امنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

ترامپ، نتانیاهو؛ آینه‌های روبه‌رو

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان « ترامپ، نتانیاهو؛ آینه‌های روبه‌رو» به قلم کبری آسوپا در روزنامه فرهیختگان منتشر شده است که در آن روابط نزدیک و پیوند آشکار میان دولت آمریکا و اسرائیل در پرونده تقابل با ایران تحلیل شده و نویسنده معتقد است تمایز میان این دو بازیگر صرفاً در شکل تقسیم کار بوده و عملاً هر دو یک هدف راهبردی را دنبال می‌کنند در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


سیاست‌های آمریکا و اسرائیل در قبال ایران را نمی‌توان جدا از هم دانست، زیرا این دو بازیگر بیشتر به آینه‌هایی شبیه‌ هستند که تصویری واحد از یک راهبرد مشترک ارائه می‌دهند. اگرچه در ظاهر تلاش می‌شود تمایزهایی میان رفتارها یا تصمیمات کاخ سفید و تل‌آویو دیده شود، اما در عمل هم‌سویی کامل و همکاری سازوکارها وجود دارد و نقشی که هر کدام ایفا می‌کنند، مکمل دیگری است. در این چارچوب، گاه آمریکا از موضع میانجی و واسطه ظاهر می‌شود، اما در نهایت هدف اصلی، پیشبرد سیاست فشرده علیه ایران و مهار توانمندی‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی‌ است. تقسیم‌ کار میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نیز شکل پوشیده‌ای از این اتحاد است؛ به گونه‌ای که حتی اگر هر دو رهبر در بیان سخنان خود رویکرد متفاوت اتخاذ کنند، اما پیامدهای اجرایی اقدامات آنها هم‌جهت و تقویت‌کننده یکدیگر است.

در موارد متعدد، سیاست یکجانبه یا تحریم‌های گسترده دولت آمریکا علیه ایران با پشتیبانی آشکار یا ضمنی اسرائیل همراه بوده است. در مقابل، تل‌آویو نیز با بهره‌گیری از حمایت‌های واشنگتن، فشارهای امنیتی و دیپلماتیک را افزایش داده و تلاش کرده اجماع بین‌المللی علیه تهران شکل بگیرد. گاه رفتار اسرائیل بر مبنای هراس‌افکنی نسبت به توان هسته‌ای یا نفوذ منطقه‌ای ایران تعریف شده و آمریکا هم در همین راستا تحرکاتی چون فعال‌سازی دیپلماسی فشار یا ترغیب کشورهای اروپایی و منطقه‌ای به سیاست‌های محدودکننده را در پیش گرفته است. غالب رویدادهای امنیتی و سیاسی اخیر نیز برهم‌افزایی این دو بازیگر در مواجهه با ایران را نشان می‌دهد.

در نقطه مقابل، ایران همواره تلاش کرده است تصویری واقع‌گرا و بدون مبالغه از اقدامات و مقاصد آمریکا و اسرائیل ارائه دهد تا بتواند سیاست‌های دفاعی و دیپلماتیک خود را سامان دهد. ایران بر این باور است که تهدیدها و فشارهای پی‌درپی ایالات متحده و متحدش عمدتا به‌دلیل ناتوانی در پذیرش جایگاه و نقش منطقه‌ای تهران است و این رفتارها نقشی در تغییر راهبردهای کلان جمهوری اسلامی‌ نخواهند داشت. با این حال، تجربه نشان داده افزایش سطح فشارها، به ویژه در دوره‌ای که ترامپ در آمریکا قدرت داشت و نتانیاهو در اسرائیل سیاست را مدیریت می‌کرد، موجب شده است سطح دریافتی تهدید برای تهران افزایش یافته و در مقابل اقدامات بازدارنده و تدابیر مقابله‌ای بیشتری طراحی شود.

