چگونه یک نظم لیبرال پساآمریکایی بسازیم
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چگونه یک نظم لیبرال پساآمریکایی بسازیم» به قلم فیلیپس پی. اوبراین (Phillips P. O’Brien)در فارن افرز (Foreign Affairs)منتشر شده است. این مقاله به بررسی لزوم بازسازی روابط بینالمللی دموکراسیهای جهان در پی کاهش تعهدات آمریکا به متحدانش و نظم مبتنی بر قواعد میپردازد و استدلال میکند که دموکراسیها باید با تقویت همکاریهای دفاعی و اقتصادی، خود را از نوسانات سیاست آمریکا مستقل کرده و از آزادیهایشان محافظت کنند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
ایالات متحده که زمانی «رهبر جهان آزاد» نامیده میشد، در هفت ماه نخست دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، تعهدات دفاعی خود را تضعیف کرده است. او ماده ۵ ناتو را زیر سؤال برده، جنگ تعرفهای علیه بسیاری از کشورها راهاندازی کرده و تهدید به قطع حمایت از اوکراین نموده است. متحدان سنتی آمریکا دیگر نمیتوانند به واشنگتن برای تأمین امنیت یا حفظ نظم مبتنی بر قواعدی که طی یک قرن ساخته بود، اعتماد کنند. بدتر اینکه، ترامپ با گرایش به رهبران اقتدارگرا مانند ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ، و تحقیر رهبران دموکراتیک مانند جاستین ترودو، خطراتی فراتر از رهاکردن متحدان ایجاد کرده است. دیدار او با پوتین در آگوست ۲۰۲۵ در آنکوریج آلاسکا و مذاکرات درباره تقسیم اوکراین، همراه با اظهارات جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور، مبنی بر پایان حمایت از اوکراین و تشویق نیروهای راست افراطی در اروپا، نشاندهنده این چرخش است. در داخل، اقدامات ضددموکراتیک مانند تغییر مرزهای حوزههای انتخاباتی و فشار بر رسانهها، اعتماد متحدان دموکراتیک را کاهش داده است.
ترامپ ظاهراً بهدنبال ایجاد سه حوزه نفوذ جهانی است: آمریکا در قاره آمریکا، چین در شرق اقیانوس آرام و روسیه در اروپا؛ مشابه پیمان سه امپراتور در قرن نوزدهم. این امر متحدان دموکراتیک آمریکا در آسیا، اروپا و آمریکای شمالی را وادار میکند تا سیاستهای خارجی، اقتصادی و سیاسی خود را بازسازی کنند تا در برابر قدرتهای اقتدارگرا با اقتصاد و ارتشهای برتر و تسلیحات هستهای گسترده مقاومت کنند. دموکراسیهای اقیانوسیه (استرالیا، ژاپن، نیوزیلند، فیلیپین، کره جنوبی، تایوان)، کانادا و دموکراسیهای در حال توسعه مانند برزیل، بلوک منسجمی نیستند و روابط اقتصادی بیشتری با کشورهای غیرلیبرال دارند.
برای بقا، دموکراسیها باید همکاریهای دفاعی و اقتصادی را تقویت کنند. آنها باید ضعف خود در تسلیحات هستهای را که تنها در اختیار انگلیس و فرانسه است و به فناوری آمریکا وابستهاند، برطرف کنند. اروپا میتواند کلاهکهای هستهای بسازد، اما برای سامانههای پرتاب به کمک دموکراسیهای اقیانوسیه، مانند ژاپن با ظرفیت موشکی دوربرد، نیاز دارد. در مقابل، اروپا میتواند در توسعه کلاهکها و نگهداری تسلیحات به آنها کمک کند. همکاری در تسلیحات متعارف، مانند کشتیسازی نیز میتواند سرمایهگذاریهای دفاعی را بهینه کند؛ بهویژه با حرکت به سمت سامانههای کوچکتر و خودکار. در حوزه اقتصادی، دموکراسیهایی مانند استرالیا، کانادا و اوکراین، با منابع غنی مانند مواد معدنی کمیاب، میتوانند با تجارت متقابل، ارتشها و اقتصادهای خود را تقویت کنند. تجارت بین دموکراسیها، با تکیه بر حاکمیت قانون، میتواند نسبت به کشورهای اقتدارگرا با فساد بالا، مانند چین و روسیه، یا حتی آمریکا با کاهش قوانین ضدفساد، مزیتی رقابتی ایجاد کند.
کانادا، با اقتصاد وابسته به آمریکا و مرز طولانی غیرقابل دفاع، باید از تحریک واشنگتن اجتناب کند، اما در برابر تلاشهای الحاقگرایانه مقاومت کرده و روابط دفاعی با اروپا و آسیا را تقویت کند. در بلندمدت، دموکراسیها باید اقتدارگرایان را تضعیف کنند؛ بهویژه روسیه که ضعیفترین قدرت اقتدارگراست. اروپا با برتری اقتصادی و فناوری، میتواند با حمایت از مخالفان پوتین، توقیف ناوگان سایه روسیه و سرنگونی پهپادهای آن، و کمک به اوکراین، مشروعیت حکومت پوتین را تضعیف کند. این راهبرد میتواند اروپا را به گزینهای جذاب برای جوانان روس تبدیل کرده و حکومت کنونی را سرنگون کند، که به گسترش دموکراسی کمک خواهد کرد. اگر آمریکا از اقتدارگرایی فاصله بگیرد، میتواند همکاری دموکراسیها را نهادینه کند، اما دیگر نباید رهبری جهان آزاد را بر عهده گیرد./ منبع



