خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

کنسرسیوم هسته‌ای ایران، آمریکا و کشورهای عربی چقدر محتمل است؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت « کنسرسیوم هسته‌ای ایران، آمریکا و کشورهای عربی چقدر محتمل است؟ » منتشرشده در بلومبرگ(Bloomberg)، و نوشته‌ آندریاس کلات (Andreas Klatt)، با طرح ابتکار تشکیل کنسرسیومی متشکل از ایران، عربستان، امارات و سرمایه‌گذاران بین‌المللی برای غنی‌سازی اورانیوم، گزاره همکاری رقبای منطقه‌ای را راهی بالقوه برای افزایش شفافیت برنامه هسته‌ای و کاستن از احتمال بحران و اشاعه هسته‌ای ارزیابی می‌کند و به پیامدهای منطقه‌ای و جهانی این رویکرد جدید می‌پردازد. در ادامه چکیده‌ای از یادداشت را می‌خوانید.


در جریان سفر اخیر رئیس‌جمهور آمریکا به غرب‌آسیا، وی بارها ابراز کرد که دستیابی به توافق با ایران را یک دستاورد مثبت می‌داند. در همان حال، ایران نیز به‌دنبال راهی برای دستیابی به توافقی است تا از یک‌سو از خطر حمله نظامی اسرائیل اجتناب کند و از سوی دیگر، آسیب‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌های بین‌المللی را کاهش دهد. فشارهای فزاینده و نگرانی‌های امنیتی ایران را به سمت ایده‌ای سوق داده است که مبتنی بر همکاری به‌جای تقابل با رقبای منطقه‌ای در موضوع برنامه هسته‌ای است. این ابتکار پیشنهادی شامل تشکیل یک کنسرسیوم متشکل از ایران، عربستان، امارات و برخی سرمایه‌گذاران خصوصی، از جمله شرکت‌های آمریکایی، برای غنی‌سازی اورانیوم است. هدف این رویکرد انجام یک فعالیت مشترک و شفاف است که امکان راستی‌آزمایی برنامه هسته‌ای ایران را برای همه طرف‌ها فراهم کند و زمینه‌ساز همکاری منطقه‌ای شود.

این ایده شباهت‌هایی با تشکیل جامعه زغال‌سنگ و فولاد اروپا دارد که شش کشور اروپایی، به رهبری فرانسه و آلمان، پس از جنگ جهانی دوم با هدف جلوگیری از وقوع جنگ‌های جدید و با تکیه بر مدیریت مشترک منابع حساس راه‌اندازی کردند. آلمان و فرانسه، اگرچه دشمنان قدیمی بودند، اما با پذیرش مدیریت مشترک منابع کلیدی مثل فولاد و زغال‌سنگ، بنیان اتحادیه اروپا را گذاشتند؛ رویدادی که از دل یک فضای سخت رقابتی و خصومت‌آمیز به تحقق پیوست. اکنون، اورانیوم و پلوتونیوم در خاورمیانه نقش مشابه‌ای نسبت به فولاد و زغال‌سنگ آن دوران ایفا می‌کنند، با این تفاوت که پیامدهای امنیتی آن‌ها جدی‌تر و گسترده‌تر است. با این حال، انتظار شکل‌گیری اتحادیه‌ای مشابه اروپای امروز در خاورمیانه وجود ندارد، چرا که در پی چنین ائتلافی، ملاحظات هویتی، حکومتی و امنیتی خاص منطقه حاکم است.

این طرح نوآورانه برخی مزایا نسبت به توافق‌های پیشین مانند برجام دارد. بر خلاف برجام که در آن محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران قرار بود تا سال ۲۰۳۰ به تدریج برداشته شود، کنسرسیوم می‌تواند قواعد خود را به‌طور نامحدود و پایدار حفظ کند و امکان اعمال نظارت دوجانبه و دائمی را بوجود آورد. در قالب این همکاری، ایران همچنان بر حق خود برای غنی‌سازی هسته‌ای تأکید دارد؛ اما فرآیند غنی‌سازی تحت نظارت طرف‌های مختلف انجام می‌شود و اورانیوم تولیدشده در سطحی باقی می‌ماند که برای ساخت سلاح مناسب نباشد. چنین سازوکاری می‌تواند راهگشای بن‌بست جاری در مذاکرات هسته‌ای باشد، زیرا نگرانی‌های اصلی طرفین در خصوص کاربرد نظامی برنامه هسته‌ای ایران را کاهش می‌دهد و به موازات آن، ایران را به حضور فعال و شفاف در سطح بین‌المللی سوق می‌دهد.

