آیا جامعه بینالمللی در حمایت از روایت امنیتی اسرائیل تجدیدنظر خواهد کرد؟
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آیا جامعه بینالمللی در حمایت از روایت امنیتی اسرائیل تجدیدنظر خواهد کرد؟» که بهقلم رامونا وادی (Ramona Wadi) در پایگاه تحلیلی میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است، به تحلیل سیاست بینالمللی در قبال روایت امنیتی اسرائیل، بهویژه پس از هدف قرار گرفتن دیپلماتهای خارجی در کرانه باختری و بیتوجهی به نقضهای مکرر حقوق بینالملل توسط اسرائیل میپردازد. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید
با توجه به حادثه اخیر شلیک هشدارآمیز ارتش اسرائیل به یک کاروان دیپلماتیک در اردوگاه پناهندگان جنین، پرسشی اساسی مطرح میشود: آیا جامعه جهانی همچنان به روایت امنیتی اسرائیل وفادار خواهد ماند، یا این حادثه موجب بازاندیشی در این رویکرد میشود؟
اقدام اسرائیل نقض آشکار مصونیت دیپلماتیک بوده، اما فراتر از آن، نشاندهندهی تسری همان روایت امنیتیای است که اسرائیل همواره برای توجیه خشونتهای خود علیه فلسطینیان استفاده کرده است. این حادثه نباید تنها بهعنوان یک اشتباه نظامی یا نقض تشریفات دیپلماتیک تلقی شود، بلکه باید آن را بخشی از منطق عمیقتر اسرائیل در پیشبرد پروژه استعمار و اشغالگری دانست.
جامعه جهانی سالهاست که روایت امنیتی اسرائیل را پذیرفته است و در نتیجه، حق مقاومت ضداستعماری فلسطینیها را بهطور سیستماتیک انکار کرده است. این روایت نهتنها در دفاع اسرائیل از خود، که در توجیه نسلکشی در غزه پس از اکتبر ۲۰۲۳ نیز بهکار رفته است.
اسرائیل موفق شده است روایت امنیتی خود را بینالمللی کند، بهویژه در همراستایی با گفتمان «جنگ علیه ترور» آمریکا. از طریق صادرات فناوریهای نظامی و نظارتی و همچنین با حمایت ضمنی یا صریح نهادهایی چون سازمان ملل، این روایت در مناسبات دیپلماتیک و توسعهای اروپا نیز نفوذ کرده است. برای نمونه، پروژههای بازسازی و توسعهای اتحادیه اروپا در کرانه باختری – هرچند با هدف تقویت دولت فلسطینی – همگی زیر سایه روایت امنیتی اسرائیل شکل گرفتهاند، و بسیاری از آنها نیز به بهانههای امنیتی توسط ارتش اسرائیل تخریب شدهاند.
سکوت و انفعال دولتها در برابر نقض مصونیت دیپلماتها، یک تضاد آشکار بین «واکنش نمادین» و «واقعیت میدان» است. در موارد متعدد، از رد ورود دیپلماتها گرفته تا ترور هدفمند فعالان در کشورهای ثالث، اسرائیل با استناد به ضرورت امنیتی، دست به اقداماتی زده که در شرایط عادی مصداق تجاوز یا جنایت محسوب میشوند؛ با این حال، جامعه جهانی این اقدامات را با سکوت یا توجیهپذیری پاسخ داده است.
اگر روایت امنیتی اسرائیل بدون چونوچرا پذیرفته شود، دیر یا زود دامنه تبعات آن فراتر از فلسطینیان رفته و منافع و امنیت جامعه بینالمللی را نیز تهدید خواهد کرد. هدف قرار دادن دیپلماتها در کرانه باختری – منطقهای که بهزعم کشورهای غربی پایگاه «دولتسازی» است – شکستن همان توهم امنیت و پیشرفت است که با سرمایهگذاری بینالمللی در این منطقه ایجاد شده بود.
موارد دیگری از نقض جدی حقوق بشری و بینالمللی توسط اسرائیل را نیز شاهد هستیم: کشته شدن کارکنان سازمان ملل و امدادگران در غزه، بمباران بیمارستانها، کشتار سیستماتیک غیرنظامیان و آوارهسازی گسترده. هر چند گاهی نسبت به این حوادث «ابراز نگرانی» شده است، اما در عمل هیچ اقدام بازدارنده یا الزامآوری علیه اسرائیل صورت نگرفته و این خود به نوعی مشارکت در روایت اسرائیل تبدیل شده است.
حال این سوال را مطرح میکنم که آیا زمان آن نرسیده که جامعه جهانی دریابد قدرت و آسیبپذیریاش در جهانی که اسرائیل به خود اجازه میدهد همه چیز را به نام امنیت توجیه کند، بهطور خطرناکی به هم آمیختهاند؟ آیا حمایت از اشغال و نسلکشی در فلسطین، به قیمت آسیب به اعتبار و امنیت جامعه جهانی میارزد؟
در طیفی که از «نقض مصونیت دیپلماتیک» تا «جنایت و نسلکشی» امتداد دارد، روایت امنیتی اسرائیل دست بالا را دارد و با حمایت مالی و سیاسی همان کشورهایی تقویت شده است که اکنون هدف خطر هشدارآمیز این روایت قرار گرفتهاند. منبع



