امنیت و دفاعخاورمیانه

چرا سودان از تیترهای جهانی ناپدید شد؛ تا زمانی که جنگ ایران آغاز شد

سودان در کنار بحران‌های دیگر دیده می‌شود.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا سودان از تیترهای جهانی ناپدید شد؛ تا زمانی که جنگ ایران آغاز شد» نوشته اسامه ابوزید(Osama Abuzaid) در میدل ایست آی(Middle East Eye) منتشر شده است. توجه جهانی به این بحران نه بر اساس ابعاد انسانی فاجعه، بلکه متناسب با پیوند آن با رقابت‌های ژئوپلیتیکی گسترده‌تر، به‌ویژه تنش‌های مرتبط با ایران، شکل می‌گیرد؛ روندی که موجب تحریف ماهیت واقعی بحران و تداوم رنج انسانی در سودان شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

جنگ سودان را که اکنون وارد سومین سال خود شده، یک فاجعه انسانی و سیاسی گسترده توصیف می‌شود که به‌تدریج از کانون توجه پایدار جهانی خارج شده است. بیش از ۱۴ میلیون نفر آواره شده‌اند، مراکز شهری تخلیه شده و زیرساخت‌های اساسی مانند بازارها، بیمارستان‌ها و شبکه‌های برق فروپاشیده‌اند. با وجود این ابعاد گسترده ویرانی، میزان توجه بین‌المللی به جنگ سودان نه بر پایه شدت بحران انسانی، بلکه بر اساس ارتباط آن با روایت‌های ژئوپلیتیکی بزرگ‌تر تغییر می‌کند.

نقطه عطف بازگشت سودان به تیترهای جهانی تصمیم وزارت خارجه آمریکا برای قرار دادن اخوان‌المسلمین سودان در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی است؛ اقدامی که با ادعای ارتباط این گروه با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران توجیه شد. سودان نه به دلیل تشدید بحران انسانی، بلکه به این دلیل دوباره مورد توجه قرار گرفت که اکنون می‌توان آن را در چارچوب رویارویی گسترده‌تر ایران و رقبای منطقه‌ای‌اش تحلیل کرد. در نتیجه، دیده‌شدن سودان وابسته به پیوند آن با رقابت‌های راهبردی بزرگ‌تر شده است.

ریشه‌های جنگ سودان در فروپاشی داخلی ساختار سیاسی، ناکامی در انتقال قدرت، تضعیف اقتدار دولت و رقابت گروه‌های مسلح رقیب قرار دارد. با این حال، مداخله بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی جنگ را پیچیده‌تر و مرگبارتر کرده است. این مداخلات عمدتاً در راستای منافع راهبردی خارجی صورت گرفته‌اند، هرچند عوامل اصلی بحران همچنان داخلی باقی مانده‌اند.

هم‌زمان با تشدید تنش میان آمریکا، اسرائیل و ایران، سودان نیز به‌تدریج از دریچه همین رقابت منطقه‌ای تفسیر شده است. گروه‌های مسلح سودانی در گفتمان خارجی به‌عنوان نیروهای نیابتی قدرت‌های منطقه‌ای معرفی می‌شوند و تحولات میدانی، از جمله استفاده از پهپادها، نشانه‌ای از پیوند با محورهای ژئوپلیتیکی مرتبط با ایران تلقی می‌شود. این نوع چارچوب‌بندی واقعیت جنگ سودان را تحریف کرده و انگیزه‌ها و ساختارهای پیچیده بازیگران سودانی را به‌طرزی ساده‌انگارانه بازنمایی می‌کند.

هنگامی که جنگ سودان در چنین روایت ژئوپلیتیکی گسترده‌ای جذب می‌شود، تمرکز جامعه جهانی از حل بحران به مدیریت راهبردی آن تغییر می‌کند. در این وضعیت، بازیگران خارجی به‌جای جست‌وجوی راه‌حل برای پایان جنگ، پیامدهای آن را در موازنه منطقه‌ای قدرت ارزیابی می‌کنند. نتیجه این روند آن است که جنگ سودان به‌جای آنکه به‌عنوان یک فاجعه فوری انسانی دیده شود، در قالب محاسبات سیاست خارجی مهار و مدیریت می‌شود.

افزایش قیمت جهانی نفت به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه، در پی ناامنی مسیرهای کشتیرانی مانند تنگه هرمز، فشار شدیدی بر اقتصاد شکننده سودان وارد کرده است. به‌عنوان کشوری وابسته به واردات سوخت، سودان با جهش قیمت‌ها روبه‌رو شده و این مسئله به افزایش هزینه حمل‌ونقل، مواد غذایی و کالاهای اساسی منجر شده است. قیمت بنزین در بازارهای غیررسمی ظرف چند روز به‌شدت افزایش یافته و کالاهایی مانند شکر و مصالح ساختمانی نیز گران‌تر شده‌اند. تورم که در ابتدای سال ۲۰۲۶ بیش از ۵۶ درصد بود، شدت بیشتری یافته و فاصله میان آمار رسمی و واقعیت زندگی مردم را افزایش داده است..

کمبود کود شیمیایی، دارو و کالاهای وارداتی نیز بحران را تشدید کرده و داروخانه‌ها با کمبود داروهای اساسی روبه‌رو شده‌اند. هم‌زمان، افزایش هزینه‌های تولید کشاورزی، معیشت بخش بزرگی از جامعه را تهدید می‌کند. در چنین شرایطی، تمرکز بر ائتلاف‌های امنیتی و رقابت‌های منطقه‌ای باعث شده رنج غیرنظامیان سودانی به حاشیه رانده شود.

بحران سودان با شکافی فزاینده میان «دیده‌شدن» و «درک‌شدن» مواجه است. سودان از توجه جهانی غایب نیست، اما حضورش عمدتاً از خلال سایر بحران‌ها و رقابت‌های ژئوپلیتیکی معنا پیدا می‌کند. در نتیجه، علل ساختاری جنگ و پیامدهای انسانی آن همچنان به‌درستی مورد توجه قرار نمی‌گیرد و این وضعیت خطر تداوم خشونت، تشدید بی‌ثباتی و ناکارآمدی پاسخ‌های بین‌المللی را افزایش می‌دهد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا