خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

چرا محمد بن سلمان فشار بر ایران را حفظ می‌کند

به‌گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چرا محمد بن سلمان فشار بر ایران را حفظ می‌کند» که به‌قلم طلال محمد (Talal Mohammad) در نشریه نیوزویک (Newsweek) منتشر شده است، استدلال می‌کند که محمد بن سلمان -ولی‌عهد عربستان- با وجود حفظ ظاهر بهبود روابط با ایران، تلاش دارد تا از طریق دیپلماسی، اهرم اقتصادی و فشار هسته‌ای، ایران را مهار می‌کند و با جایگزینی رویارویی مستقیم با استراتژی جابجایی راهبردی، به‌دنبال تسلط بر منطقه است. در ادامه چکیده این مقاله را می‌خوانید.


با وجود احیای روابط ایران و عربستان در ۲۰۲۳، محمد بن سلمان (MBS) رقابت اصلی با تهران را با استراتژی مهار هوشمندانه ادامه می‌دهد و از دیپلماسی، اهرم اقتصادی و فشار هسته‌ای به‌جای رویارویی مستقیم استفاده می‌کند. این رویکرد، که با لبخند و دست‌دادن همراه است، نه کاهش تنش، بلکه بازتعریف نفوذ منطقه‌ای به نفع ریاض است. وی نفوذ ایران در سوریه و لبنان را محدود کرده و همچنین دیپلماسی هسته‌ای ایران را تحت فشار قرار داده است.

عربستان با سرمایه‌گذاری و میانجیگری دیپلماتیک در سوریه، جای ایران را گرفته است. در می ۲۰۲۵، بن سلمان دیداری خصوصی بین دونالد ترامپ و احمد الشرع، رئیس‌جمهور سوریه، ترتیب داد و ریاض را به‌عنوان ضامن دیپلماتیک دمشق معرفی کرد. این اقدام، نفوذ ایران را که زمانی در جنگ داخلی سوریه پررنگ بود، کمرنگ کرد. در لبنان نیز، جنگ ۲۰۲۳-۲۰۲۴ اسرائیل و حزب‌الله، این گروه را به‌عنوان متحد کلیدی ایران تضعیف کرد. اسرائیل اکثر رهبران حزب‌الله از جمله حسن نصرالله را کشت و زیرساخت‌های آن را نابود کرد. با محدودیت مالی تهران، عربستان با ایفای نقش دروازه‌بان بازسازی لبنان، کمک‌های خارجی را به موافقت با سیاست‌های کشورهای خلیج مشروط کرد. ظهور رهبران طرفدار کشورهای خلیج فارس همچون ژنرال جوزف عون و نواف سلام بر عرصه قدرت، نشان‌دهنده چرخش سیاسی لبنان به‌سمت ریاض است. «هلال شیعی» ایران در سوریه، لبنان و عراق جای خود را به «ماه کامل سعودی» داده که بر سرمایه‌گذاری و رهبری نهادی استوار است.

در مورد دیپلماسی هسته‌ای ایران، عربستان پیشنهاد میانجی‌گری در مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا را داد که ظاهراً تنش‌زدا اما در واقع برای تضمین خطوط قرمز ریاض در مورد برنامه هسته‌ای، موشکی و شبه‌نظامیان ایران بود. در می ۲۰۲۵، پس از پنجمین دور مذاکرات غیرمستقیم آمریکا و ایران که واشنگتن آن را مفید خواند اما تهران مسائل پیچیده‌ای را مطرح کرد، عربستان از این مذاکرات با شروطی همسو با منافع خود استقبال کرد. اجلاس می ۲۰۲۵ در ریاض، که میزبان ترامپ و احمد الشرع بود، بازگشت دیپلماتیک سوریه را به شرایط سعودی رقم زد. ترامپ لغو تحریم‌های سوریه و جذب ۴ تریلیون دلار سرمایه‌گذاری از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله یک تریلیون دلار از عربستان را اعلام کرد؛ که جایگاه ریاض را به‌عنوان لنگر مالی و استراتژیک منطقه تثبیت کرد و ایران، قطر و امارات را به حاشیه راند. رابطه شخصی ترامپ و بن سلمان که با اظهاراتی مانند «او را خیلی دوست دارم» تقویت شده است، برتری عربستان را نسبت به دیگر رهبران خلیج فارس نشان داد.

عربستان همچنین با هدف‌گذاری هسته‌ای، فشار را حفظ کرده است. بن سلمان اعلام کرد است: «اگر ایران بمب هسته‌ای بسازد، ما هم فورا دنبال خواهیم کرد». این یک سیگنال راهبردی است، نه یک بلوف. مذاکرات همکاری هسته‌ای آمریکا و عربستان در دوره اول ترامپ آغاز شد و اکنون بدون شرط عادی‌سازی با اسرائیل (برخلاف سیاست بایدن) از سر گرفته شده است. این پیام دوگانه است: اگر ایران برنامه هسته‌ای خود را گسترش دهد، ریاض بی‌کار نخواهد ماند، و اگر آمریکا نفوذ منطقه‌ای می‌خواهد، باید بر رابطه فعال‌تری با عربستان حساب باز کند. این رویکرد، آمریکا را در دو راهی پذیرش خواسته‌های ریاض یا ریسک تکثیر هسته‌ای قرار می‌دهد.

بن سلمان رقابت با ایران را کنار نگذاشته، بلکه آن را بازتعریف کرده است. او از جنگ‌های نیابتی و تنش مذهبی به جابجایی راهبردی، کنترل روایت و دروازه‌بانی نهادی روی آورده است. هدف، نه عقب‌راندن ایران، بلکه جایگزینی آن با نفوذ سعودی است. بن سلمان در چارچوب نظم تحت رهبری آمریکا عمل می‌کند، اما برای خاورمیانه پساآمریکایی آماده می‌شود. /منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا