خاورمیانهداخلیسیاست داخلی و جامعه

توهم توطئه با مردم ایران چه می‌کند

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « توهم توطئه با مردم ایران چه می‌کند» به قلم اسفندیار خدایی در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. نویسنده با بررسی نقش گسترده این نوع نگرش بدبینانه در میان مردم و نخبگان، آن را مانعی جدی برای مسئولیت‌پذیری، مشارکت مدنی و کنشگری اجتماعی دانسته و هشدار می‌دهد که چنین ذهنیتی می‌تواند به انفعال جمعی و ازدست‌رفتن فرصت‌های تحول منجر شود. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


توهم توطئه، حالتی است که در آن رویدادها و تحولات با دید بدبینی و طرح‌ریزی پنهانی از سوی قدرت‌های مرئی یا نامرئی تفسیر می‌شود. در این نگاه، همه‌چیز از پیش برنامه‌ریزی‌شده تلقی می‌گردد و نقش فرد یا جامعه در شکل‌دهی به سرنوشت خود نادیده گرفته می‌شود. نمونه‌هایی از این رویکرد در سال‌های اخیر بسیار دیده شده است؛ از انتساب حملات یازده سپتامبر، ترور شخصیت‌ها یا حوادث هوایی به دولت‌ها و قدرت‌های خارجی گرفته تا تفسیر همه‌گیری کرونا به‌عنوان اقدامی عمدی از سوی آمریکا یا چین. این طرز نگرش، بدون توجه به صحت یا نادرستی ادعاها، با ساده‌سازی سریع مسائل، عوامل اصلی را به حاشیه می‌راند و مسئولیت تحلیل و واکاوی دقیق را کنار می‌گذارد.

در حوزه علوم انسانی، ارائه نظریه و یافتن شواهد برای آن آسان است، اما رد یک نظریه یا اثبات نادرستی آن دشوار و زمان‌بر است. این وضعیت سبب می‌شود که فرضیات توطئه، حتی بدون شواهد قطعی در ذهن افراد ماندگار شود. توهم توطئه، پدیده‌ای تازه نیست، اما زمانی به یک خطر اجتماعی تبدیل می‌شود که بخش گسترده‌ای از مردم و نخبگان را درگیر کند. در این شرایط، مردم توان خود را در تغییر امور ناچیز می‌پندارند و مرکز قدرت را در اراده حکومت‌ها یا بیگانگان می‌بینند، تا حدی که گاه این قدرت‌ها را در جایگاه خدایان می‌نشانند. این نگرش می‌تواند به تسلیم، انفعال و ازدست‌رفتن انگیزه برای اندیشیدن و ایجاد تغییر بینجامد.

در جوامعی که قرن‌ها نقش مردم در تعیین سرنوشت خود کم‌رنگ یا بی‌اثر بوده و قدرت در اختیار حاکمان متمرکز بوده است، بروز سرخوردگی و خودتحقیری اجتماعی امری طبیعی است. این وضعیت هنگامی تشدید می‌شود که استبداد داخلی با استعمار خارجی همراه گردد و تجربه‌های شکست‌های مکرر در برابر ابرقدرت‌ها و دخالت‌های بیگانگان در زندگی مردم نیز به آن افزوده شود. در چنین شرایطی، توهم توطئه ریشه‌دارتر و بازتولید این ذهنیت آسان‌تر می‌شود.

افراد مبتلا به این نگرش، حتی در صورت فراهم‌شدن شرایط مناسب برای اقدام و تغییر، فرصت‌ها را نادیده گرفته یا واگذار می‌کنند، زیرا معتقدند که نتایج از پیش تعیین شده است و تلاش بی‌فایده خواهد بود. این باور، به‌ویژه در ایران، با حجم بالای تبلیغات نومیدکننده و جنگ روانی رسانه‌های مختلف تقویت می‌شود.

در این میان، نقش حکومت در شکل‌گیری یا کاهش این ذهنیت بسیار مهم است. تفاوت اساسی میان حکومتی که مانع نقش‌آفرینی مردم می‌شود و به تحقیر و تضعیف عزت‌نفس آنان می‌پردازد، با حکومتی که به مردم اعتماد کرده و زمینه‌ساز رشد آزادگی، کرامت و مشارکت آنان در تعیین سرنوشت خود است، قابل توجه است. جامعه‌ای که هم از سوی حکومت تحقیر شود و هم سلطه اراده بیگانگان را بر زندگی خود بپذیرد، به مرحله‌ای از بی‌اعتمادی، گیجی، نومیدی و افسردگی می‌رسد که خود را هیچ‌کاره می‌داند.

در چنین شرایطی، به‌جای تمرکز بر عوامل واقعی موفقیت یا ناکامی، همه امور به قدرت‌های داخلی یا خارجی نسبت داده می‌شود و میل به اقدام و بهره‌برداری از فرصت‌ها از بین می‌رود. این وضع باعث می‌شود که انتظار معجزه برای دستیابی به رفاه، استقلال و آزادی بی‌ثمر بماند. توهم توطئه نه‌تنها مسیر کشف حقیقت را مسدود می‌کند، بلکه به‌سان ویروسی عمل می‌کند که انگیزه حرکت و اندیشه را می‌گیرد و جامعه را به انحطاط می‌کشاند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا