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ در دولت دوم، تهاجمیتر از قبل است» به قلم عبدالرحمن فتحالهی و منتشرشده در دیپلماسی ایرانی، به بررسی نشانههای آغاز سال ۲۰۲۶ با اقدامات نظامی مستقیم آمریکا و پیامدهای آن برای موازنههای ژئوپلیتیکی، بهویژه در قبال ایران میپردازد و نشان میدهد چگونه ترکیب مداخلات خارجی واشنگتن و تحولات داخلی کشورها میتواند فضای امنیتی و سیاسی منطقه را با عدم قطعیت فزاینده مواجه کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
آغاز سال ۲۰۲۶ با اقدام نظامی مستقیم آمریکا در ونزوئلا و برکناری نیکلاس مادورو، نشانهای از تشدید رویکرد تهاجمی دولت دوم دونالد ترامپ در سیاست خارجی تلقی میشود. این اقدام که تنها چند روز پس از شروع سال میلادی رخ داد، حاکی از بازتعریف عملی حوزه نفوذ آمریکا، بهویژه در آمریکای لاتین و ارسال پیامی روشن به دولتهای مستقل و مخالف واشنگتن بود؛ مبنی بر اینکه آمریکا برای حفظ منافع خود از اعمال قاطع و یکجانبه ابایی ندارد. همزمان با این تحولات، ایران شاهد اعتراضات معیشتی بود و توئیت رئیسجمهور آمریکا در حمایت از معترضان، فضای سیاسی را وارد مرحلهای جدید کرد که در کنار تجربه ونزوئلا، بهعنوان الگویی برای فشارهای سیاسی و امنیتی آمریکا قابل ارزیابی است.
اظهارات ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال درباره آمادگی آمریکا برای حمایت از معترضان ایرانی، واکنشهای گستردهای در داخل ایران برانگیخت. در حالی که مقامات آمریکایی به رسانههایی مانند الجزیره و سیانان اعلام کردند هیچ تغییری در آرایش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه ایجاد نشده و دستور عملیاتی مشخصی صادر نشده است، مقامات ایرانی این مواضع را تهدیدآمیز ارزیابی کردند. رئیسجمهور، رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی، وزیر امور خارجه و سخنگوی وزارت خارجه هر یک با مواضعی جداگانه بر رد هرگونه مداخله خارجی، حق دفاع از امنیت ملی و تبعات منطقهای چنین تهدیدهایی تأکید کردند. دستگاه دیپلماسی کشور نیز در بیانیهای هشدار داد که مسئولیت پیامدهای هرگونه تعرض، بر عهده آمریکا خواهد بود و نماینده ایران در سازمان ملل این مواضع را بهصورت رسمی به شورای امنیت منتقل کرد.
در تحلیل تحولات ونزوئلا، بر احیای دکترین مونرو و تعریف آمریکای لاتین بهعنوان «حیاط خلوت» واشنگتن تأکید شده است. سقوط مادورو در چارچوب راهبردی امنیت ملی جدید آمریکا، حاکی از عدم تحمل حضور دولتها یا قدرتهای رقیب در این منطقه تلقی میشود. این روند میتواند سایر دولتهای آمریکای لاتین را نیز در معرض فشار برای تطبیق با سیاستهای آمریکا قرار دهد. در این میان، ایران در اولویتبندی سیاست خارجی آمریکا، پس از مهار چین و تحولات اروپا، بهعنوان مسئلهای تعریف میشود که یا از مسیر توافق مهار خواهد شد یا در صورت عدم توافق، تحت فشارهای شدیدتر قرار میگیرد.
همزمانی این تحولات خارجی با مشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی ایران، از جمله اعتراضات معیشتی، نوسانات ارزی و فشارهای ناشی از تحریمها، بر پیچیدگی شرایط افزوده است.
بحرانهای اقتصادی، نقش تحریمها، فرسایش قدرت چانهزنی ایران در دو دهه گذشته و گسترش نارضایتیهای اجتماعی ریشهدار هستند. همچنین تأکید میشود که ترکیب عوامل داخلی و خارجی، درهمتنیدگی مشکلات اقتصادی و بیثباتی سیاسی، زمینه بروز اعتراضات را فراهم کرده و بدون اصلاحات ساختاری و مدیریت همزمان بحرانهای داخلی و خارجی، هزینهها و پیامدهای گستردهتری در انتظار کشور خواهد بود. در مجموع، تحولات آغازین سال ۲۰۲۶، از حمله آمریکا به ونزوئلا تا واکنشها به اعتراضات ایران، بیانگر ورود نظام بینالملل به مرحلهای پرتنشتر و قطبیتر است که ضرورت هوشیاری امنیتی، بازنگری در سیاست خارجی و توجه به انسجام داخلی را بیش از پیش برجسته میکند./ منبع



