خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

چرا راهبرد ایالات متحده در قبال لبنان شکست می‌خورد

فشار بر اسرائیل بهترین راه برای جلوگیری از فروپاشی آتش‌بس لبنان است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چرا راهبرد ایالات متحده در قبال لبنان شکست می‌خورد» به قلم الکساندر لانگلوا (Alexander Langlois) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله ناکارآمدی رویکرد «صلح از طریق قدرت» اسرائیل و آمریکا در لبنان را تحلیل می‌کند. نویسنده استدلال می‌کند که یک سال پس از آتش‌بس ناموفق ماه نوامبر ۲۰۲۴ بین اسرائیل و حزب‌الله، ادامه اشغال پنج نقطه مرزی لبنان توسط اسرائیل و حملات روزانه آن، تلاش‌های دولت لبنان برای خلع سلاح تدریجی حزب‌الله را مختل کرده و این وضعیت، حزب‌الله را تقویت نموده و دولت لبنان را در یک بن‌بست خطرناک قرار داده است. نویسنده معتقد است که این راهبرد که با حمایت آمریکا همراه است، تنها وضعیت موجود بی‌ثبات را تداوم می‌بخشد و صلح را به‌همراه نخواهد داشت. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

راهبرد ایالات متحده در قبال لبنان که بر اساس رویکرد «صلح از طریق قدرت» اسرائیل – به‌معنای استفاده از تجاوز آشکار برای کسب پیروزی‌های تاکتیکی کوتاه‌مدت– استوار است، یک سال پس از آتش‌بس ادعایی ماه نوامبر ۲۰۲۴ میان اسرائیل و حزب‌الله، با شکست مواجه شده و نشان می‌دهد که این روش قادر به تغییر جدی آرایش ژئوپلیتیکی غرب آسیا نیست. بر اساس توافق آتش‌بس، مقرر شده بود که هم حزب‌الله و هم اسرائیل نیروها و دارایی‌های نظامی خود را از جنوب رودخانه لیتانی تخلیه کنند و به حملات متقابل پایان دهند، با این فرض که حزب‌الله تضعیف شده است و اسرائیل می‌تواند به دستاوردهای پایداری دست یابد. با این حال، اسرائیل از خروج از پنج نقطه کلیدی در مرز مورد مناقشه با لبنان سر باز زده و در عوض، حملات تقریباً روزانه به همسایه شمالی خود (از جمله در جنوب بیروت) و تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی را ادامه داده است. در نتیجه، مقامات اسرائیلی همچنان بر این امر پافشاری می‌کنند که تا زمانی که حزب‌الله به‌طور کامل در سراسر کشور خلع سلاح نشود، خاک لبنان را که به‌طور غیرقانونی اشغال کرده‌اند، ترک نخواهند کرد.

این شرایط، دولت لبنان به ریاست جوزف عون و نواف سلام را در یک مخمصه دوگانه خطرناک قرار داده است: از یک‌سو تحت فشار اسرائیل و غرب برای موضع سخت‌گیرانه‌تر علیه حزب‌الله قرار دارد و از سوی دیگر، تحت فشار حزب‌الله و متحدانش برای قطع همکاری نزدیک با غرب در مورد خلع سلاح. تلاش دولت لبنان برای خلع سلاح تدریجی و استقرار بیشتر ارتش لبنان در جنوب، به‌دلیل عملیات مداوم اسرائیل که حتی منجر به کشته‌شدن چندین سرباز ارتش شده، به‌شدت مختل شده است. در مقابل، حزب‌الله، با وجود موقعیت نسبی ضعف، همچنان بر این باور است که نمی‌توان آن را به‌سادگی حذف کرد، به ویژه پس از مشاهده مقاومت حماس در غزه. در واقع، اشغالگری مداوم اسرائیل و امتناع آن از عقب‌نشینی از خاک لبنان، تنها توجیه وجودی حزب‌الله برای مقاومت در برابر اشغال را تقویت کرده و پایگاه سیاسی آن را در رد خلع سلاح، سخت‌تر می‌کند.

این وضعیت بن‌بست‌آور که در آن اسرائیل از خروج خودداری کرده و در ازای آن مطالبات حداکثری خود را مطرح می‌کند، نه‌تنها به حل‌وفصل جدی منجر نمی‌شود، بلکه درگیری‌ها را تشدید کرده و ثبات داخلی لبنان را بیشتر به‌خطر می‌اندازد. به‌نظر می‌رسد این وضعیت موجود برای اسرائیل هدف غایی است؛ وضعیتی که به آن آزادی عمل نامحدود در سراسر منطقه، به‌ویژه علیه همسایگانش، می‌دهد تا زمانی که توافقاتی حاصل شود که منافع ژئوپلیتیکی آن را به‌طور کامل تضمین کند. این رویکرد در سوریه نیز دیده می‌شود، جایی که اسرائیل با اشغال غیرقانونی قلمرو سوریه و حفظ حق خود برای حمله در هر زمان که بخواهد، همین دکترین را دنبال می‌کند. این تلاش اسرائیل برای حفظ هژمونی بر همسایگانش که به‌شدت وابسته به حمایت سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا است، صرفاً تکرار شکست‌های گذشته در غرب آسیا است؛ چرا که تحمیل وضعیت موجود ناپایدار که مبتنی بر اشغال و خشونت نظامی است، هرگز به صلح پایدار منجر نخواهد شد. از این رو، دونالد ترامپ باید نقش اسرائیل را به‌عنوان مخل صلح به‌رسمیت بشناسد و با استفاده از نفوذ عمیق واشنگتن بر اورشلیم، این وابستگی به بی‌ثباتی و هرج‌ومرج را به‌نفع صلح پایدار پایان دهد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا