هنر تعامل با ترامپ
تجربه کانادا نشان میدهد مقابله متقابل میتواند اهرم مذاکرات تجاری با ترامپ را حفظ کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هنر تعامل با ترامپ» نوشته کریستیا فریلند (Chrystia Freeland) در آتلانتیک (Atlantic) تجربه مذاکرات تجاری کانادا با دولت نخست ترامپ، الگوی مواجهه با سیاست تجاری مبتنی بر تعرفه و فشار را بررسی میکند و بر اهمیت آمادگی، حفظ خطوط قرمز، اقدام متقابل و تعامل همزمان با طیف گستردهتری از جامعه و نهادهای آمریکا تأکید دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
تجربه مذاکرات تجاری کانادا با دولت نخست دونالد ترامپ نشان میدهد که مناسبات تجاری با واشنگتن در دوره او از الگوی سنتی مذاکره برای دستیابی به منافع متقابل فاصله گرفته و بیش از گذشته با ملاحظات سیاسی داخلی و ژئوپلیتیکی پیوند خورده است. در این رویکرد، تعرفهها تنها ابزار حمایت از تولید داخلی نیستند، بلکه میتوانند برای وادار کردن شرکای تجاری به پذیرش خواستههای گستردهتر آمریکا نیز به کار گرفته شوند.
کانادا در سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ با تهدید آمریکا برای کنار گذاشتن توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی مواجه شد. واکنش اتاوا بر آمادگی قبلی، حفظ کانال مذاکره و در عین حال تعیین خطوط قرمز استوار بود. پس از اعمال تعرفه آمریکا بر فولاد و آلومینیوم کانادا، دولت کانادا نیز تعرفههای متقابل وضع کرد و تلاش کرد کالاهایی را هدف قرار دهد که فشار اقتصادی و سیاسی بیشتری بر حوزههای انتخاباتی حساس در آمریکا وارد میکردند. این اقدام در شرایطی انجام شد که وابستگی اقتصادی کانادا به تجارت با آمریکا بسیار بیشتر بود و در نتیجه، هزینه رویارویی برای کانادا نیز بالقوه سنگینتر محسوب میشد.
یکی از محورهای اصلی این تجربه، پرهیز از انتخاب میان مذاکره و مقابله است. رویکرد کانادا تلاش کرد امکان همکاری در حوزههای مشترک را حفظ کند، اما همزمان نشان دهد که تهدیدهای تجاری بدون هزینه نخواهند بود. در مذاکرات توافق جدید آمریکای شمالی، همین ترکیب به کانادا امکان داد برخی نگرانیهای آمریکا درباره دستمزد کارگران و زنجیره تولید خودرو را بپذیرد و در مقابل، سازوکارهایی برای حمایت از نیروی کار و صنایع خود پیشنهاد کند. نتیجه، توافقی بود که در آن بخشی از اختلافات ساختاری تجارت منطقهای نیز مورد بازنگری قرار گرفت.
بخش دیگری از راهبرد، عبور از تمرکز صرف بر کاخ سفید و برقراری ارتباط با کنگره، دولتهای ایالتی، کشاورزان، شرکتها و سایر گروههای ذینفع آمریکایی بود. در جریان اختلافات تعرفهای، کانادا با سیاستمداران جمهوریخواه و نمایندگان مناطق وابسته به تجارت نیز ارتباط برقرار کرد. همزمان، فشار ناشی از تعرفههای متقابل بر برخی بخشهای اقتصاد آمریکا، از جمله کشاورزی، به شکلگیری مخالفت داخلی با ادامه سیاست تعرفهای کمک کرد. این تجربه نشان میدهد که ساختار تصمیمگیری آمریکا صرفاً به اراده رئیسجمهور محدود نیست و منافع اقتصادی گروههای مختلف میتواند بر مسیر مذاکرات اثر بگذارد.
در شرایط کنونی نیز این تجربه بهعنوان الگویی برای متحدان آمریکا مطرح شده است. افزایش اتکا به تعرفهها و امتیازگیری میتواند کشورهای همپیمان را میان پذیرش فشار یا ایجاد واکنش متقابل قرار دهد. هماهنگی میان متحدان، استفاده هدفمند از اهرمهای اقتصادی و حفظ امکان گفتوگو میتواند به آنان اجازه دهد بدون قطع روابط، هزینه تصمیمهای یکجانبه را افزایش دهند. در این چارچوب، اختلاف تجاری صرفاً مسئلهای اقتصادی نیست و مستقیماً بر اعتماد سیاسی میان آمریکا و متحدانش نیز اثر میگذارد./ منبع



