انتخاب سردبیرجهانخارجینظام بین‌الملل و نهادها

نظم نوین جهانی پس از ۲۰۲۵

سال ۲۰۲۵ به‌عنوان نقطه عطفی در تاریخ نظم بین‌الملل ثبت خواهد شد؛ زمانی که ایالات متحده به رهبری ترامپ از نقش سنتی خود عقب‌نشینی کرد و چین با معرفی ابتکارات جدید، خود را به‌عنوان ضامن ثبات و تداوم معرفی نمود.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نظم نوین جهانی پس از ۲۰۲۵» به قلم آنا پالاسیو (Ana Palacio) در پراجکت سیندیکیت (Project Syndicate) منتشر شده است. این یادداشت به واکاوی پیامدهای ویرانگر سیاست‌های دونالد ترامپ بر ساختار اتحادهای بین‌المللی و عقب‌نشینی واشینگتن از جایگاه سنتی خود می‌پردازد. نویسنده در این مطلب تبیین می‌کند که چگونه پکن با بهره‌گیری از آشفتگی ناشی از رویکرد معامله‌گرایانه آمریکا، از ابتکار عمل‌های جدیدی برای رهبری نظم جهانی رونمایی کرده و خود را به‌عنوان جایگزینی باثبات برای کشورهای جنوب جهانی مطرح ساخته است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

سال ۲۰۲۵ در تاریخ سیاسی جهان به‌عنوان سالی ثبت خواهد شد که در آن پایه‌های نظم بین‌الملل به‌لرزه درآمد. دونالد ترامپ که بار دیگر در صدر کانون توجهات قرار گرفت، نه به واسطه رهبری برای حل بحران‌ها، بلکه به دلیل تخریب هنجارها، درهم‌شکستن اتحادها و پیشبرد نوعی سیاست معامله‌گرایانه، به نماد اصلی این دوران تبدیل شد. ایالات متحده که دهه‌ها به‌عنوان ضامن نهایی نظم پس از جنگ جهانی دوم شناخته می‌شد، اکنون با عملیاتی کردن راهبرد عقب‌نشینی، جایگاه خود را به‌عنوان رهبر جهانی رها کرده است. سیاست تجاری واشنگتن که زمانی بر محور توسعه بازارهای آزاد و منافع مشترک می‌چرخید، اکنون به ابزاری برای فشارهای اقتصادی و ژئوپلیتیک بدل شده است. در این پارادایم نوین، اتحادها نه بر اساس ارزش‌های مشترک، بلکه بر مبنای سودآوری آنی سنجیده می‌شوند و همکاری‌های بلندمدت جای خود را به توافقات دوجانبه محدود داده‌اند.

این تغییر بنیادین در خلأ رخ نداد. بسیاری از کشورها، به‌ویژه قدرت‌های نوظهور نظیر برزیل و هند، به‌جای رویارویی مستقیم با ترامپ، رویکرد انطباق و حفظ خودمختاری را در پیش گرفتند، اما در این میان، چین با هوشمندی راهبردی، از اختلالات ایجاد شده توسط ترامپ به‌عنوان فرصتی طلایی بهره جست. پکن با درک این واقعیت که جهان از بی‌ثباتی‌های ناشی از رفتارهای واشینگتن به‌ستوه آمده، خود را به‌عنوان قهرمان جدید ثبات و تداوم معرفی کرد. شی جین پینگ با رونمایی از «ابتکار حکمرانی جهانی»، در کنار ابتکارات پیشین خود در حوزه‌های توسعه، امنیت و تمدن، چشم‌اندازی از یک نظم جهانی کثرت‌گرا ارائه داد که در آن حق حاکمیت کشورها محترم شمرده می‌شود. این مدل برخلاف پروژه لیبرال غربی، بر همکاری در زمینه‌های کلیدی نظیر اهداف توسعه پایدار سازمان ملل تمرکز دارد و خود را به‌عنوان تکامل طبیعی سیستم موجود، و نه یک انقلاب آشوب‌ساز، معرفی می‌کند.

جذابیت این رویکرد برای کشورهای جنوب جهانی زمانی دوچندان شد که تضاد رفتاری رهبران دو قدرت بزرگ در نشست بوسان به نمایش درآمد. در حالی که ترامپ با رویکردی تهاجمی به‌دنبال کسب امتیازات سریع بود، شی با آرامش و اعتماد به نفس، قدرت خود را در نپذیرفتن شروط ناعادلانه نشان داد. در سوی دیگر میدان، اروپا در موقعیتی بسیار دشوار قرار گرفته است. سایه تردید بر تعهدات ناتو و تمایل واشنگتن به جانبداری از مسکو در مذاکرات صلح اوکراین، امنیت اروپا را با چالشی بی‌سابقه روبرو کرده است. حتی گزارش‌هایی مبنی بر تلاش دولت ترامپ برای تشویق برخی کشورها به خروج از اتحادیه اروپا شنیده می‌شود. بروکسل اکنون در دوراهی سختی گرفتار شده است؛ اروپا نه می‌تواند به آمریکای غیرقابل پیش‌بینی تکیه کند و نه می‌تواند چشمان خود را بر حمایت‌های تکنولوژیک چین از ماشین جنگی روسیه ببندد.

سال ۲۰۲۵ سالِ تصفیه‌حساب‌های جهانی بود. اگرچه آینده نظم بین‌الملل هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، اما مشخص شده که کدام کشورها برای انطباق با واقعیت‌های جدید آماده‌تر هستند. تحولات آینده نه توسط کسانی که بیشترین سروصدا را به پا می‌کنند، بلکه توسط بازیگرانی رقم خواهد خورد که با بینش راهبردی، قواعد جدید بازی را تدوین می‌کنند. عبور از این دوران گذار نیازمند بازتعریف مفاهیم قدرت و همکاری در سطحی فراملی است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا