آمریکاخارجیسیاست داخلی و جامعه

فعالان جریان «اول آمریکا» خواهان توافق با ایرانند و از جنگ‌طلب‌ها می‌خواهند ساکت شوند

به‌گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «فعالان جریان «اول آمریکا» خواهان توافق با ایرانند و از جنگ‌طلب‌ها می‌خواهند ساکت شوند» که به‌قلم بن آمبروستر (Ben Armbruster) در پایگاه تحلیلی رسپانسیبل استیتکرافت (Responsible Statecraft) منتشر شده است، به این موضوع می‌پردازد که در حالی که جریان‌های نومحافظه‌کار و متحدانشان در اسرائیل مخالف مذاکره با ایران هستند، چهره‌های بانفوذ جریان «اول آمریکا» از جمله استیو بنن، تاکر کارلسن و مارجری تیلور گرین از دیپلماسی با ایران حمایت می‌کنند و خواهان نادیده‌گرفتن تندروها هستند. در ادامه چکیده این مقاله را می‌خوانید.


در آستانه دور تازه‌ای از گفت‌وگوها میان آمریکا و ایران درباره برنامه هسته‌ای تهران، تنش میان دو جناح اصلی در سیاست خارجی آمریکا به‌ویژه در اردوگاه جمهوری‌خواهان تشدید شده است. در حالی که نومحافظه‌کاران و متحدان آنان در اسرائیل خواهان شروط حداکثری و برچیدن کامل زیرساخت‌های هسته‌ای ایران هستند، جریان موسوم به «اول آمریکا» و حامیان دونالد ترامپ مسیر متفاوتی را پیشنهاد می‌دهند که مبتنی بر واقع‌گرایی، دوری از جنگ و دستیابی به توافقی قابل اجرا است.

جمهوری‌خواهان کنگره اخیرا طی نامه‌ای رسمی به کاخ سفید اعلام کرده‌اند که تنها توافق قابل قبول، توافقی است که شامل پایان ظرفیت غنی‌سازی ایران باشد. این موضع افراطی که حتی شامل نظارت‌ها و محدودیت‌های دائمی نیز می‌شود، به‌طور آشکار تلاشی برای تخریب هر گونه مذاکرات سازنده تلقی شده است. «سینا طوسی» -تحلیلگر سیاست خارجی و پژوهشگر اندیشکده مرکز سیاست بین‌الملل- این درخواست‌ها را «سمّی» توصیف کرده و هشدار داده است که چنین مواضعی نه از موضع مذاکره، بلکه از موضع برهم‌زننده و غیرسازنده مطرح می‌شوند.

در سوی مقابل اما طیف گسترده‌ای از افکار عمومی و حتی پایگاه سیاسی خود ترامپ، یعنی رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه، از رویکرد دیپلماتیک حمایت می‌کنند. نتایج یک نظرسنجی مشترک توسط موسسه نظرسنجی SSRS  و برنامه «مسائل حیاتی» دانشگاه مریلند نشان می‌دهد که ۶۹ درصد از مردم آمریکا خواهان توافقی برای محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران با نظارت‌های شدید هستند. نکته مهم‌تر اینکه ۶۴ درصد از جمهوری‌خواهان – یعنی پایگاه وفادار ترامپ – نیز چنین رویکردی را ترجیح می‌دهند.

چهره‌های تاثیرگذار جریان MAGA نیز به‌صراحت علیه جنگ‌طلبی موضع گرفته‌اند. «استیو بنن» -مشاور سابق ترامپ- نتایج نظرسنجی را نشانه‌ای از «عقلانیت» در افکار عمومی دانسته است. «مارجری تیلور گرین» -نماینده جمهوری‌خواه کنگره- که نزد پایگاه محافظه‌کار نفوذ بالایی دارد، تاکید کرده که فاصله واقعی میان ترامپ و مردم وجود ندارد، بلکه این کنگره و جمهوری‌خواهان سنتی هستند که در مسیر او سنگ‌اندازی می‌کنند.

«تاکر کارلسن» -مجری سرشناس فاکس نیوز و از چهره‌های محبوب پایگاه راست‌گرایان- به‌صراحت هشدار داده است که درگیری نظامی با ایران منجر به کشته‌شدن هزاران آمریکایی خواهد شد و هر کس خواهان چنین جنگی است، نه متحد آمریکا، بلکه دشمن آن است. همچنین «چارلی کرک» -پادکستر برجسته راست‌گرا- با لحنی انتقادی گفته است که ادعای «جنگ سریع و کم‌هزینه» درباره ایران، فریبکاری‌ای است که بارها غلط از آب درآمده و تکرار چنین ادعاهایی نشانه بی‌مسئولیتی است.

با چنین فضای سیاسی‌، تحلیلگران معتقدند ترامپ می‌تواند بدون پرداخت هزینه سیاسی، راه رسیدن به توافق با ایران را در پیش گیرد. «اندرو دی» -سردبیر مجله تحلیلی آمریکن کانزرویتیو- تاکید می‌کند که ترامپ کنترل کامل بر حزب جمهوری‌خواه دارد و با توجه به حمایت پایگاهش و ترس نخبگان محافظه‌کار از رویارویی با موج MAGA، احتمال ایستادگی در برابر او اندک است. به‌گفته «رایان کاستلو» -مدیر سیاست‌گذاری شورای ملی ایرانیان آمریکا  (NIAC)- ترامپ اگر دیدگاه نومحافظه‌کاران را بپذیرد، به‌سمت جنگ سوق داده خواهد شد؛ در حالی که مردم آمریکا از او انتظار دارند رهبری مبتنی بر دیپلماسی را در پیش گیرد.

از منظر بین‌المللی نیز رویکرد کشورهایی مثل عربستان نسبت به مذاکرات با ایران در حال تغییر است. برخلاف مواضع تند عربستان علیه توافق اوباما، رهبران خلیج فارس اکنون از مذاکرات ترامپ و ایران حمایت می‌کنند، چرا که نگران درگیرشدن در یک جنگ منطقه‌ای پرهزینه هستند. «علی واعظ» -از گروه بحران بین‌الملل- می‌گوید که این تغییر موضع لزوما به‌معنای موفقیت در مذاکرات نیست، اما فضای کلی منطقه را نسبت به سال ۲۰۱۵ متفاوت کرده است.

در نهایت، کارشناسانی مانند «کلسی داونپورت» -از انجمن کنترل تسلیحات- بر این نکته تاکید دارند که توافقی مؤثر با ایران لزوما نیازمند حذف کامل ظرفیت غنی‌سازی نیست. وی هشدار می‌دهد که اصرار بر سیاست «غنی‌سازی صفر» نه‌تنها ایران را از میز مذاکره دور می‌کند، بلکه با توجه به دانش هسته‌ای انباشته‌شده ایران، امکان تحقق آن نیز وجود ندارد. او نتیجه‌گیری می‌کند که آمریکا می‌تواند با ترکیبی از محدودیت‌های فنی و سازوکارهای نظارتی سخت‌گیرانه، از تولید سلاح هسته‌ای جلوگیری کرده و در عین حال، به توافقی واقع‌بینانه دست یابد. /منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا