چرخش قطبنمای اقلیمی جهان در برزیل؛ خیزش بریکس برای رهبری سبز
نشست کاپ ۳۰ در برزیل نشاندهنده انتقال مرکز ثقل حاکمیت اقلیمی از غرب به سمت قدرتهای نوظهور و ائتلافهای جنوب جهانی بر پایه عدالت و نوآوری است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرخش قطبنمای اقلیمی جهان در برزیل؛ خیزش بریکس برای رهبری سبز» به قلم ساندرا تاچیریکال پراتاپ (Sandra Thachirikal Pratap) در بنیاد آبزرور (Observer Research Foundation) منتشر شده است. این یادداشت به واکاوی دستاوردها و ناکامیهای نشست کاپ ۳۰ در برزیل، انتقال رهبری اقلیمی به بلوک بریکس و تلاش هند برای میزبانی نشست کاپ ۳۳ میپردازد. این تحلیل نشان میدهد که چگونه قدرتهای نوظهور در حال بازتعریف قواعد حاکمیت محیطزیستی در جهان هستند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
نشست اقلیمی کاپ ۳۰ در شهر بلم برزیل، فراتر از یک مذاکره فنی، نقطه عطفی در تاریخ دیپلماسی محیطزیست بود. در حالی که رهبری سنتی غرب به دلیل چالشهای داخلی و غیبت ایالات متحده در مشارکت کامل دچار تزلزل شده، مرکز ثقل تصمیمگیریهای جهانی بهسمت اقتصادهای نوظهور تغییر جهت داده است. این نشست که زیر سایه تغییرات ژئوپولیتیک برگزار شد، نشان داد که قدرتهای نوظهور دیگر تنها دنبالهرو نیستند، بلکه اکنون با اعتماد بهنفسی فزاینده، دستور کار و روایتهای حاکم بر آینده سیاره را تعیین میکنند.
توافق «موتیرائو جهانی» یکی از ثمرات مهم این تغییر رویکرد بود که در آن کشورهای توسعهیافته متعهد شدند بودجه سازگاری اقلیمی را تا سال ۲۰۳۵ به ۱۲۰ میلیارد دلار در سال افزایش دهند. این رقم بخشی از هدف کلان ۱.۳ تریلیون دلاری برای اقدامات اقلیمی است. با تصویب ۵۹ شاخص برای هدف جهانی سازگاری، موضوعاتی همچون امنیت غذایی و تابآوری زیرساختها به قلب مذاکرات بازگشتند. با این حال، هنوز شکافهای عمیقی در نحوه تخصیص این منابع و تفاوت میان وامها و کمکهای بلاعوض وجود دارد که بار سنگینی بر دوش کشورهای در حال توسعه میگذارد.
اما در بخش کاهش آلایندهها، نتایج همچنان ناامیدکننده باقی ماند. تلاشها برای دستیابی به یک توافق الزامآور جهت حذف تدریجی سوختهای فسیلی با مقاومت شدید تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز روبرو شد. حذف زبان صریح در متن نهایی، نشاندهنده محدودیتهای دیپلماسی مبتنی بر اجماع است و برزیل را موظف کرد تا در سال آینده نقشه راهی برای این موضوع تدوین کند. این ناکامی در حالی رخ داد که تعهدات فعلی کشورها هنوز برای حفظ دمای زمین در محدوده ۱.۵ درجه سانتیگراد کافی نیست و بدون کاهش جدی انتشار گازهای گلخانهای، حتی بودجههای کلان سازگاری نیز بیاثر خواهند بود.
در مقابل، حفاظت از جنگلهای استوایی با راهاندازی تسهیلات ۱۲۵ میلیارد دلاری «جنگلهای استوایی برای همیشه» شتاب تازهای گرفت. این مکانیسم با اولویتبخشی به نقش بومیان در حفاظت از زیستبومها، مناطق حیاتی از برزیل تا هیمالیا و جنوب هند را تحت پوشش قرار میدهد. این حرکت نمادی از پیوند عدالت اجتماعی با حفاظت از طبیعت بود که در آن بومیان بهعنوان نگهبانان اصلی تنوع زیستی به رسمیت شناخته شدند. علاوه بر این، تقویت مکانیسم گذار عادلانه با تأکید بر حقوق کارگران و زنان، نشان داد که ابعاد انسانی بحران اقلیمی بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفته است.
ظهور بلوک اقلیمی جنوب جهانی، به رهبری بریکس، برجستهترین پدیده کاپ ۳۰ بود. برزیل با تمرکز بر عدالت اقلیمی و آمازون بهعنوان نماد نابرابریهای تاریخی، رهبری این جریان را بر عهده گرفت. هند نیز به نمایندگی از گروههای کشورهای همفکر، بر اصل مسئولیت مشترک اما متمایز تأکید کرد. انسجام درونی بریکس با ارائه اولین پیشنهاد مشترک تأمین مالی اقلیمی و نقشآفرینی بانک توسعه نوین برای کاهش وابستگی به بازارهای مالی غرب، نشاندهنده اراده این بلوک برای ایجاد یک نظم نوین و چندقطبی است.
هند با تکیه بر دستاوردهای داخلی خود در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، اکنون به دنبال میزبانی کاپ ۳۳ در سال ۲۰۲۸ است. این کشور به الگویی از ترکیب رشد اقتصادی با گذار سبز تبدیل شده است. درخواست میزبانی دهلینو، بازتابی از گذار جهانی به سمتی است که در آن قدرتهای نوظهور، نظم اقلیمی آینده را بر پایه نوآوری و مسئولیت مشترک بازتعریف میکنند. توازن میان توسعه و پایداری اکنون به اولویت اصلی جهان تبدیل شده است و بریکس پیشران این تحول بزرگ خواهد بود./ منبع



