معمای انتشار کربن؛ ردپای پنهان ارتشها و جنگها در بحران اقلیمی
انتشار گازهای گلخانهای ناشی از فعالیتهای نظامی، صنایع دفاعی و جنگها بهدلیل ملاحظات امنیتی محاسبه نمیشود، اما نادیدهگرفتن آنها تهدیدی برای بقای سیاره است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «معمای انتشار کربن؛ ردپای پنهان ارتشها و جنگها در بحران اقلیمی» به قلم نتا سی. کرافورد (Neta C. Crawford) در بولتن دانشمندان اتمی (Bulletin of the Atomic Scientists) منتشر شده است. این مقاله با بررسی آمار پنهان و گزارشنشده انتشار گازهای گلخانهای توسط ارتشها، صنایع نظامی و درگیریهای مسلحانه، استدلال میکند که پنهانکاری نهادهای نظامی به بهانه امنیت ملی، مانع از درک ابعاد واقعی بحران اقلیمی شده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
هیچ آمار دقیقی از میزان سهم ارتشها، صنایع دفاعی و جنگها در تشدید بحران اقلیمی وجود ندارد، زیرا سیستم جامعی برای محاسبه این انتشارات تعریف نشده است. ریشه این پنهانکاری به نشست پیمان کیوتو در سال ۱۹۹۷ بازمیگردد؛ زمانی که پنتاگون با موفقیت لابی کرد تا برای حفظ «آمادگی نظامی» و جلوگیری از محدودیتهای عملیاتی، بیشتر فعالیتهای ارتش آمریکا از گزارشهای سالانه انتشار گازهای گلخانهای مستثنا شوند. این رویکرد باعث شد تا آلایندگی این بخش همچنان در هالهای از ابهام باقی بماند.
وزارت دفاع آمریکا بهتنهایی بزرگترین مصرفکننده نهادی انرژی و تولیدکننده گازهای گلخانهای در این کشور است. اگرچه تعطیلی برخی پایگاههای خارجی و تلاش برای بهینهسازی مصرف سوخت باعث کاهش مقطعی این آمار شده، اما بخش عمدهای از انتشارات اکنون از طریق برونسپاری عملیاتها به پیمانکاران امنیتی خصوصی پنهان مانده است. علاوه بر این، آلایندگی گسترده تأسیسات تسلیحات هستهای و تأثیرات مخرب سوخت جت و مسیرهای پروازی بر گرمایش زمین، معمولاً در آمارهای رسمی نادیده گرفته میشوند.
در سطح جهانی نیز وضعیت بهمراتب مبهمتر است. بهجز موارد معدودی مانند نروژ، تقریباً هیچ کشوری دادههای مربوط به آلایندگی نظامی خود را به کنوانسیون اقلیمی سازمان ملل گزارش نمیدهد. بااینحال، برآوردهای مبتنی بر بودجههای دفاعی و شاخص برابری قدرت خرید نشان میدهد که مجموع انتشارات ارتشها و شرکتهای بزرگ اسلحهسازی در جهان، با کل گازهای گلخانهای تولیدشده در بسیاری از کشورهای توسعهیافته برابری میکند. افزایش بودجههای نظامی در سطح جهان، این روند مخرب را در سالهای اخیر تشدید کرده است.
وقوع جنگها و فرایند بازسازی پس از آنها، این بحران را چندبرابر میکند. فراتر از مصرف عظیم سوخت در میدان نبرد، هدف قرار دادن عمدی زیرساختهای انرژی مانند خطوط لوله نورد استریم، تأسیسات نفتی در غرب آسیا و شبکههای انرژی در اوکراین و غزه، به انتشار کنترلنشده گاز متان منجر شده است. از سوی دیگر، تخریب جنگلها و محیطزیست در مناطق درگیر جنگ، ظرفیت طبیعی زمین برای جذب کربن را از بین میبرد و فرایند بازسازی زیرساختهای ویرانشده نیز بهشدت نیازمند مصرف انرژیهای فسیلی است.
سیاستگذاران اغلب پیامدهای زیستمحیطی جنگ را موضوعی حاشیهای میپندارند و امنیت نظامی را پیششرط بقا میدانند. بااینحال، نادیدهگرفتن سهم عظیم مجتمعهای نظامی ـ صنعتی و ویرانیهای جنگ در تغییرات اقلیمی، در نهایت همان امنیتی را که دولتها برای حفظ آن میجنگند، به خطر میاندازد و میتواند سیاره را به سمت پیامدهای بازگشتناپذیر سوق دهد./ منبع



