چرا توانایی هستهای ما مثل قدرت موشکیمان نیست؟
توان هستهای ایران در برابر وابستگی ساختاری و تکیه بر پیمانکاران خارجی نقد میشود و نیاز به بازنگری دارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا توانایی هستهای ما مثل قدرت موشکیمان نیست؟» به قلم محمد مونسان و منتشر شده در دیپلماسی ایرانی، با نگاهی انتقادی به وابستگی طولانیمدت برنامه هستهای کشور به روسیه و بیاستفادهماندن ظرفیتهای داخلی، بر لزوم بازتعریف راهبرد هستهای، بهرهگیری از نخبگان ایرانی و پرهیز از تکرار خطاهای گذشته تأکید میکند؛ در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در این متن به ناکارآمدی تاریخی سازمان انرژی اتمی ایران در بهرهگیری از ظرفیتهای هستهای کشور اشاره میشود و مطرح میگردد که با وجود تحمل بیست سال تحریم، فشار و حتی حملات نظامی، نتیجه پنجاه سال فعالیت این سازمان محدود به تولید مقالات علمی و سهمی کمتر از یک درصد در تولید برق کشور آن هم با نیروگاه روسی و سوخت روسی بوده است، در حالی که تولید رادیوداروها نیز در صورت نبود تحریم بهسادگی از بازار جهانی قابل تهیه بود و آبشیرینکن هستهای نیز دستاورد قابلتوجهی نداشته است. در ادامه یادآوری میشود که اظهارات اخیر رئیس سازمان انرژی اتمی درباره برنامهریزی برای بیست گیگاوات برق هستهای و افزایش سهم تولید آب شیرین امیدهایی ایجاد کرد، اما خبر اخیر درباره انعقاد قرارداد هشت گیگاوات نیروگاه با روسیه، پرسشها و تردیدهایی را در جامعه علمی و عمومی برانگیخته است. از جمله پرسیده میشود چرا تمام ظرفیت فعلی فقط با روسیه امضا شده و آیا این تکرار اشتباه راهبردی گذشته نیست که همه ظرفیت هستهای به یک کشور واگذار شود؛ همچنین این پرسش مطرح میشود که چرا از توان چین که با ایران سند همکاری راهبردی دارد استفاده نمیشود و آیا در پشت پرده توافقاتی انجام شده که مانع ورود دیگر کشورها و حتی شرکتهای ایرانی به این حوزه شده است؟
همچنین مطرح میشود که آیا نیروگاههای جدید نیز مانند بوشهر قرار است با اورانیوم روسی راهاندازی شوند و اگر چنین باشد سرنوشت چهارصد کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی ایران چه خواهد بود و این مواد در چه حوزهای قابل استفاده است، چراکه مصرف رادیوداروها بسیار اندک است و در غیاب تسلیحات هستهای و با نبود کاربرد صلحآمیز گسترده، این پرسش اساسی شکل میگیرد که این حجم از مواد هستهای در کجا باید بهکار گرفته شود. سپس موضوع ظرفیتهای علمی و صنعتی داخلی مطرح میشود و اینکه چرا با وجود گستره وسیع توان داخلی، از ابتدا کنسرسیومی از نخبگان، دانشگاهیان، صنعتگران و شرکتهای دانشبنیان ایرانی برای طراحی و ساخت نیروگاهها تشکیل نشده و تجربه پنجاهساله اتکا به نیروگاه یک گیگاواتی خارجی تکرار میشود. سختگیریهای کارشناسان سازمان انرژی اتمی نسبت به پیمانکاران داخلی گاه موجب تضعیف و حذف آنان شده و زمینه را برای حضور بیشتر طرف خارجی فراهم کرده، در حالی که میتوان همانگونه که یک نیروگاه طی پنج سال به طرف خارجی واگذار میشود، پروژهای هشت تا 10ساله با مبلغی حتی بالاتر به طرف ایرانی سپرد تا از مسیر سعی و خطا به ظرفیت پایدار دست یابد. نمونههایی از تجربیات تلخ همکاری با روسیه مانند تأخیرهای بوشهر، موضوع S300 و S400، خرید هواپیماهای جنگنده و رفتار روسیه در رویدادهای جنگ دوازدهروزه یادآوری میشود و بر ضرورت پرهیز از گذاشتن تمام تخممرغها در سبد روسیه تأکید میگردد.
همچنین مثال نیروگاه براکه امارات با ظرفیت ۵.۶ گیگاوات که در فاصله سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ ساخته شد، نشاندهنده امکان پیشبرد پروژههای بزرگ هستهای بدون اتلاف زمان دانسته میشود.
در پایان به این نکته اشاره میشود که تمرکز برنامه هستهای ایران طی دههها بر تعداد و نوع سانتریفیوژها بوده و اکنون با وجود چهارصد کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی، کاربرد مشخصی برای آن تعریف نشده و نه بازدارندگی حاصل شده و نه دستاورد صلحآمیز ملموسی برای جامعه فراهم آمده است و ضرورت تدوین نقشه راه روشن برای آینده مطرح میشود./ منبع