از منظر منافع عربستان و امارات، این پیشنهاد جذابیت‌های اقتصادی و امنیتی ویژه‌ای دارد. هر دو کشور تمایل دارند وارد بازار انرژی هسته‌ای شوند و توسعه صنعت هسته‌ای را جزو اهداف خود قرار داده‌اند. اگر این کشورها احساس خطر کنند، می‌توانند مستقلانه به غنی‌سازی و حتی ساخت سلاح هسته‌ای روی بیاورند که این امر احتمال اشاعه تسلیحات هسته‌ای در منطقه و جهان را افزایش می‌دهد. اما در قالب کنسرسیوم، آن‌ها به جای پیگیری پروژه‌های منفرد، سهام خود را دریافت می‌کنند و عملاً از مزایای اقتصادی و امنیتی مشارکت در پروژه‌ای مشترک بهره‌مند می‌شوند. این مدل همکاری می‌تواند نوعی بازدارندگی متقابل غیرنظامی ایجاد کند و به مدیریت رقابت‌ها و منازعات منطقه‌ای کمک کند.

برای دولت وقت آمریکا نیز منافع متعددی در این طرح متصور است. رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند این ابتکار را به عنوان دستاوردی جدید و برتر نسبت به توافق قبلی با ایران معرفی کند و به افکار عمومی و نهادهای بین‌المللی مانند کمیته نوبل صلح، کارنامه موفقیت‌ خود را در فرصت‌سازی برای صلح و پیشبرد منافع اقتصادی ایالات متحده ارائه دهد. ورود شرکت‌های آمریکایی به کنسرسیوم، رونق اقتصادی و سودآوری بیشتری را برای آمریکا به همراه خواهد داشت و بر جنبه تجاری توافق می‌افزاید. در ضمن، این ابتکار می‌تواند از سرعت یافتن روند اشاعه هسته‌ای در غرب‌آسیا جلوگیری کند و احتمالات بروز یک بحران امنیتی بزرگ را کاهش دهد.

با وجود چشم‌اندازهای مثبت چنین همکاری، برخی بدبینی‌ها و چالش‌های جدی پیش رو قرار دارد. خصومت‌های ریشه‌دار، بی‌اعتمادی عمیق و وجود سلاح‌های پیشرفته در منطقه، دستیابی به یک توافق فراگیر را بسیار دشوار می‌کند. در دهه ۱۹۵۰ نیز اروپا وضعیت مشابهی داشت، اما با تدبیری سیاسی و تمایل به سازش، زمینه برای تحولی عظیم فراهم شد. امروز نیز شرایط غرب‌آسیا نیازمند رویکردی حساب‌شده و جسورانه است. کارآمدی مدل کنسرسیوم بستگی به میزان پایبندی طرف‌ها به اصول شفافیت، راستی‌آزمایی و همکاری مستمر دارد. اگر چنین زمینه‌ای مهیا شود، حتی در فضای پرآشوب منطقه، امکان مدیریت تفاوت‌ها و کاهش‌ تنش‌ها وجود خواهد داشت.

در نهایت، اگرچه منطقه همچنان با تهدید این مواجه است که تنش‌ها به سمت جنگی بزرگ‌تر سوق داده ‌شوند، ایده کنسرسیوم هسته‌ای نوعی بازتعریف مسیر پیش رو است که به جای تسلیحات و رقابت مخرب، برنامه صلح‌آمیز و همکاری جمعی را در کانون سیاست‌گذاری قرار می‌دهد؛ مدلی که ضمن پاسخ به نیازهای امنیتی و اقتصادی کشورها، انگیزه‌ای برای کنار گذاشتن مسیر پرهزینه رقابت تسلیحاتی و تمرکز بر توسعه و ثبات منطقه‌ای ایجاد می‌کند. این ابتکار می‌تواند به عنوان الگویی برای توافق‌های آتی مورد بررسی قرار گیرد و نشان دهد که حتی در دشوارترین شرایط نیز راه‌هایی نو برای حل بحران و ایجاد همکاری وجود دارد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا