نقشآفرینی تنگه هرمز؛ سلاح کارآمدتر ایران در برابر ایالات متحده
کنترل ایران بر تنگه هرمز سلاحی کمهزینه و مؤثرتر از بمب اتمی است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نقشآفرینی تنگه هرمز؛ سلاح کارآمدتر ایران در برابر ایالات متحده» نوشته تام اوکانر (Tom O'Connor) در نیوزویک (Newsweek) منتشر شده است. این یادداشت، بررسی میکند که در جریان جنگ ششماهه اخیر، تسلط تهران بر اهرم راهبردی تنگه هرمز و ایجاد بحران در تجارت جهانی انرژی، به ابزاری بسیار کارآمدتر و کمهزینتر از سلاح هستهای برای تحمیل فشار اقتصادی بر ایالات متحده و متحدانش تبدیل شده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
ارزیابی تحولات جنگ ششماهه اخیر میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران نشان میدهد که برخلاف تمرکز اولیه واشنگتن بر برنامههای هستهای تهران، این اعمال فشار بر تنگه هرمز و اخلال در تجارت جهانی انرژی بوده که به عنوان سلاحی به مراتب کارآمدتر، کمهزینهتر و قدرتمندتر عمل کرده است. در حالی که ساخت سلاح هستهای همواره با نظارتهای شدید بینالمللی و هزینههای سنگین سیاسی همراه است، رویکرد نامتقارن ایران در ناامنسازی این آبراه حیاتی توانسته با هزینهای اندک، پیامدهای مخرب اقتصادی و سیاسی گستردهای در سطح جهان و بهویژه در داخل ایالات متحده ایجاد کند. افزایش قیمت سوخت، نارضایتی فزاینده مصرفکنندگان آمریکایی و فشارهای داخلی ناشی از این مداخله نامحبوب، دولت دونالد ترامپ را با چالشهای جدی مواجه ساخته و محاسبات راهبردی کاخ سفید را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است.
استفاده هوشمندانه از تسلیحات نامتقارن و ارزانقیمت علیه کشتیرانی تجاری موجب استهلاک سریع ذخایر تسلیحاتی و رهگیرهای گرانقیمت ایالات متحده شده است؛ در حالی که گزارشها نشان میدهند ایران توانسته قابلیتهای دفاعی و تهاجمی خود را با سرعتی فراتر از انتظار بازسازی کند. این رویکرد راهبردی باعث شده است تا تهران بدون متحمل شدن هزینههای گزاف سیاسی تسلیحات کشتار جمعی، اهداف بازدارنده و اقتصادی خود را محقق سازد و مزیت نسبی قابلتوجهی در میدان نبرد به دست آورد.
تلاشهای دیپلماتیک ایالات متحده برای دستیابی به توافق و مهار بحران نیز بهشدت تحت تأثیر این قدرت اهرمی قرار گرفته است. به بهانه همین تحولات، ایران ترجیح داده است بهجای مذاکره مستقیم با واشنگتن، با میانجیگری کشورهایی مانند عمان، ترتیبات امنیتی جدیدی را برای تضمین امنیت عبورومرور در خلیج فارس دنبال کند.
آسیبپذیری اصلی واشنگتن در برابر تهران نه در قدرت آغازین نظامی، بلکه در ناتوانی ساختاری آن در تداوم و استمرار درگیریهای فرسایشی طولانیمدت نهفته است. افزایش هزینههای اقتصادی، فشارهای سیاسی داخلی، خستگی عملیاتی و نگرانیهای فزاینده شرکای منطقهای، بهشدت توانایی ایالات متحده را برای حفظ یک کارزار نظامی بلندمدت محدود میکند. در مقابل، دکترین راهبردی ایران بر پایه افزایش تدریجی هزینههای حضور نظامی آمریکا در منطقه بنا شده است. تهران تلاش میکند با بهرهگیری از نقطهضعفهای سنتی ارتش متعارف آمریکا، از طریق راهبردهای نامتقارن، آزادی عمل عملیاتی این کشور را محدود کرده و در نهایت شرایط را برای کاهش حضور و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه هموار سازد. این پویاییها نشان میدهد که چگونه یک اهرم اقتصادی و منطقهای میتواند کارآمدتر از تسلیحات سنتی عمل کند./منبع



