آیا دموکراسی آمریکایی میتواند پس از ترامپ احیا شود؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آیا دموکراسی آمریکایی میتواند پس از ترامپ احیا شود؟» نوشتهی نیکلاس کریستوف (Nicholas Kristof)، و منتشرشده در نیویورک تایمز (The New York Times)، پیامدهای داخلی و بینالمللی دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ را بررسی میکند و امکان بازسازی نهادهای دموکراتیک و جایگاه جهانی آمریکا را در مواجهه با چالشهای سیاسی و اجتماعی ناشی از این دوره تحلیل مینماید. در ادامه، چکیده مطلب را میخوانید.
در چند سال اخیر، بسیاری از مردم آمریکا بهدلیل عملکرد دونالد ترامپ دچار ناامیدی و ترس شدهاند و برخی حتی در فکر ترک کشور و مهاجرت به کانادا هستند. این نگرانیها یادآور سالهای پیش از جنگ جهانی دوم و قدرت گرفتن دیکتاتوریها در اروپا است، ولی شرایط امروز با آن دوران تفاوتهای مهمی دارد. در جهان پس از جنگ سرد، مدلهای اقتدارگرایی با شکلهای پیچیدهتری ظاهر شدهاند؛ رهبرانی کاریزماتیک که با استفاده از آرای مردم به قدرت میرسند اما به تدریج نهادهای دموکراتیک را به نفع خود تغییر میدهند و از دموکراسی سوءاستفاده میکنند. در این کشورها انتخابات وجود دارد اما کاملاً عادلانه نیستند، رسانهها آزاد نیستند اما همچون دوران اتحاد جماهیر شوروی هم کاملاً تحت کنترل نیستند و دستگاههای امنیتی ممکن است به شکنجه متوسل نشوند اما مخالفان را تحت فشارهای مالی و اداری قرار میدهند. نمونههایی از این نوع حکومتها را میتوان در کشورهای مجارستان، لهستان، فیلیپین و هند مشاهده کرد. در این سیستمها، رقابت سیاسی همچنان اهمیت دارد و امکان برکناری رهبران اقتدارگرا در دورههای انتخاباتی فراهم است.
در دهههای اخیر، برخی از این رهبران اقتدارگرا در کشورهای مختلف با واکنشهایی مواجه شدهاند که باعث کاهش محبوبیت و یا حتی پایان دوران حکمرانی آنها شده است. در برزیل، رئیسجمهور سابق در معرض محاکمه به اتهام تلاش برای کودتا قرار گرفته است. در مجارستان، حزب حاکم در نظرسنجیها محبوبیت کمتری دارد. در فیلیپین، روزنامهنگار برجستهای که هدف حملات دولت بود، جایزه نوبل دریافت کرده و خود رئیسجمهور سابق با اتهامات جنایت علیه بشریت روبرو شده است. این نمونهها نشان میدهند که حتی اقتدارگرایان قدرتمند نیز در نهایت ممکن است سرنگون شوند و نظامها بازسازی گردند.
اگرچه رهبران موقت میتوانند آسیبهای بلندمدتی وارد کنند، اما کشورهایی که نهادها و ساختارهای قوی دارند، مقاومت بیشتری نشان میدهند. مثلاً امپراتوری روم توانست دوران حاکمیت نرون و کالیگولا را پشت سر بگذارد و آمریکا نیز پس از جنگ داخلی و دورههای پرتنش تاریخی خود، همچنان به حیات سیاسی ادامه داده است. با این حال، ترامپ برخی از پایههای قدرت آمریکا را تضعیف کرده است؛ از جمله نظام آموزش عالی، پژوهشهای علمی، حاکمیت قانون، مهاجرت و جذب نخبگان، قدرت اقتصادی و نرم و نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین و همکاری که پس از جنگ جهانی دوم ایجاد شده بود.
در داخل آمریکا، سیستم قضایی فدرال و برخی نهادهای آموزشی و رسانهای توانستهاند در برابر فشارها مقاومت کنند. بهعنوان مثال، دانشگاه هاروارد و برخی رسانهها استقلال خود را حفظ کردهاند. با این وجود، سیاستهای دولت ترامپ در حوزه بهداشت عمومی، مانند تردید نسبت به واکسنها و قطع حمایت از پژوهشهای پیشرفته، میتواند عواقب جدی مانند بازگشت بیماریهای واگیردار و افزایش احتمال بروز همهگیریهای جدید به دنبال داشته باشد. همچنین تصمیمهای دولت برای کاهش برنامههای بیمه سلامت ممکن است منجر به از دست رفتن پوشش بیمهای میلیونها نفر و مرگهای پیشگیریپذیر شود.
در حوزه بینالمللی، پیامدهای اقدامات ترامپ عمیقتر و پیچیدهتر است. تضعیف اعتماد متحدان به آمریکا، تردید نسبت به ناتو، کاهش اعتبار دلار بهعنوان ارز پایه نظام مالی جهانی و چالشهای جدید در نظم بینالملل باعث شدهاند بازسازی این موقعیت دشوارتر شود. سؤالات زیادی درباره امکان بازیابی جایگاه آمریکا و بازسازی همکاریهای جهانی مطرح است؛ از جمله درباره توانایی بازسازی نظام امنیتی جهانی، مقابله با تهدیدات نوظهور مانند هوش مصنوعی و مقابله با بیماریهای همهگیر.
با وجود این چالشها، تجربههای جهانی از کشورهای مختلف نشان میدهد که بازسازی و بازیابی نظامهای دموکراتیک امکانپذیر است. اگر مردم فیلیپین توانستهاند دولت اقتدارگرای خود را به چالش بکشند و کشورشان را پس بگیرند، امید به بازگشت آمریکا به مسیر دموکراسی نیز وجود دارد. در این شرایط، بهجای فرار و مهاجرت، باید برای آینده کشور و جهان ایستاد و تلاش کرد. این موقعیت نیازمند احیای نوعی «وطنپرستی لیبرال» است که بر ارزشها و نهادهای دموکراتیک تکیه دارد و اجازه نمیدهد آسیبهای فعلی، زمینهساز فروپاشی دموکراسی شود.
بنابراین، با وجود آسیبهای جدی داخلی و بینالمللی ناشی از دوره ترامپ، هنوز فرصت و ظرفیت برای بازسازی آمریکا وجود دارد. این راه دشوار است اما تاریخ و تجربههای جهانی نشان دادهاند که مقاومت و احیای دموکراسی ممکن است و باید برای حفظ و تقویت آن تلاش کرد./ منبع