آیا حذف برنامههای ایدئولوژیک به معنای سیاسیسازی ارتش آمریکا است؟
پاکسازی ارتش آمریکا از تفکرات ایدئولوژیک چپگرا، گامی کلیدی در جهت غیرسیاسیسازی نیروهای مسلح است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا حذف برنامههای ایدئولوژیک به معنای سیاسیسازی ارتش آمریکا است؟» نوشته سینیکال پوبلیوس (Cynical Publius) در آمریکن گریتنس (American Greatness) منتشر شده است. این یادداشت به دفاع از اقدامات پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده، در راستای حذف برنامههای ایدئولوژیک موسوم به DEI از ساختار نظامی این کشور میپردازد. متن با لحنی انتقادی نسبت به سیاستهای دولتهای پیشین، برچسب «سیاسیکاری» به این اقدامات اصلاحی را رد کرده و آن را تلاشی برای بازگرداندن ارتش به اصول قانون اساسی و افزایش آمادگی رزمی معرفی میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
انتقادات ژنرالها و دریاسالارهای بازنشسته متمایل به حزب دموکرات مبنی بر اینکه اقدامات پیت هگست موجب سیاسی شدن ردههای ارشد نظامی ایالات متحده میشود، با واقعیت عملکرد او همخوانی ندارد. برخلاف ادعاهای مطرحشده در رسانهها، تلاش برای ریشهکن کردن دکترین «تنوع، برابری و شمول» (DEI) در واقع گامی برای زدودن فراگیرترین ایدئولوژی سیاسی از بدنه نیروهای مسلح پس از جنگ داخلی آمریکا به شمار میرود.
ریشه دکترین تنوع، برابری و شمول به نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت بازمیگردد که به جای طبقات اقتصادی، سیستمهای خود را بر محور گروههای مظلومنما و شاکی بنا میکند. این فلسفه با نفی حقیقت عینی و مشروط دانستن آن به ساختارهای قدرت، در تضاد آشکار با قانون اساسی ایالات متحده و اصول حقوق طبیعی قرار دارد؛ اصولی که بر برابری ذاتی انسانها پیشگاه خداوند پای میفشارند. اما ساختار تنوع، برابری و شمول با تمرکز بر نژاد، قومیت، جنسیت و گرایشهای جنسی، اصالت فردی را سلب کرده و نوعی تعصب مدرن را جایگزین آن میسازد که با سوگند نظامیان برای دفاع از قانون اساسی همخوانی ندارد.
روند ورود این تفکرات به سیستم ترفیع ارتش از دوران باراک اوباما و جو بایدن شتاب گرفت. در این دوره، اصول نظامی دستخوش تغییر شد؛ به طوری که کتابهای مرتبط با این دکترین به منابع مطالعاتی اجباری تبدیل گشتند، استانداردهای فیزیکی در مشاغل رزمی برای پذیرش زنان تغییر یافت و ملاکهای نژادی بر شایستهسالاری پیشی گرفت. موضعگیریهای مقامات ارشد نظامی وقت در برابر کنگره درباره لزوم درک برخی مفاهیم نژادی، گواهی بر نفوذ این رویکرد در سطوح کلان بود.
این سیاستها تبعات منفی ملموسی بر انضباط و کارایی رزمی نیروهای مسلح بر جای گذاشت. فرماندهان نظامی به دلیل هراس از اتهاماتی چون نژادپرستی یا جنسیتزدگی، در اعمال تدابیر انضباطی دچار تردید شدند و همین امر به تضعیف روحیه هدایت فرماندهی منجر شد. مقامات نظامی بازنشستهای که امروز به مخالفت برخواستهاند، خود در زمان خدمت با همراهی با این جریان، زمینه ارتقای شغلی خود را فراهم کرده بودند.
حذف این مأموریتهای ساختاری و احیای اصول سنتی نظامی در طول دو سال گذشته، واکنشی به این آزمایش ناموفق تلقی میشود. بازسازی ارتش بر پایه شایستهسالاری و برابری واقعی، اقدامی در جهت بازگرداندن نیروهای مسلح به وظیفه اصلی خود یعنی حفظ آمادگی دفاعی است. تداوم این مسیر اصلاحی به نتایج انتخاباتهای آتی بستگی دارد، اما در شرایط کنونی، این اقدامات بزرگترین تلاش برای جداسازی ارتش از قطببندیهای سیاسی به شمار میرود./منبع



