متحدان پس از آمریکا

متحدان واشنگتن در مواجهه با رویکرد «اول آمریکا» در دولت دوم ترامپ، ناگزیر به تدوین راهبردهای جایگزین برای بقا بدون چتر حمایتی ایالات متحده هستند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «متحدان پس از آمریکا» به قلمفیلیپ گوردون (Philip H. Gordon) و مارا کارلین (Mara Karlin) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. این مقاله به واکاوی فروپاشی نظم سنتی تحت رهبری واشنگتن در دوران دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ پرداخته و چالشهای متحدان جهانی را در دنیایی که دیگر نمیتوانند بر تعهدات امنیتی و دیپلماتیک آمریکا تکیه کنند، بررسی میکند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
نخستین سال از دولت دوم ترامپ نشان داد که دوران تکیه مطلق متحدان بر ایالات متحده برای حفظ نظم جهانی به پایان رسیده است. برای هشت دهه، رؤسایجمهور آمریکا متعهد به دفاع از متحدان و بازدارندگی در برابر تجاوز بودند، اما اکنون این پیشفرض بنیادین تغییر کرده است. بسیاری از دوستان واشنگتن در حالی با این واقعیت روبهرو شدهاند که هیچ «طرح جایگزینی» برای دنیای بدون حمایت آمریکا ندارند. وابستگی طولانیمدت، شکافهای داخلی و ترجیح بودجههای رفاهی بر هزینههای دفاعی، آنها را در کوتاهمدت بیدفاع گذاشته است. در حال حاضر، اکثر متحدان صرفاً برای خرید زمان تلاش میکنند و با ستایشهای مبالغهآمیز و پذیرش قراردادهای تجاری ناعادلانه، امیدوارند ترامپ را به حفظ اتحادها ترغیب کنند؛ اما این اندیشه که ترامپ تنها یک انحراف موقت است، سادهانگارانه بهنظر میرسد.
تفاوت دولت دوم ترامپ با دوره نخست در این است که «جهانیگرایان» از بدنه قدرت حذف شدهاند. چهرههایی نظیر جیدی ونس، پیت هگست و تولسی گابارد که پستهای کلیدی را در اختیار دارند، تعهدات خارجی را بار اضافی میبینند. مارکو روبیو نیز برای حفظ جایگاه خود، از مواضع سنتیاش عقبنشینی کرده است. این تیم جدید معتقد است که اتحادها باری بر دوش آمریکا هستند و قدرتهای بزرگ حق دارند بر همسایگان کوچک خود مسلط شوند. این رویکرد در قبال ناتو و اروپا کاملاً مشهود است؛ ترامپ تضمینهای امنیتی «ماده ۵» را مشروط به پرداخت هزینهها کرده و حتی تهدید به استفاده از زور علیه منافع دانمارک در گرینلند کرده است. در سپتامبر ۲۰۲۵، زمانی که روسیه حریم هوایی لهستان، رومانی و استونی را نقض کرد، واشنگتن عملاً از واکنش نظامی ناتو کنارهگیری کرد.
در آسیا نیز وضعیت مشابهی حاکم است. اگرچه واشنگتن بر «چرخش به آسیا» تأکید داشت، اما اکنون اولویتها به امنیت مرزی و پدافند موشکی داخلی تغییر یافته است. متحدانی چون ژاپن، کره جنوبی و تایوان نگراناند که ترامپ امنیت آنها را فدای یک معامله تجاری بزرگ با پکن کند. عدم قطعیت درباره دفاع از تایوان و مشروطکردن حمایتها به انتقال ظرفیتهای صنعتی به آمریکا، اعتماد را به پایینترین سطح رسانده است. در غرب آسیا نیز، بهرغم حمایت از اسرائیل و تعهد دفاعی به قطر در سال ۲۰۲۵، ترامپ تمایلی به درگیرشدن در جنگهای منطقهای ندارد. او تنها زمانی از نیروی نظامی استفاده میکند که خطر تنش با قدرتهای بزرگ ناچیز باشد، همانطور که در تقابل محدود با ایران در ژوئن ۲۰۲۵ مشاهده شد. در پاسخ به این بیاعتمادی، متحدان بهسوی خودکفایی نظامی و هستهای حرکت کردهاند. ژاپن و اروپا بودجههای دفاعی خود را افزایش داده و اولویت خرید تسلیحات را از پیمانکاران آمریکایی به تولیدات داخلی تغییر دادهاند؛ بهطوری که آلمان ۹۲ درصد بودجه تسلیحاتی خود را در داخل اروپا هزینه میکند. همچنین بحث دستیابی به سلاح هستهای در کره جنوبی و لهستان بهطور جدی مطرح شده و عربستان در سپتامبر ۲۰۲۵ توافق دفاعی با پاکستان امضا کرده است. نظم اقتصادی نیز در حال تغییر است و کشورها با پیوستن به پیمانهای تجاری بدون حضور آمریکا، بهدنبال توازن در برابر سیاستهای تهاجمی واشنگتن هستند. اگرچه همکاری با آمریکا بهصورت معاملاتی ادامه خواهد یافت، اما متحدان ناگزیرند برای دنیایی که در آن واشنگتن دیگر نگهبان نظم نیست، آماده شوند./ منبع



