جهانی تقسیمشده به سه بخش
نشست احتمالی ترامپ, پوتین و شی, جهان را به سه حوزه نفوذ تقسیم میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان « جهانی تقسیمشده به سه بخش» نوشته استیو بلومفیلد (Steve Bloomfield) در نشریه گاردین (The Guardian) منتشر شده است. این نوشتار به بررسی چرخش دونالد ترامپ به سمت سیاست خارجی تهاجمی و توافق با قدرتهای اقتدارگرا در دو سال پایانی ریاستجمهوریاش پرداخته و پیامدهای فاجعهبار نشست سهجانبه پیشنهادی میان آمریکا, روسیه و چین را بر فروپاشی نظم بینالمللی و امنیت متحدان غربی و آسیایی واشنگتن تحلیل میکند. در ادامه, چکیده این مطلب آمده است.
در دو سال پایانی ریاستجمهوری آمریکا, زمانی که کنترل کنگره از دست میرود و محبوبیت رئیسجمهور سقوط میکند, تصویب قوانین داخلی عملاً متوقف شده و روسای جمهور برای ثبت میراث خود به سراغ سیاست خارجی میروند. دونالد ترامپ نیز پس از انتخابات میاندورهای پیش رو, با از دست دادن احتمالی مجلس نمایندگان و سنا, وارد دوران افول قدرت داخلی خود شده و با موجی از تحقیقات کنگره و خطر استیضاح روبهرو خواهد شد. با این حال, برخلاف تلاشهای صلحجویانه یا بشردوستانه روسای جمهور پیشین در ماههای پایانی قدرت, جاهطلبیهای ترامپ در عرصه جهانی به شدت خطرناک است و میتواند دو سال پایانی دولت دوم او را فاجعهبارتر از دو سال نخست کند.
شواهد نشان میدهد که بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای, آمریکا با همکاری نظامی اسرائیل و خارج کردن دیپلماتهای خود از منطقه, قصد دارد جنگ بیحاصل با ایران را از سر بگیرد. همزمان, روند قربانی کردن اوکراین با سرعت ادامه دارد؛ ترامپ عملکرد روسیه در اوکراین را مثبت ارزیابی کرده و استیو ویتکاف, فرستاده ویژه او, در دیدار تلویزیونی با ولادیمیر پوتین در مسکو, رئیسجمهور روسیه را فردی بشردوست خوانده است. فراتر از جنگافروزی در خاورمیانه و مماشات در اروپا, سایه یک نظم نوین جهانی در حال شکلگیری است. پوتین پیشنهاد برگزاری نشستی سهجانبه با حضور ترامپ و شی جینپینگ را برای ماه آینده در چین مطرح کرده است؛ نشستی که هدف آن تقسیم جهان به سه حوزه نفوذ است و در صورت برگزاری, به معنای پایان غرب به شکل کنونی آن خواهد بود. چنین رویکردی نه تنها کشورهای اروپایی را در برابر تهدید روسیه بیدفاع میگذارد, بلکه با برداشتن چتر امنیتی آمریکا از شرق آسیا, تایوان, کره جنوبی, ژاپن و استرالیا را نیز با بحرانهای امنیتی شدیدی مواجه میسازد.
تمایل دولت ترامپ برای تقسیم جهان و همسویی با دیکتاتورها در سند راهبرد امنیت ملی سال گذشته نیز کاملاً مشهود بود؛ سندی که در آن متحدان سنتی آمریکا به باد انتقاد گرفته شدند و به کشاندن واشنگتن به مناقشات بیربط متهم گشتند, اما هیچ انتقاد مستقیمی از روسیه و چین صورت نگرفت و حتی پکن به دلیل قدرت و ثروتش تحسین شد. این رویکرد برای پوتین تحقق رویایی سیساله است تا نفوذ آمریکا را از حیاطخلوت خود در شرق اروپا و آسیای مرکزی حذف کند و جایگاهی فراتر از توان اقتصادی روسیه به دست آورد. شی جینپینگ نیز از عقبنشینی آمریکا که به تسلط بیشتر چین بر دریای چین شرقی و جنوبی میانجامد, استقبال کرده است. همکاری این سه قدرت بر سر زنجیرههای تامین, پلتفرمهای فناوری, سوختهای فسیلی و رقابتهای فضایی, ماهیت ژئوپلیتیک جهان را تغییر داده و مسکو را به جای بروکسل در معادلات چندقطبی نشانده است.
اگرچه متحدان غربی تاکنون تلاش کردهاند با امید به پایان دوران ترامپ شرایط را تحمل کنند و حتی محافظهکاران سنتی و بخشی از جنبش ماگا نیز با این نشست سهجانبه مخالفند, اما حضور ترامپ در شنژن به عنوان یک رئیسجمهور هشتادساله, ضعیف و درگیر پروندههای فساد در برابر دو رهبر اقتدارگرای قدرتمند و مادامالعمر, به معنای شکست بزرگ آمریکا خواهد بود. این نشست, پوتین را از انزوا خارج کرده, جایگاه شی را به عنوان رهبری غیرقابلچشمپوشی تثبیت میکند و نماد فروپاشی نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد خواهد شد./ منبع