آمریکاامنیت و دفاعخارجی

تایوان و چالش‌های مداخله آمریکا

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تایوان و چالش‌های مداخله آمریکا» به قلم لایل گلدستین (Lyle Goldstein)  در اندیشکده اولویت‌های دفاعی (Defense Priorities) منتشر شده است. این مقاله توانایی آمریکا برای دفاع از تایوان در برابر تهاجم چین را محدود و پرهزینه دانسته و استدلال می‌کند که مزیت‌های جغرافیایی و اراده سیاسی چین احتمال موفقیت واشنگتن را کاهش می‌دهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


این یادداشت با تأکید بر دو مزیت اصلی چین یعنی نزدیکی جغرافیایی و اراده قاطع استدلال می‌کند که هرچند آمریکا در زمینه‌های کلیدی چون زیردریایی‌های هسته‌ای و جنگنده‌های نسل پنجم برتری کیفی دارد، اما در صورت مداخله مستقیم در دفاع از تایوان، با دشواری‌های جبران‌ناپذیر مواجه خواهد شد. تایوان تنها ۹۰ مایل از سواحل چین فاصله دارد، در حالی‌که نزدیک‌ترین پایگاه اصلی آمریکا در گوام بیش از ۱۷۰۰ مایل دور است. این فاصله موجب می‌شود نیروهای زمینی آمریکا نتوانند به‌موقع در نبرد اولیه حضور یابند و هم‌زمان حملات موشکی و پهپادی چین پایگاه‌های منطقه‌ای را از کار بیندازد. بنابراین، حتی اگر واشنگتن تصمیم به اعزام نیرو بگیرد، پنجره زمانی ورود آنان سریعاً بسته خواهد شد و شبکه دفاعی ضد‌دسترسی چین (A2/AD) مانع نفوذ مؤثر نیروی دریایی آمریکا می‌شود. زیردریایی‌های آمریکا تنها ابزار نسبتاً مؤثر خواهند بود، اما توان آتش آن‌ها نیز برای متوقف کردن تهاجم کافی نیست.

بررسی سناریوهای جایگزین، از جمله محاصره یا نمایش قدرت چین به‌جای تهاجم مستقیم، می‌گوید این گزینه‌ها گرچه کم‌هزینه‌ترند، اما به تایوان فرصت واکنش و به آمریکا زمان بسیج نیرو می‌دهند و می‌توانند موجب تحریم‌های سنگین جهانی علیه پکن شوند. با این حال، تهاجم همه‌جانبه همچنان محتمل‌ترین گزینه از دید پکن است، زیرا تنها راه تضمین کنترل قطعی بر جزیره خواهد بود. وکنش آمریکا چند صورت دارد: از «گزینه اوکراین» یعنی تحریم و تقویت متحدان، تا «تشدید افقی» از طریق فشار در نقاط دیگر، یا حتی تلاش برای بازپس‌گیری تایوان پس از سقوط آن؛ گزینه‌ای که غیرواقع‌بینانه و پرهزینه است.

بخش‌های بعدی یادداشت توانایی آمریکا در سه حوزه زمینی، هوایی و دریایی را می‌سنجد. اعزام نیروی زمینی ناممکن دانسته می‌شود، زیرا جابه‌جایی ده‌ها هزار سرباز در فاصله هزاران مایلی با خطر تشدید درگیری روبه‌روست. در نبرد هوایی نیز چین با ده‌ها پایگاه نزدیک به تایوان و توان موشکی گسترده، دست بالا را دارد؛ در حالی‌که پایگاه‌های معدود آمریکا در اوکیناوا و گوام به‌سادگی هدف قرار می‌گیرند. برتری کیفی جنگنده‌های آمریکایی ممکن است نسبت انهدام ۳ به ۱ ایجاد کند، اما حجم عظیم نیروهای هوایی چین این مزیت را خنثی می‌کند. دریا نیز برای آمریکا صحنه‌ای خطرناک است: ناوهای هواپیمابر در تیررس موشک‌های ضدکشتی بالستیک و مافوق‌صوت چین قرار دارند و شبکه اطلاعاتی و راداری چین، با بیش از ۲۹۰ ماهواره شناسایی، رصد دقیق ناوگان آمریکا را ممکن کرده است.

زیردریایی‌های هسته‌ای آمریکا مرگبار اما ناکافی‌اند؛ چراکه تسلیحات محدود، زمان طولانی بازآماد و تلفات بالا باعث می‌شود نتوانند بخش بزرگی از ناوگان تهاجمی چین را نابود کنند. چین نیز با توسعه سریع جنگ ضدزیردریایی، از هلیکوپترها و پهپادها تا شبکه حسگرهای زیردریایی موسوم به «دیوار بزرگ زیر‌دریا»، آسیب‌پذیری گذشته خود را کاهش داده است. برآوردها نشان می‌دهد حتی در بهترین حالت، ناوگان زیردریایی آمریکا می‌تواند تنها درصد اندکی از هزاران کشتی نظامی و غیرنظامی چین را در هفته نخست غرق کند.

در بُعد هسته‌ای هر درگیری متعارف میان دو قدرت اتمی می‌تواند به سرعت از کنترل خارج شود. حتی اگر هیچ جنگی درنگیرد، صرف آمادگی برای چنین نبردی صدها میلیارد دلار هزینه و تمرکز سیاست خارجی آمریکا را از اولویت‌های جهانی منحرف خواهد کرد. در پایان نتیجه گرفته می‌شود که دفاع از تایوان هزینه‌ای بسیار بالا، احتمال شکست فاجعه‌بار و ریسک هسته‌ای دارد و منافع محدود آن نمی‌تواند چنین خطراتی را توجیه کند؛ از این رو، تایوان جای مناسبی برای تعیین «خط قرمز» آمریکا نیست./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا