گروههای ضدواکسن با ارائه معانی جدید برای افراد در مواجهه با رنج و بحرانهای شخصی توانستهاند پیروانی جذب کنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پزشکی در بحران است» نوشته ریچل بدارد (Rachael Bedard) در نیویورکتایمز (New York Times) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل تأثیرات گروههای ضدواکسن بر افکار عمومی و احساسات افراد، بهویژه در مواجهه با بحرانها و از دست دادن عزیزان، میپردازد و نقش این گروهها در ساختن معنای جدید برای زندگی افراد را بررسی میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در دومین روز از کنفرانس سالانه «دفاع از سلامت کودکان»، پیتر هیلدبراند با بغض در گلو داستان مرگ دختر هشتسالهاش، دیزی، را روایت کرد. دیزی یکی از دو کودک غیر واکسینه بود که در شیوع بیماری سرخک در غرب تگزاس جان خود را از دست داد. پیتر در سخنرانی خود از بیاعتمادی به پزشک بیمارستان صحبت کرد و اظهار داشت که پزشک وقتی او در اتاق نبود، موضوع سرخک را به همسرش منتقل میکرد. در این پنل، علاوه بر پیتر هیلدبراند، چندین نفر دیگر از جمله اندرو ویکفیلد، پزشک بریتانیایی که به دلیل ارتباط نادرست واکسن سرخک، موربلا و سرخک با اوتیسم، پروانه پزشکی خود را از دست داد، حضور داشتند.
در حین کنفرانس، یکی از اعضای گروه از هیلدبراند خواسته بود تا پرونده پزشکی دخترش را در اختیار سازمان قرار دهد. پس از بررسی، دکتر پییر کوری نتیجه گرفت که دیزی نه به دلیل سرخک، بلکه به دلیل سینهپهلو جان خود را از دست داده است. این نظر باعث شد پیتر هیلدبراند بهطور کامل از درمانهای پزشکی فاصله بگیرد و از این به بعد، هیچکدام از فرزندانش را به بیمارستان نبرد. او همچنین اعلام کرد که اگر کسی قصد داشته باشد بچههایش را مجبور به واکسینه شدن کند، با واکنش شدیدی مواجه خواهد شد.
گروه دفاع از سلامت کودکان بهطور گستردهای از طریق رسانهها فعالیت میکند و فیلمهای ضدواکسن، کانالهای تلویزیونی اینترنتی، خبرنامهها و پستهای اجتماعی را تولید میکند. این سازمان در سال ۲۰۰۷ تأسیس شد و بیشتر بر روی آسیبهای ادعاشده واکسنها متمرکز است. در سال ۲۰۲۳، رابرت اف. کندی، رئیس سابق این سازمان، برای کاندیداتوری ریاست جمهوری از آن جدا شد، اما گروه همچنان در کنار او به فعالیت خود ادامه داد.
در طول کنفرانس، برخی از شرکتکنندگان داستانهای مشابهی از ازدست دادن شغل یا موقعیت اجتماعی خود به دلیل مخالفت با واکسیناسیون را بیان کردند. بسیاری از این افراد تجربههای خود را با دیگران به اشتراک میگذاشتند و باور داشتند که گروه دفاع از سلامت کودکان به آنها کمک کرده تا معنای جدیدی برای زندگی خود بیابند.
این کنفرانس، بیشتر از اینکه به دنبال جذب مخاطبان جدید باشد، شبیه به یک مراسم مذهبی برای اعضای وفادار بود. شرکتکنندگان، بهویژه والدینی که اعتقاد داشتند اختلالات نورورشد کودکشان به دلیل واکسنها ایجاد شده است، در کنار هم گرد آمده بودند و خود را از این طریق تقویت میکردند. فرهنگ پزشکی متعارف، بهویژه در دوران بحرانها، معمولا بر این باور است که با آموزش و تغییر باورهای مردم میتوان از تکرار فجایع جلوگیری کرد، اما این دیدگاه ممکن است به افرادی که درد و رنج دارند کمک کافی نکند.
درنهایت، گروههای ضد واکسن مانند «دفاع از سلامت کودکان»، به دلیل ارائه معنای جدید به افراد در مواجهه با رنج و بحرانهای شخصیشان، رشد کردهاند. این گروهها به افراد احساس باور و ارزشمندی میدهند و آنها را به فکر کردن به خود بهعنوان افرادی شجاع و دانای حقیقت تشویق میکنند. از سوی دیگر، پزشکی و سیاستهای بهداشتی سنتی، بهجای تقویت ارتباط با افراد و ارائه حمایت معنوی، تنها بر آموزش و تغییر باورها تمرکز میکنند، که ممکن است منجر به از دست دادن افرادی شود که میتوانستیم به آنها کمک کنیم./ منبع