در نگاهی عمیق‌تر، ریشه بسیاری از تعاملات و رقابت‌های پنهان و آشکار موجود میان تهران، واشنگتن و تل‌آویو به ساختار سیاست کلان این کشورها بازمی‌گردد. ساختارهایی که به‌رغم اختلافات جزیی در حوزه‌های فردی یا جناحی، در عرصه‌های کلان مانند امنیت، مقابله با هسته‌ای شدن ایران و مهار نفوذ منطقه‌ای آن، اشتراک نظر دارند و اختلافات، بیشتر در تاکتیک و استفاده از ابزارها است. انتخاب ابزار مانند فشار اقتصادی، عملیات امنیتی، تقابل رسانه‌ای یا ایجاد اجماع بین‌المللی، حاصل همین بازی تقسیم نقش میان کاخ سفید و رژیم اسرائیل است تا در هر مقطع بتوانند بیشترین میزان فشار را به ایران وارد کنند.

سویه دیگر این تقابل نه‌تنها در سطح رسمی بلکه در حوزه تحولات منطقه‌ای و میدان‌های تقابلی مختلف نمایان است. دخالت‌ها و تحرکات اسرائیل در زمینه‌های اطلاعاتی یا نظامی، تحرک‌پذیری برخی مخالفان و گروه‌های اپوزیسیون و تلاش برای تاثیرگذاری بر روند تحولات کشورهای منطقه، همگی مکمل اقدامات سیاسی و تحریمی آمریکا ارزیابی می‌شود. این هم‌آهنگی به‌ویژه در دوره ترامپ و نتانیاهو تشدید شد؛ به گونه‌ای که بسیاری از تصمیمات صحنه منطقه‌ای، تابع لابی‌های صهیونیستی و پروژه‌های مشترک میان تل‌آویو و واشنگتن بود.

با وجود شدت تقابل و فشارها، این سیاست همواره با تفاوت‌هایی در اجرا و نوع موضع‌گیری همراه است؛ به‌عنوان مثال، واشنگتن گاهی تلاش دارد نقش ایفاگر اعتدال و مدیریت بحران را ظاهر کند، در مقابل اسرائیل روی ایجاد فضای هراسی و عملیات پیش‌دستانه تمرکز می‌نماید. در نهایت اما، تفاوت رویکردها بیشتر جنبه نمایشی یافته و خروجی کلان این همکاری، یک سیاست یکپارچه برای تضعیف نفوذ ایران و بازداشتن این کشور از گسترش قدرت منطقه‌ای است.

در بستر تحولات جهانی و مناسبات منطقه‌ای، پیوستگی سیاست‌های آمریکا و اسرائیل به ویژه در موضوع ایران، با توجه به تغییر بازیگران در قدرت از جمله بازگشت یا رفت و آمد شخصیت‌هایی چون ترامپ و نتانیاهو، کم‌وبیش با قدرت و شدت بیشتری بازتولید شده است. حتی در مقاطعی که سیاست رسمی ایالات متحده با رویکردهای طرف اسرائیلی اختلاف جزیی داشته، در نهایت منافع و اهداف مشترک دو طرف بر اختلافات پیشی گرفته و همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی ادامه یافته است.

حاصل چنین مناسباتی، فضای پرتنش برای ایران و منطقه را رقم زده که در آن هر گونه ابتکار دیپلماتیک یا حتی فعالیت اقتصادی و علمی، زیر سایه تهدید، تحریم و نظارت قرار گرفته است. سیاست فشار حداکثری، تحریم‌های چندلایه و اقدامات هماهنگ امنیتی و تبلیغاتی علیه تهران همچنان به عنوان محور اصلی و مشترک سیاست آمریکا و اسرائیل تداوم یافته است. تحلیل شرایط نشان می‌دهد که تا زمانی که ساختارهای اصلی قدرت در دو کشور مذکور با رویکرد امنیت‌محور و تهدیدمحور نسبت به ایران باقی بمانند، انتظار تحولات جدی و خروج از وضعیت کنونی امکان‌پذیر نخواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا