پیروزی ایران در مذاکرات؛ اهداف جنگی ترامپ بر باد رفت
توافق جدید آتشبس، با اعطای امتیازات اقتصادی قابل توجه به ایران و ناکامی در تحقق اهداف جنگی اولیه آمریکا، یک پیروزی راهبرد برای تهران و شکستی برای واشنگتن محسوب میشود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پیروزی ایران در مذاکرات؛ اهداف جنگی ترامپ بر باد رفت» به قلم اسکات پترسون (Scott Peterson) در کریستین ساینس مانیتور (The Christian Science Monitor) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که توافق آتشبس اخیر، با اعطای امتیازات اقتصادی بزرگ به ایران و باز گذاشتن دست این کشور در تنگه هرمز، یک پیروزی راهبردی برای تهران محسوب میشود، در حالی که اهداف اولیه و حداکثری جنگی دولت ترامپ، مانند سرنگونی رژیم و نابودی کامل توان موشکی، محقق نشده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
توافق آتشبس که روز چهارشنبه میان ایالات متحده و ایران به امضا رسید، پایانی بر جنگی پرهزینه و ویرانگر بود که از سوی جمهوری اسلامی بهعنوان یک پیروزی راهبردی ستایش شد، در حالی که اهداف اعلامشده دونالد ترامپ از آغاز این جنگ را محقق نکرد. این توافق، امتیازات اقتصادی قابل توجهی را در ازای بازگشایی تنگه هرمز و تضمینهای تهران مبنی بر عدم توسعه سلاح هستهای به ایران اعطا میکند. تفاهمنامه جدید با اهداف اولیه ترامپ که شامل سرنگونی جمهوری اسلامی، نابودی برنامه هستهای، زرادخانه موشکی و شبکه نیروهای نیابتی منطقهای و واداشتن تهران به «تسلیم بیقیدوشرط» بود، فاصله زیادی دارد. در عوض، ایران میتواند فوراً فروش نفت خود را با رفع کامل تحریمها از سر بگیرد و پس از توافق نهایی به یک صندوق بازسازی «حداقل» ۳۰۰ میلیارد دلاری دسترسی پیدا کند. این سند یک پنجره ۶۰ روزه برای حلوفصل مسائل اصلی هستهای و تحریمی باز میکند و دو طرف را به «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله در لبنان» متعهد میسازد.
در حالی که تهران این توافق را یک پیروزی میداند، کاریکاتوری در صفحه اول روزنامه همشهری، حسوحال حاکم بر ایران را بهخوبی به تصویر میکشید؛ در این تصویر، ترامپ در حال جویدن کاغذی با فهرست اهداف اولیه جنگی خود نشان داده شده بود و تیتر «بربادرفته» بالای آن به چشم میخورد. محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، اعلام کرد که این توافق پیروزی ایران را به اثبات رسانده و گفت: «ما از طریق مذاکرات چندین برابر آنچه را که در اقدامات نظامی به دنبال آن بودیم، به دست آوردیم.» با این حال، توافق آسیبپذیریهای جدی دارد. اسرائیل که یکی از طرفهای اصلی جنگ بود، این توافق را امضا نکرده و تحلیلگران میگویند ادامه نبرد بنیامین نتانیاهو علیه حزبالله در لبنان، یک نقطه ضعف کلیدی است. همچنین، زرادخانه موشکهای بالستیک ایران که بارها اسرائیل و کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داده، در این توافق ذکر نشده و ترامپ با چرخشی عجیب اعلام کرده که «ناعادلانه» است که ایران بدون موشک و بیدفاع بماند.
به نظر میرسد فشار اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز، عامل اصلی عقبنشینی دولت ترامپ بوده است. ترامپ خود اذعان کرد: «نمیخواستم شاهد یک فاجعه اقتصادی باشم. اگر این وضعیت ادامه مییافت، چنین اتفاقی ممکن بود رخ دهد.» این تفاهمنامه به ایران اجازه میدهد تا پس از ۶۰ روز، با عمان و دیگر کشورهای خلیج فارس درباره «مدیریت آینده و خدمات دریایی» گفتگو کند؛ عبارتی که به خواسته جدید ایران برای دریافت عوارض در ازای عبور امن از تنگه هرمز اشاره دارد. یک تحلیلگر اسرائیلی در این باره مینویسد: «ترامپ با صدای بلند میگوید که ایران میتواند هر چه میخواهد به دست آورد، زیرا آمریکا توان تحمل این بازی را ندارد.» با این حال، برخی تحلیلگران دیگر معتقدند این توافق، بازگشتی به واقعگرایی پس از اهداف حداکثری و خطرناک اولیه بود. این رویکرد جدید نشاندهنده یک تغییر مهم است: از تلاش برای حل تمام جنبههای مشکل ایران از طریق زور، به سمت یک دیپلماسی سنجیدهتر. در نهایت، بسیاری از تحلیلگران خاطرنشان میکنند که این توافق موقت شباهت زیادی به پیشنهادهایی دارد که پیش از جنگ به ایران ارائه شده بود و این پرسش را مطرح میکند که آیا توسل به نیروی نظامی از ابتدا ضروری بود؟ اسفندیار باتمانقلیچ، تحلیلگر اقتصادی، مینویسد: «این جنگها کاملاً احمقانه بودند، زیرا پارامترهای یک توافق دیپلماتیک قابلاجرا از قبل ارائه شده بود و ایران تمایل به پذیرش آن داشت، اما در عوض مورد حمله قرار گرفت.»/منبع



