استراتژی امنیت ملی بدون راهبرد برای مدیریت ریسکهای وجودی
سند جدید راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ، تهدیدات هستهای، اقلیمی و فناوریهای مخرب را نادیده گرفته و مدیریت ریسکهای وجودی بشریت را بهخطر میاندازد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «استراتژی امنیت ملی بدون راهبرد برای مدیریت ریسکهای وجودی» به قلم الکساندرا بل (Alexandra Bell) در بولتن دانشمندان اتمی (Bulletin of the Atomic Scientists) منتشر شده است. این مقاله سند جدید راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ را نقد کرده است. نویسنده استدلال میکند که این سند، با تمرکز بر انزواگرایی و منافع صرفاً ملی، بزرگترین تهدیدات وجودی مانند مسابقه تسلیحات هستهای، تغییرات اقلیمی و فناوریهای مخرب را بهطور سیستماتیک نادیده میگیرد و تأکید دارد که این رویکرد مقدمهای برای فاجعه جهانی خواهد بود.
سند جدید راهبرد امنیت ملی (NSS) دولت ترامپ، که پس از تأخیری دهماهه منتشر شد، هدف سیاست خارجی را «حفاظت از منافع ملی اصلی» تعریف کرده و از این منطق برای توجیه رویکرد انزواگرایانه خود استفاده میکند. این سند با نادیدهگرفتن تقریباً کامل بزرگترین تهدیدات وجودی پیش روی بشریت، یک فاجعه را رقم میزند؛ چرا که منافع اصلی ایالات متحده بهشدت تحت تأثیر ریسکهای وجودی ناشی از عوامل انسانی قرار دارند که هیچ احترامی برای مرزهای ملی قائل نیستند و نمیتوان آنها را تنها توسط یک کشور مدیریت کرد. این تهدیدات شامل مسابقه تسلیحات هستهای چندجانبه، اثرات ویرانگر فزاینده تغییرات اقلیمی، و رشد تصاعدی فناوریهای مخرب هستند که بخشی جداییناپذیر از واقعیت جهانی بهشمار میآیند و یک متفکر سیاست خارجی جدی نمیتواند آنها را نادیده بگیرد.
در حوزه تهدیدات هستهای، سند جدید راهبرد امنیت ملی در کمال ناباوری حاوی مطالب اندکی است و در حالی که آمریکا در حال حاضر معتبرترین و قویترین بازدارندگی هستهای جهان را در اختیار دارد، این سند خواستار توسعه نسل بعدی سامانههای پدافند موشکی، از جمله «گنبد طلایی» برای حفاظت از سرزمین اصلی آمریکا است. این طرح توسعه، که هزینههای کلان و سرسامآوری را در پی خواهد داشت، هدف سهباره ذکر شده در سند جدید راهبرد امنیت ملی مبنی بر «بازسازی ثبات راهبردی با روسیه» را تضعیف میکند؛ زیرا بازدارندگی هستهای به مفهوم آسیبپذیری متقابل متکی است و هرگونه سرمایهگذاری عمده در دفاع موشکی، مسکو را وادار خواهد کرد که برای حفظ توازن، روی تواناییهای تهاجمی خود سرمایهگذاری بیشتری کند و یک مسابقه تسلیحاتی جدید آغاز شود. علاوه بر این، خلاء محتوای هستهای در سند جدید راهبرد امنیت ملی با اظهارات مکرر خود ترامپ مبنی بر اینکه سلاحهای هستهای خطرناکترین تهدید برای جهان هستند، در تضاد است و نشاندهنده گسست بین رئیسجمهور و کارکنانش است؛ این گسست در ارزیابی حمله به تأسیسات هستهای ایران نیز دیده میشود؛ جایی که ترامپ ادعای «محو کامل ظرفیت غنیسازی» را مطرح میکند، در حالی که سند جدید راهبرد امنیت ملی فقط از «کاهش قابلتوجه» سخن میگوید.
در مورد تغییرات اقلیمی، این سند تنها یک بار به این موضوع اشاره میکند، که با توجه به دیدگاههای شناختهشده رئیسجمهور، تعجبآور نیست. با این حال، همان یک اشاره نیز مشکلآفرین است: «ما ایدئولوژی فاجعهبار «تغییر اقلیم» و «صفر خالص» را رد میکنیم …». تغییر اقلیم یک ایدئولوژی نیست، بلکه یک واقعیت فیزیکی است که بر اساس شواهد علمی قاطع بنا شده و نادیدهگرفتن آن از سوی آمریکا، منجر به عواقب فاجعهبار برای جهان خواهد شد. در بحث فناوریهای مخرب، سند جدید راهبرد امنیت ملی این موضوع را صرفاً از منظر رقابت میبیند و هدف خود را «اطمینان از پیشروی جهان توسط فناوریها و استانداردهای آمریکایی» در حوزههای هوش مصنوعی، زیستفناوری و محاسبات کوانتومی قرار میدهد. با این حال، سند مذکور فاقد هرگونه جزئیات عملی یا توضیح در مورد چگونگی دستیابی به اهدافی مانند اجرای کنوانسیون سلاحهای بیولوژیکی با استفاده از هوش مصنوعی است. در نهایت، مشکل اصلی راهبرد این است که نمیتواند ماهیت نامنظم و متغیر رئیسجمهور را توضیح دهد و بر یک بیانیه نادرست تأکید دارد: «جهان زمانی بهترین عملکرد را دارد که کشورها منافع خود را در اولویت قرار دهند». جهانی که در آن هر کشوری تنها بهدنبال منافع محدود خود باشد و تهدیدات وجودی جهانی را نادیده بگیرد، در واقع سریعترین مسیر برای رسیدن به فاجعه بزرگ است./ منبع



