نشست ترامپ-بن سلمان: احساسات خوب، تعهدات واقعی، و سؤالات بیپاسخ
نشست سران عربستان و ایالات متحده، یکسری از روابط دوجانبه را تحکیم بخشید، اما سؤالات مهمی درباره ماهیت تعهد دفاعی آمریکا به عربستان، موضوع غنیسازی اورانیوم و عدم تعهد مشخص ریاض به مسائل دیپلماتیک منطقهای را بیپاسخ گذاشت.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «نشست ترامپ-بن سلمان: احساسات خوب، تعهدات واقعی، و سؤالات بیپاسخ» به قلم اف. گرگوری گاس (F. Gregory Gause) در مؤسسه خاورمیانه (Middle East Institute)منتشر شده است. این مقاله به بررسی نتایج دیدار محمد بن سلمان با دونالد ترامپ میپردازد. نویسنده تأکید میکند که این نشست، که شامل وعدههای بزرگ و تأیید مجدد نقش آمریکا بهعنوان شریک اصلی ریاض در امور امنیتی و فناوری بود، همچنین بهمثابه یک تأیید شخصی برای ولیعهد پس از انتقادات پیرامون قتل جمال خاشقجی عمل کرد. با این حال، بهرغم «احساسات خوب» ایجاد شده، ابهامات اساسی در مورد جزئیات توافقات و آینده روابط باقی مانده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
نشست اخیر سران عربستان و آمریکا، روابط دوجانبه را تحکیم بخشید و تأیید کرد که ریاض همچنان واشنگتن را شریک اصلی خود در مسائل نظامی، امنیتی و اقتصادی میبیند. از مهمترین دستاوردهای این نشست، توافق ترامپ با فروش جنگنده پیشرفته «اف-۳۵ لایتنینگ ۲» به عربستان است، که انتظار میرود بهعنوان یک اهرم فشار برای سوق دادن عربستان به سمت عادیسازی روابط با اسرائیل و پیوستن به پیمان ابراهیم عمل کند؛ اگرچه محمد بن سلمان این امر را به پذیرش یک مسیر دیپلماتیک برای دولت فلسطین مشروط کرده است. همچنین، دو کشور متعهد به سرمایهگذاری مشترک در حوزه هوش مصنوعی شدند که میتواند به ساخت مراکز داده عظیم در عربستان منجر شود؛ این تعامل در بخش فناوری پیشرفته، میتواند پیوند اقتصادی جدیدی را برای رابطه دوجانبه ایجاد کند؛ مشابه نقشی که شرکتهای نفتی آمریکایی در دهههای گذشته ایفا کردند. علاوه بر این، ولیعهد متعهد شد که عربستان یک تریلیون دلار در اقتصاد آمریکا سرمایهگذاری کند که اگرچه زمانبندی آن مشخص نیست، اما نشاندهنده تعهد ریاض به وابستگی اقتصادی به واشنگتن است.
با وجود این دستاوردهای مهم، نشست چندین سؤال کلیدی را بیپاسخ گذاشت. در حوزه امنیت و دفاع، ترامپ عربستان را بهعنوان متحد اصلی غیرناتو تعیین کرد و طرفین «توافقنامه دفاعی راهبردی» را امضا کردند، اما متن آن منتشر نشد. این عدم انتشار عمومی، این سؤال را مطرح میکند که آیا توافق حاوی تعهد صریح ترامپ برای دفاع از عربستان در برابر حمله خارجی است یا نه. با توجه به عدم پاسخگویی واشنگتن به حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی عربستان و مذاکرات ناموفق دولت بایدن برای یک پیمان دفاعی، این ابهام یک نقطه ضعف برای ریاض محسوب میشود. در حوزه هستهای غیرنظامی، امضای «اعلامیه مشترک درباره تکمیل مذاکرات» نشان میدهد که توافق نهایی هنوز حاصل نشده است و موضوع حق عربستان برای غنیسازی اورانیوم (که با قوانین منع اشاعه هستهای آمریکا در تضاد است) همچنان یک نکته چالشبرانگیز میان دو کشور باقی مانده است.
همچنین، نکته جالب توجه این است که مسائل حیاتی منطقهای و امنیتی غرب آسیا، از جمله جنگ یمن، ایران، و ابتکار ثبات غزه ترامپ، یا در دستور کار عمومی مذاکرات نبودند یا از اولویت پایینی برخوردار بودند و هیچ تعهد مشخصی از سوی عربستان در این زمینهها اعلام نشد. حتی موضوع نفت، که دههها محور اصلی روابط بود، در تیتر اصلی مذاکرات عمومی غایب بود، که خود نشاندهنده یک تغییر جهت در اهمیت موضوعات در روابط دوجانبه است. در نهایت، با وجود تحکیم روابط و موفقیت ولیعهد عربستان، ابهامات موجود در مورد جزئیات تعهدات دفاعی و هستهای و عدم تمرکز بر مسائل دیپلماتیک فوری، سؤالات مهمی را در مورد آینده روابط عربستان و آمریکا باقی میگذارد./ منبع



