چرا گروه ۲۰ به یک یادگار از دوران گذشته تبدیل شده است
گروه ۲۰ برای حفظ یک سیستم جهانی لیبرال که اکنون در حال فروپاشی است، ایجاد شد اما دیگر قادر به ایجاد اجماع در محیط چندقطبی و مملو از بیاعتمادی کنونی نیست.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چرا گروه ۲۰ به یک یادگار از دوران گذشته تبدیل شده است» به قلم فیودور لوکیانوف (Fyodor Lukyanov) در راشا تودی (Russia Today) منتشر شده است. این مقاله استدلال میکند که گروه ۲۰ بهعنوان یک نهاد چندجانبه دیگر قادر به ایفای نقشی که برای آن ایجاد شده بود، نیست. نویسنده توضیح میدهد که گروه ۲۰ در پی بحران مالی آسیا در اواخر دهه ۱۹۹۰، با هدف مدیریت شوکهای اقتصادی در چارچوب یک جهانیشدن لیبرال تحت سلطه غرب ایجاد شد، اما این دوره بهپایان رسیده است؛ او معتقد است که اکنون نظام بینالملل با بیاعتمادی عمیق و اولویتهای واگرا مشخص میشود و ترامپ با رویکرد یکجانبهگرایی و اکثریت جهانی با ساختارهای موازی (مانند بریکس)، به کارایی این مجمع پایان دادهاند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
گروه ۲۰ (G20) نه بر اساس ایدئولوژی، بلکه از سر ضرورت، و بهدنبال بحران مالی آسیا در سالهای ۱۹۹۷-۱۹۹۸ متولد شد. هدف این بود که در جهانی بههمپیوسته، مدیریت شوکها دیگر تنها در انحصار یک باشگاه غربی مانند گروه ۷ نباشد. این مجمع بزرگترین کشورهای تأثیرگذار از هر منطقه را گرد هم آورد تا به قدرتهای نوظهور حق اظهار نظر بدهد و مبنای مشروعیت گستردهتری برای غرب فراهم سازد. در اوج خود، گروه ۲۰ بهعنوان وصله و بستری عمل میکرد که در آن هماهنگی و قوانین همچنان برای حفظ سیستم موجود اهمیت داشت.
اما آن دنیا از دست رفته است. بحرانهای دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ در چارچوب سیستمی رخ دادند که با جهانیشدن لیبرال، اتصال قوی، تنظیم قوانین و تسلط نهادهای غربی تعریف میشد. کشورهای غیرغربی، ادغام محدود را در ازای کسب نفوذ میپذیرفتند، و غرب نیز برای افزایش مشروعیت و کارایی سیستم خود، تا حدودی درها را باز میکرد. آن دوران اکنون به پایان رسیده است و دو عامل اصلی، کارکرد گروه ۲۰ را بیاعتبار کرده است:
- تغییر در غرب: واشنگتن دیگر هیچ ارزشی در حکمرانی جهانی مبتنی بر اجماع گسترده نمیبیند. غریزه کنونی آن، کاهش سازوکارهای چندجانبه، مذاکره دوجانبه و استفاده از فشار بهجای ترغیب است. دونالد ترامپ این رویکرد را در بالاترین سطح بهکار میگیرد. تصمیم آمریکا برای بایکوت نشست ژوهانسبورگ ۲۰۲۵ (که ترامپ آن را «نسلکشی سفیدپوستان» در آفریقای جنوبی خواند)، نماد این بیعلاقگی است. این باعث میشود ریاست گروه ۲۰ بهطور نمادین به یک صندلی خالی (ایالات متحده، میزبان بعدی) برسد.
- ظهور «اکثریت جهانی»: جهان غیرغربی دیگر مایل نیست در موقعیت زیردست باقی بماند و بهطور فزایندهای در حال جستوجوی ساختارهای موازی است. بریکس برجستهترین نمونه است که با افزایش اعضا و جاهطلبی، بهدنبال بسترهایی است که تحت سلطه واشنگتن و متحدانش نباشند./ منبع



